گندم گياهي است که از خانواده Poaceae واز جنس Tiriticum . بارزترين خصوصيات گياه شناسي گندم عبارتند از :

▪ ريشه :

که عبارتند از ؛ ريشه هاي اوليه و ريشه هاي ثانويه .

۱) Seminal

به ريشه اوليه ديشه حقيقي و ريشه بذري نيز مي گويند . اين ريشه ها از گياهگ بذر منشآ مي گيرند .

ريشه هاي اوليه پوشيده از کرک هاي نازک بنام تارهاي کشنده مي باشد . که وظيفه جذب آب و املاح را دارند.

۲) Secondary roots

به ريشه هاي ثانويه نابجا يا کاذب مي گويند . نقش اصلي و اساسي ريشه به عهده اين نوع ريشه ها مي باشد .اين ريشه ها از گره انشعاب يا طوقه Crown محلي که اندام هاي هوايي يا پنجه نيز ايجاد مي شود ، منشا ُ مي گيرند .

▪ ساقه Culm

تمام گندم ها داراي ساقه استوانه اي ، بند بند ، بدون انشعاب و اغلب تو خالي مي باشد که به آن سوفار يا سوفال گفته مي شود.

هر بند ساقه را يک گره node و فواصل آنها را ميانگره Inter node مي گويند .

تعداد گره و فواصل آنها در واريته هاي مختلف گندم ۵-۸ واغلب ۶ عدد دانست . ساقه در محل گره در تمتم انواع وارقام تو پر بوده وطول ميانگره از پايين به طرف بالا بيشتر مي باشد .

▪ برگ Leaf

گندم داراي برگ هاي کشيده و باريک به طول متوسط ۱۵- ۲۰ سانتي متر با رگ برگ هاي موازي مي باشد. هر برگ از دو قسمت پهنک وغلاف تشکيل شده است .

غلاف هر برگ که در جهت طولي شکاف دارد، تمام يک ميان گره را پوشانده و در محل اتصال آن به پهنک يک زائده به نام Ligule و يک جفت زائده به نام Stipule با گوشوارک Auricule ديده مي شود.

▪ گل وگل آذين گندم

( Flower and Inflorescence)

هرگندم شامل يک مادگي يک برچه اي ساده با کلاله دو شاخه اي و ۳ پرچم مي باشد . بساک پرچم ها شبيه X مي باشد.

کاسبرگ وگلبرگ در گندم وجود ندارد. اما برگ هاي تغيير شکل يافته اي به نام پوشينه glumlle مانند دو قاشقک اندام هاي زاياي برگ را مي پوشانند. به پوشينه داخلي پالئا وبه پوشينه خارجي Awn مي گويند ولذا پرچم ودانه گروه توليدي آن راه به بيرون ندارد. در قائده پوشينه در درون دو جسم بالشتک مانند به نام Lodiculess قرار گرفته است. لوديکولها با تورم خود باعث باز شدن لما و پالئا از هم و آذاد شدن اندام هاي زايا مي شوند.

▪ گرده افشاني و لقاح

ـ Pollination and fecundation

گندم گياهي دو جنسي hermaphrodite و خود لقاح مي باشد . درصد دگر لقاهي در اين گياه معمولاً ۱% و حداکثر به ۴% ممکن است برسد.

خود گشني گندم به اين دليل است که رسيدن پرچم ها ،آزاد کردن دانه هاي گرده و تلقيح حدود ۹۹% گلها قبل از باز شدن پوشينه از يکديگر مي باشد.

عمل لقاح از ميان طول سنبله شروع شده و به دو طرف ادامه پيدا مي کند .

ـ ميوه دانه

ـ fruit and grain

پس از ترکيب سلول زايشي دانه گرده با سلول تخم زاي کيسه جنيني واقع در تخمدان مادگي ،سلول تخم حاصل مي شود.

در اثر تکامل تخم ، گياه جنين - رويان Germ = embryo دانه به وجود مي آيد و يا رشد وتکامل فرايند لقاح مظاعف ، اندوخته غذايي دانه يا آندوسپرم حاصل مي شود. طول ميوه گندم ۳-۱۲ ميليمتر ، قطر آن ۱.۵- ۵ ميليمتر وزن هزار دانه آن ۱۵ – ۵۲ گرم وزن هکتار ليتر آن ۵۲- ۷۹ کيلو گرم است.

● برداشت گندم

بايد به موقع صورت گيرد. برداشت زودتر يا ديرتر از موقع محصول، موجب کاسته شدن کيفيت آن مي شود. برداشت زود هنگام محصول هم موجب پايين آمدن کيفيت گندم مي گردد.

وزن دانه ها تا زمان رسيدن دانه افزايش مي يابد، ولي پس از آن رو به کاهش مي گذارد. همچنين دانه هاي نارسي که زود هنگام برداشت مي شوند، چه در مزرعه و چه در انبار بيشتر در معرض آسيب هاي ناشي از گرما و آفات از جمله کپک زدگي قرار مي گيرند. زمان مناسب براي برداشت دانه، موقعي است که آندوسپرم دانه هاي گندم سفت شده و ميزان رطوبت آن هم به ۱۸ تا ۲۰رسيده باشد.

گندم:در فصل برداشت به آب و هواي گرم و خشک نياز دارد.

● ميزان بذر مصرفي

▪ ناصر مجنون حسيني و بهمن يزدي صمدي:

در شرايط معمول کشت گندم از ۶۰ کيلوگرم در زراعت ديم لغايت۲۰۰ کيلوگرم در هکتار در زراعتهاي پاييزه آبي متغير است. در زراعتهاي پاييزه گندم آبي نسبت بذر مصرفي به توليد يک به بيست است. ميزان بذر کمتر و يا بيشتر از معمول در برخي مواقع و به دلايل متعددي به شرح زير توسط کشاورزان مورد استفاده قرار مي گيرد. از آن جمله: واريته هاي بذر درشت (اندازه بذر) واريته هائي با پتانسيل (توانائي) پنجه زني کم، کشت بهاره، کشت دير (در پائيز يا بهار)، روش دستپاش، اراضي سنگين، درصد جوانه زني پائين و غيره.

خسارت هاي وارده بر بذر گندم به هنگام داشت، برداشت و پس از برداشت توسط برخي عوامل بيماري زا و آفات (در مزرعه و انبار) باعث افزايش ضايعات بذر گندم مي شود. متوسط رطوبت موجود در خاک نيز از عوامل اصلي تعيين کننده ميزان بذر مصرفي است. به طوري که در مناطق کم باران ميزان متوسط بذر کمتر و در مناطق نيمه مرطوب و مرطوب بذر بيشتري مصرف مي شود.

● عملکرد



گندم به عنوان مهمترين محصول زراعي و ماده غذايي کشور بطور متوسط ۵/۶ ميليون هکتار از اراضي کشور را بخود اختصاص داده و بالغ بر ۵/۱۰ ميليون تن توليد دارد. عملکرد پائين گندم در ايران در مقايسه با جهان عمدتاً بواسطه سطوح پائين نهاده (بويژه آب) و ضعف مديريت زراعي است. تکيه بر افزايش عملکرد بعنوان کليدي ترين راه حل افزايش توليد گندم، توسعه تحقيقات در زمينه هاي کاهش ضايعات و ساماندهي بذر را بعنوان راهکاري مناسب طلب مي نمايد.

عمده ترين بخش مصرف گندم در ايران مربوط به توليد نان است (۹۰% عرضه گندم را شامل مي شود)، و بخشي نيز به مصرف بذري و مصرف دامي مي رسد. مصرف بذر مورد نياز کشت سالانه در کشور بالغ بر۰۰۰/۰۰۰/۱ تن برآورد گرديده است .


● اثرات تنش شوري در گندم

حجم زيادي از تحقيقات شوري مربوط به گندم مي باشد دانشمندان اميد وارند که بتوانند ارقام گندم برتري براي کشت و کار در اراضي شور معرفي نمايند. پيشرفت در اجراي تحقيقات گندم مويد اين نظريه است.

(triticum aestivum ۱)به عنوان يک گياه نيمه متحمل به شوري شناخته شده است .کاهش رشد گندم يکي از واکنشهاي گياه در تنش شوري است . که ناشي از کاهش فعاليتهاي سنتزي مسيرهاي متابوليکي سلولها است که ناشي از کاهش فعاليتهاي سنتزي مسيرهاي متابوليکي سلولها است که توليد ماده خشک را تحت تاثير قرار ميدهد و بصورت کاهش سطح برگ گياه تظاهر نموده و در نهايت رشد کليه اندامهاي گياهي و عملکرد راتحت تاثير قرار مي دهد.

کافي استوارت(۱۳۷۶)در بررسي اثر شوري بر رشد و عملکرد ۹ رقم گندم گزارش نمودند که شوري باعث کاهش سطوح فتوسنتز کننده در گياه شد – ولي بعضي از ارقام سطح برگ مناسب داشتند . در مقايسه عملکرد آنان نشان دادند که رقم قدس و فلات حساس به شوري هستند . و ارقام بزوستايا – کراس روشن و الوند و موراکو تحمل به شوري داشته اند . برسي نتايج عمده تحقيقات مربوط به شوري نشان مي دهد که گروه بندي والدين بر اساس تحمل به شوري براي رسيدن به ارقام برتر در برنامه هاي به نژادي مفيد واقع شده است . لذا مي توان نتيجه گرفت که بخشي از مکانيزمهاي تحمل به شوري ژنتيکي بوده و قابل انتقال به نتاج است.

تنشهاي محيطي مانند : خشکي – شوري و سرما در گياه موجب بروز يک سري تغييرات مورفولوژيکي و فيزيو لوژيکي مي گردند . تعدادي از واکنشهاي فيزيولوژيکي القاء شده تحت تنشهاي محيطي متفاوت در گياهان همانند مي باشند که حاصل آن بروز روند پيچيده خود تنظيمي در گياه است .

فرايند تغييرات حاصله نهايتا باعث تغيير تعادل ابي مي گردد که بصورت کاهش پتا نسيل آبي بافتها بروز مي نمايد . لذا بدليل کاهش شديد پتانسيل آبي محلول خاک سلولهاي ريشه گياه نيز بايستي پتانسيل آبي خود را به حدي کاهش دهند که اختلاف پتانسيل منفي تري بين دوسيستم هم جوار ايجاد شود تا جذب آب از محلول خاک براي گياه امکان پذير گردد . گزارشاتي وجود دارد که برخي از ارقام متحمل گندم در مراحل رشد رويشي و زايشي حساسيت يا تحمل متفاوتي نشان داده اند لذا به نظر مي رسد که به گزيني به خصوص براي عملکرد دانه نيازمند گزينش در طي چند مرحله است .

مرحله رشد نهالبذري حساسترين مرحله رشدي بيشتر گياهان به غلظت با لاي نمک است در اين مرحله از رشد گياهان غلات جوانه هاي پنجه تشکيل شده و بعد ار آن رشد و تشکيل آغازه هاي برگ و سنبلچه شروع مي شود .در نتيجه شوري با لاي خاک طي مراحل اوليه رشد مي تواند به شدت بر عملکرد نهايي بذر تا ثير بگذارد .

اگر چه تنش شوري جوانه زني و سبز شدن را به تاخير مي اندازد . ولي بعصي گيا هان زراعي قادر به جوانه زني در سطوح بالاتري از نمک که گياهان بطور معمول مي توانند آن را در مراحل رشد رويشي يا زايشي تحمل کنند هستند .به هر حال اين تحمل بالاي گياهان در مراحل نهال بذري و حسا سيت آنها در مراحل رشد بعدي مزيت اندکي است .در گندم دوروم و گندم نان حساسيت به شوري با افزايش سن گياه کا هش مي يابد لذا پائين نگهداشتن شوري خاک در طي مرحله جوانه زني و سبز شدن گياهچه اي داراي اهميت مي با شد و به همين منظور کشت هيرم کاري در مناطق خشک و نيمه خشک در مورد غلات مرسوم است.

در جو تفاوتهاي ارقام در مرحله رشد گياه افزايش يا فت . همچنين درجه تحمل نسبي در طي زمان رشد براي نيشکر نيز گزارش شده است اين گزارشات فرايند غربال و انتخاب را در صورتيکه بر مبناي يک مرحله از رشد گياه پايه گذاري شده باشد پيچيده مي سازد .

● طبقه بندي گندم

ـ انواع هگزا پلوئيدي ۲n=۶x=۴۲کروموزوم

به گندمهاي معمولي Dinkelمعروف بوده وعموماُ زراعي ولي داراي انواع لخت وبا پوشش مي باشد . گونه T.aestivu گونه هاي وحشي واهلي گندم را برحسب نظرات اويلوف" و اصلاحات مکي" از کرومزومي (ژنتيکي) و به طور کلي به سه گروه به شرح زير تقسيم ميشوند :

ـ انواع ديپلوئيدي ۲n=۲x=۱۴ کرومزوم

به اين گندمها ، گندمهاي تکدانه يا Einkorn نيزمي گويند به لحاظ اينکه در هر سنبلچه واقع در محور سنبله همانند جو دو رديفه فقط يک دانه تشکيل ميشود .

دانه ها نيز همانند جو پوشش دار هستند . انواع زراعي در اين گروه بسيار نادر مي باشد .

ـ انواع تترا پلوئيدي ۲n=۴x=۲۸ کرومزوم

گندمهاي جفت دانهاي يا Emmre ناميده مي شوند داراي انواع وحشي وزراعي ، لخت وپوشش دار بود ، ودو گونه T.DicoccumوT.Durum (گندم ماکاروني ) در سطوح وسيع کشت ميشوند .

يکي از گونه هاي اين گروه مي باشد که با داشدن ارقام وانواع مختلف وتيپهاي متعدد کاشت غالب جهاني رادارد .

● تيپهاي گندم :

گندم معمولي داراي انواع بهاره ، پاييزه ،دو فصله مي باشد .

گندمهاي پاييزه ريشه عميق تر ، رشد بطئي تر ، رنگ دانه اغلب تيره تر ، درصد پروتئين بيشتر از انواع بهاره رفتن نياز به دورهاي سرما دارند و خفتگي بذر نيز در اين تيپ مطرح مي باشد.

گندم هاي دو فصله خصوصياتي دو فصله دارند .

گندم هاي معمولي نيز داراي انواع سخت ونرم مي باشند . در اين سختي ونرمي علاوه بر خصوصيات ژنتيکي عوامل محيطي نيز موُثر هستند .

گندم هاي معمولي از نظر برخي خصوصيات گياه شناسي مثل داشتن يا نداشتن ريشک ، تراکم يا نيمه تراکم يا باز بودن محور سنبله، ارتفاع و ... داراي فرم هاي مختلفي هستند.

اصلاح و معرفي يک رقم شيوه هاي مختلفي دارد که عبارتند از :

۱) Selection

گندم هاي بومي هر کشوري ، مجموعه اي از انواع گندم هاي مختلف با ويژگي هاي مختلف مي باشد که يک اصلاح گر از بين اين انواع با توجه به هدف خود و نيز خصوصيات گياهي ، مقاومت ها ، حساسيت ها ،عملکرد و غيره بوته هاي خاصي را انتخاب کرده وبا آزمايشات مختلفي که روي آنها انجام مي دهد. در نهايت به يک توده بذر خالص با ويژگي هاي مورد نظر اصلاح گر مي رسد . که با طي تشريفات قانوني آنرا به عنوان يک رقم معرفي مي کنند . ارقام آذر ، اميد ، روشن ، طبسي از جمله ارقامي هستند که به اين ترتيب حاصل شده اند .

۲) Plant Introduction

در جهان مناطق متعددي هستند که شرايط اقليمي آنها با شرايط اقليمي مناطقي از کشور ما مطابقت مي کند .

ارقامي که در اين مناطق کشت موفقي داشته باشند ممکن است در مناطق مشابه در کشور ما نيز موفقيت آميز باشد. لذا مراکز تحقيقات با وارد کردن نمونه اي از آنها به کشور وانجام آزمايشات مختلف براي مناطق خاصي معرفي کرده يا برا انجام تلاقي ها از آنها استفاده کند .

البرز ، بزوستايا ، پنجامو ، چناب ، خزر ، مغان ۱و۲ و کاوه اين گونه اند .

۱) Hybridation

ممکن است يک رقم انتخابي از توده هاي بومي يا يک رقم وارداتي با داشتن صفات مطلوب يک چند ويژگي نا مناسبي هم داشته باشند. مثلآ عملکرد خوب ولي حساس به ريزش.

۲) Mutation

ممکن است به صورت طبيعي يا با اقداماتي چون پرتو نگاري با قرار دادن بذور يا گياهان تحت شرايط با مواد خاص تغييراتي در ترکيبات ژنتيکي ودر نتيجه ويژگي هاي آنها ايجاد شود . اگر اين تغييرات مطلوب باشد که احتمال آن بسيار کم است- ميتوان آنرا به عنوان يک موتانت معرفي کرد .مثل موتانت اروند .

● طبقه بندي گندم بر اساس خصوصيات ژنتيکي

▪ گروه ديپلوئيد (کروموزوم ۲n=۲۸ (

ـ پوشيده – زراعي Ein korn T. aegilopoidesBa

ـ پوشيده – وحشي Wild einkorn T.boeoticum Boisscl

▪ گروه تتراپلوئيد ( کروموزوم۲n=۲۸)

ـ پوشيده – وحشي Wild Emmer T. dicoccoides Korn

ـ پوشيده –زراعي Timolcevi T. dimophecvii Zhukow

ـ پوشيده –زراعي Emmer T. dicoccum schubi

ـ لخت – زراعي Makaroni Wheat T. durum Docf

ـ لخت – زراعي Rivci Wheat T. mrgidiom L .

ـ لخت - زراعي Khorasan Wheat T. wranicum jakubz .

ـ لخت – زراعي Polish Wheat =(T. oricniai pere )

ـ لخت – زراعي Persian Wheat T. polonicum vav

▪ گروه هگزاپلوئيدي ( ( ۲n = ۴۲

ـ لخت – زراعي Commun wheat T. vulgare

ـ لخت – زراعي Club wheat

ـ لخت – زراعي Shot wheat

ـ پوشيده – زراعي Spelt

ـ پوشيده – زراعي Rivet wheat

ـ پوشيده – زراعي Khorasan wheat


کلمات کليدي :
----------------------
گندم- گیاه شناسی گندم- خصوصیات گیاه شناسی گندم- گل آذین گندم- برداشت گندم- میزان تولید و عملکرد گندم کشور- طبقه بندی گندم- تیپهای گندم- طبقه بندی گندم بر اساس خصوصیات ژنتیکی-
----------------------

 

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در چهارشنبه دوم دی ۱۳۹۴ و ساعت 13:53 |
گندم به خانواده گندمیان ( گرامینه یا پوآسه ) ، طایفه هوردیه و جنس تریتیکوم تعلق دارد . گونه های اهلی و وحشی آن از لحاظ تعداد کروموزوم به سه گروه دیپلوئید ، تتراپلوئید و هگزا پلوییدتقسیم می شود .
گونه های تتراپلوییدها ، آمفی پلوئیدی از تلاقی دو دیپلوئید هستند و و هگزاپلوئید ها ، آمفی پلوئیدی از تلاقی یک گونه دیپلوئید و یک گونه تتراپلوئید می باشند. گندم گیاهی است تک لپه ، خودگشن ، یکساله ومعمولا روز بلند ، از خانواده گندمیان که دارای گونه های بسیار زیاد اهلی و وحشی است . نمونه های وحشی آن غالبا بصورت علف های هرز خودنمایی کرده و مزاحم کشت و کار می گردند ( بهینا ، 1376 و خواجه پور ، 1373 و Anders et al 1996 ) حدود 90 درصد از تولید جهانی گندم از سه گونه زیر حاصل می شود ( Sarafi et al ., 1986 ) .
1ـ Triticum aestivum
2ـ Triticum compactum Host
3ـ Triticum durum Dest
گندم معمولی یا گندم نان به نان علمی T.aestivum که در سال 1853 توسط واویلف نامگذاری گردیده است، جز گروه گندم‎های هگزاپلوئید بوده و دارای گسترش و پراکندگی زیادی در جهان می‎باشد و غالبترین گونه به حساب می‎آید. این گونه دارای چندین هزار رقم زراعی است که در مناطق مختلف دنیا و تحت شرایط اقلیمی متفاوت کشت می‎شوند ( خدابنده ، 1369 وHeyne ,1987 ).
دانه:
دانه گندم در واقع میوه گندم است که در اصطلاح گیاهشناسی آنرا گندمه می‎نامند. دانه شامل جنین، آندوسپرم، لایه آلورن، پوسته و پریکارپ می‎باشد. دانه گندم سخت و بدون پوشش است و طول آن در ارقام مختلف بین 5 تا 5/8 میلیمتر و ضخامت آن بین 5/1 تا 5/3 میلیمتر و وزن هزار دانه آن بین 15 تا 52 گرم متغییر است. رنگ دانه در انواع مختلف از سفید مایل به زرد تا قرمز متغییر است ( آراسته 1375 و خدابنده 1369) .
مراحل رشد دانه:
پر شدن دانه به فرایندهای فتوسنتز، بارگیری عناصر آبکشی، انتقال مواد پرورده، تخلیه آبکش و تبدیل قندها به نشاسته وابسته است (Felker et al., 1983).رشد دانه شام سه مرحله است (Van Sanford, 1985).
1ـ مرحله کند که در آن سرعت رشد دانه به تدریج در حال افزایش است.
2ـ مرحله رشد خطی که در آن سرعت رشد دانه تقریباً ثابت و در بالاترین مقدار خود است. در این مرحله که طولانی‎ترین مرحله نیز می‎باشد، قسمت اعظم وزن خشک دانه، تقریباً 92% (Mogenson, 1980)، تشکیل می‎شود.
3ـ مرحله کند ثانویه که در این مرحله سرعت رشد به تدریج کاهش پیدا می‎کند تا به رسیدگی فیزیولوژیک (حداکثر وزن خشک) می‎‎رسد.
از دیدگاهی دیگر رشد دانه را می‎توان به دو مرحله «بزرگ شدن دانه» و «پر شدن دانه» تقسیم نمود (Jenner et al., 1991).در مرحله اول که شامل «مرحله رشد کند اولیه» نیز می‎باشد پتانسیل رشد دانه تعیین می‎شود. این پتانسیل به تعداد سلول‎های اندوسپرم که در این مرحله تشکیل شده بستگی دارد. این مرحله در گندم 15 تا 20 روز پس از گلدهی به طول می‎انجامد (امام و نیک‎نژاد، 1373 ؛ (Jenner et al., 1991 و در جو طولانی‎ترین است (امام و نیک‎نژاد، 1373). البته باید توجه داشت که هر نوع تقسیم‎بندی مراحل رشد دانه، مدت هر مرحله به شدت تحت تأثیر شرایط محیطی و نیز عواملی ژنتیکی قرار دارد. نشان داده شده است که وزن دانه نسبت به حذف تعدادی از دانه (Brocklehurst, 1977: Simmons et al., 1982) و یا برگ‎ها(Simmons et al., 1982) در زمان گلدهی، در مقایسه با انجام این تیمارها در 14 روز بعد، واکنش شدیدتری نشان می‎دهد. بروکلهارست ( 1997 ) نشان داد که این حالت مربوط به تعداد سلول‎های اندوسپرم تشکیل شده در مدت دو هفته پس از گلدهی است. به هر حال امام و نیک‎نژاد (1373) خاطر نشان کردند که علاوه بر شیره پرورده نقش عوامل دیگر از جمله نقش هورمون‎ها را نباید نادیده گرفت. مرحله «پر شدن دانه» مرحله ذخیره‎سازی فراورده‎های پلیمری در سلول‎ها و اندامک‎هایی است که طی مرحله بزرگ شدن دانه ایجاد شده‎اند. این مرحله قبل از اتمام مرحله بزرگ شدن دانه (در گندم 1 تا 15 روز پس از گلدهی) آغاز می‎شود (Jenner et al., 1991).
در یک مطالعه بر روی جو، در شرایط گلخانه‎ای حداکثر تعداد سلول‎های اندوسپرم 14 روز پس از گلدهی مشاهده شد در حالی که درصد نشاسته از روز پنجم پس از گلدهی افزایش یافت و 12 روز پس از گلدهی به حداکثر خود رسید (Djarot and Peterson, 1991). رشد خطی دانه در مرحله «پر شدن دانه» واقع می‎گردد.در محدوده شرایط معمولی محیط‎های زراعی، مقدار نشاسته تشکیل شده در دانه‎ها در واکنش به مقدار کربوهیدرات‎های فراهم شده برای دانه در حدود مقادیر بحرانی قرار دارد (به عبارت دیگر با افزایش کربوهیدرات‎ها مقدار نشاسته به حداکثر خود نزدیک شده، واکنش ملایمی نشان می‎دهد)؛ این در حالی است که مقدار پروتئین نسبت به مقدار مواد نیتروژنی که در اختیار دانه قرار می‎گیرند به صورت خطی واکنش نشان می‎دهد (Jenner et al., 1991).عمده کربوهیدرات‎های موجود در دانه محصول فتوسنتز پس از گلدهی است. مگر در شرایطی که فتوسنتز در این دوره محدود می‎شود؛ در حالی که عمده نیتروژن موجود در دانه از انتقال نیتروژن جذب شده قبل از گلدهی تأمین می‎گردد (Spiertz et al., 1985). نیتروژنی که در دوره رشد دانه جذب می‎شود مستقیماً به دانه‎ها انتقال پیدا می‎کند و میزان انتقال نیتروژن بافت‎های دیگر عمدتاً به نیاز سنبله‎ها بستگی دارد (Mattson et al., 1993) و از آنجا که معمولاً در این مرحله تقاضای نیتروژن دانه‎ها بیشتر از جذب ریشه‎ای آن است، انتقال مجدد نیتروژن از اندام‎های دیگر ضرورت پیدا می‎کند و این امر موجب کاهش فتوسنتز قسمت‎های سبز می‎گردد (Spiertz et al., 1985). سهم نیتروژن جذب شده، پس از گلدهی (یا انتقال مجدد از ریشه‎ها) در پروتئین دانه، با درصد نیتروژن اندام‎های هوایی در زمان گلدهی رابطه منفی دارد (Vos, 1985).رشد دانه را می‎توان حاصلضرب دو مؤلفه «مدت» و «سرعت» رشد دانه دانست. چون بیشتر پروتئین و نشاسته دانه طی مرحله رشد خطی در دانه انباشته می‎شوند، عملاً می‎توان رشد نهایی دانه را محصول این مرحله دانست. لذا سرعت پر شدن دانه در این مرحله را «سرعت پر شدن خطی دانه» و مدتی که با این سرعت رشد، وزن نهایی دانه تشکیل می‎شود، «مدت مؤثر پر شدن دانه» می‎نامند (Van Sanford, 1985).اگر چه ممکن است مؤلفه‎های رشد دانه در دوره خطی با میانگین اعداد مربوطه به تمام دوره گلدهی تا رسیدگی فیزیولوژیک تفاوت داشته باشد، پر شدن خطی دانه به دلیل استفاده از مواد پرورده ذخیره شده در منابع ثانویه رشد دانه «مثل ساقه‎ها» کم و بیش ثابت مانده و از نوسان‎های مربوط به تغییرات روزانه شرایط محیطی به دور می‎ماند، لذا محدود کردن بررسی رشد دانه به این مرحله از رشد کلی آن، موجب شناخت دقیق‎تر اثر تیمارها بر فرایندهایی است که رشد اصلی دانه را بر عهده دارد.
فیزیولوژی سرعت و مدت رشد دانه:
پتانسیل سرعت رشد خطی دانه به تعداد سلول‎های اندوسپرم، تشکیل شده بستگی دارد (Brocklehurst, 1977)، که به نوبه خود در درجه اول به ژنوتیپ و پس از آن به شرایط محیطی حاکم بر گیاه تا زمان تثبیت تعداد سلول‎های اندوسپرم مربوط می‎گردد (Vos, 1985).سرعت رشد دانه بیشتر تحت تأثیر ژنوتیپ قرار دارد، در حالی که مدت رشد دانه به شرایط محیطی وابستگی بیشتری نشان می‎دهد (هاشمی دزفولی و مرعشی، 1374 ؛ Bruckner and Frohberg, (1987; Wiegand and Cuellar, 1981 . همچنین سرعت رشد دانه به میزان فراهم بودن کربوهیدرات‎ها (و نیز مواد نیتروژنه مورد نیاز دانه‎ها) بستگی دارد، لذا اظهار شده است که سرعت رشد دانه با افزایش تشعشع (Wiegand and Cuellar, 1981) و (Wheeler et al., 1995) CO2 زیاد می‎شود.
اسپیرتز و وس ( 1985 ) بیان کردند که گرچه فاصله بین گلدهی تا رسیدگی دانه تحت کنترل دما قرار دارد، مدت عملی پر شدن دانه را کربوهیدرات‎ها تعیین می‎کنند. بین مدت رشد دانه و سرعت رشد آن در مرحله خطی رابطه عکس برقرار است، بدین ترتیب اگر افزایش سرعت رشد دانه پس از گلدهی با میزان مواد ذخیره‎ای جبران نشود، موجب کوتاه شدن مدت رشد دانه می‎گردد. با افزایش دما سرعت انتقال مواد پرورده از برگ‎ها به سنبله زیاد می‎شود (Bruckner and Frohberg, 1987)، اما در همین حال تنفس نیز افزایش می‎یابد (Bruckner and Frohberg, 1987; Mitchell et al., 1991) و ذخیره‎سازی کربوهیدرات‎ها در ساقه‎ها و غلاف‎ها کاهش پیدا می‎کند (Vos, 1985) این در حالی است که در محدوده دماهای عادی، واکنش فتوسنتز به افزایش دما ناچیز است و یا کاهش می‎یابد (امام و نیک‎نژاد، 1373). بنابراین با افزایش دما سرعت رشد دانه افزایش یافته، ولی طول دوره رشد دانه کاهش شدیدتری نشان می‎دهد. لذا افزایش دما موجب کاهش مقدار نشاسته و وزن نهایی دانه می‎شود. مدت انتقال نیتروژن نیز در واکنش به دمای بیشتر، کوتاه می‎شود ولی این حالت با افزایش سرعت انتقال ازت به دانه به طور کامل (Vos, 1985) و یا نسبت به کربوهیدرات‎ها به نحو بهتری Triboi and Leblevenec, 1995) جبران می‎شود، زیرا در مورد نیتروژن برخلاف کربوهیدرات‎ها، اتلاف تنفسی وجود ندارد، بنابراین افزایش دما موجب افزایش درصد پروتئین دانه می‎شود (Jenner. 1991; Triboi and Leblevenec, 1995; Vos, 1985).در منابع مختلف گزارش شده است که به ازای یک درجه سانتیگراد افزایش دما در دوره پر شدن دانه گندم، مدت رشد دانه حدود سه روز و وزن دانه حدود 5/1 تا 8/2 میلی‎گرم (Wiegand and Cuellar, 1981) و یا 3% تا 5%(Stapper and Fisher, 1990 c; Wardlaw and Moncor, 1995) کاهش نشان داده است.
اثر تنش گرما (مثلاً دماهای بالاتر از Cْ 35) هر قدر زودتر شروع شود بیشتر خواهد بود (Stone and Nicolas, 1995). در تنش‎های اولیه کاهش دانه‎بندی و تشکیل دانه‎های غیرعادی بروز می‎کند (Tashiro and Wardlaw, 1990b).تأثیر سرعت و مدت رشد دانه در وزن نهایی دانه متبلور می‎شود و بسته به این وزن دانه با عملکرد دانه همبستگی داشته باشد یا خیر، نقش آن نیز ممکن است فرق کند. ایوانز و همکاران (1369) مدت پر شدن دانه را در تعیین عملکرد دانه مؤثرتر از سرعت رشد آن دانسته‎اند. جـیـبـیحو و همکاران (1982) نیز در منابع خود سهم مدت پر شدن دانه را در عملکرد دانه موثر یافتند، اما منابعی نیز سرعت رشد دانه را مهم‎تر اعلام کرده بودند، به هر حال در تحقیق خود ایشان، در ارقام گندم دوروم هر دو مؤلفه با وزن دانه همبستگی بالایی نشان دادند. معمولاً در بسیاری از این گزارش‎ها مدت رشد دانه، مدت زمان بین گلدهی تا رسیدگی فیزیولوژیکی دانه بوده است و سرعت رشد دانه از تقسیم وزن نهایی دانه بر طول این دوره بدست آمده است و مدت مؤثر و سرعت خطی پر شدن دانه مورد نظر نبوده است. واضح است که طول مدت گلدهی تا رسیدگی فیزیولوژیکی (طول دوره زایشی) در موارد متعدد با عملکرد دانه همبستگی نشان داده است، اما این نگرش برای تعیین این که در طول این دوره، کدامیک از این دو مؤلفه مدت مؤثر یا سرعت رشد خطی دانه نقش تعیین کننده‎تری در پر شدن دانه داشته‎اند کافی نمی‎باشد. در مقایسه سرعت و مدت پر شدن دانه، در بین ارقام گندم گزارش شده است که سرعت رشد دانه با وزن دانه (Bruckener and Frohberg, 1987) و سرعت رشد خطی دانه با وزن دانه و عملکرد Van Sanfond, 1985) همبستگی بیشتری نشان دادند.در تیمارهای حذف تعدادی از برگ‎ها یا دانه‎های گندم نیز در هر رقم، سرعت رشد خطی دانه، واکنش مشخص‏تر و همبستگی بالایی با وزن دانه نشان داد (Simmons et al., 1983). با این حال هاشمی دزفولی و مرعشی (1374) در دستکاری سطح برگ پرچم و تراکم بوته گندم رقم چناب مدت مؤثر پر شدن دانه را در تعیین وزن مؤثرتر نشان داده‎اند.در بین ژنوتیپ‎ها گزارش شده است که بین سرعت و مدت رشد دانه همبستگی معنی‎داری وجود نداشت (Dofing, 1995; Bruckener and Frohberg, 1987) و یا ضعیف بود (Gebeyhou et al., 1982). نتیجتاً بر روی هر یک از این دو مؤلفه می‎توان کار به نژادی انجام داد، بدون این که اثر سوئی بر دیگری داشته باشد. افزایش ژنتیکی مدت پر شدن دانه در جو بهاره، در حالی که طول دوره رشد ژنوتیپ‎ها مشابه نگه داشته شده بود منجر به افزایش عملکرد نشد؛ احتمالاً به این دلیل که با این روش تأثیر سوئی بر طول دوره رویشی، که نقش مهمی در تشکیل پتانسیل مخزن دارد، اعمال شده بود (Metzger et al., 1991) . این مطالعه نشان داد که کار بر روی مدت مؤثر یا سرعت رشد خطی دانه، از توجه صرف به «طول دوره زایشی» مفیدتر خواهد بود. به همین ترتیب در فصول کوتاه یا محدودیت رشد دانه در دمای بالا و به دلیل وابستگی بیشتر مدت رشد دانه به شرایط محیطی، می‎بایست بر روی اصلاح سرعت رشد دانه همت گماشت (Bruckener and Frohberg, 1987; Wiegand and Cuellar, 1981). واردلار و مانکور (Wardlaw and Moncor) نیز نشان دادند که بین ارقام گندم مقاوم‎ترین رقم به گرماهای پس از گلدهی رقمی بود که با افزایش دما، بیشترین وافزایش را در سرعت رشد خطی دانه نشان داد.
انتقال مجدد:
تعریف انتقال مجدددو فرایند فیزیولوژیکی در رشد و نمو دانه دخالت دارند (Yoshida, 1983):
1ـ فتوسنتز جاری
2ـ انتقال مجدد ترکیبات تجمع یافته در اندام‎ها قبل از گلدهی
در مرحله خاصی از نمو گیاه، مواد فتوسنتزی بیشتر از آنچه فرایندهای رشد مصرف می‎کنند تولید می‎شود. این مواد می‎توانند به ترکیبات ذخیره‎ای تبدیل شوند و در مراحل بعدی به عنوان مثال در مرحله تولید بذر که فتوسنتز جاری قادر به تأمین همه احتیاجات مخزن نیست، از طریق انتقال مجدد به دانه منتقل می‎گردند. به بیان دیگر انتقال مواد از منطقه‎ای که قبلاً ذخیره شده‎اند به منطقه دیگر که این مواد را مجدداً مورد استفاده قرار می‎��هند انتقال مجدد نامیده می‎شود (کوچکی و سرمدنیا، 1378).
انتقال مجدد در ترکیبات آلی و معدنی صورت می‎گیرد. در اواخر عمر برگ، کربوهیدرات‎ها همراه با ترکیبات نیتروژن‎دار، فسفر و سولفور و سایر عناصر قابل انتقال مجدد به مقصدهای جاری گیاه منتقل می‎شوند.اصطلاح توزیع مجدد Redistribution و انتقال مجدد اغلب برای توصیف این فرایند به کار می‎رود اما از نظر دینامیک ورود و خروج مواد غذایی، کاربرد این اصطلاحات موجب شبهه اختلال می‎گردد. بدین ترتیب کاهش در مقدار خالص مواد غذایی را حرکت مجددRemobilization می‎نامند (Marshner, 1995).
مارشنر (1995( انتقال مجدد را شامل دامنه‎ای از فرایندهای مختلف بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی به شرح زیر معرفی کرده است:
1ـ مصرف مواد ذخیره شده (پتاسیم، فسفر، منیزیم، نیتروژن، آمینو و غیره) در واکوئل‎ها.
2ـ شکسته شدن پروتئین‎های ذخیره‎ای
3ـ شکسته شدن ساختمان‎های سلولی نظیر کلروپلاست و پروتئین‎های آنزیمی که در نتیجه آن مواد معدنی پیوندی در اجزاء ساختمانی نظیر منیزیم در کلروفیل و ریز مغذی‎های موجود در آنزیم‎ها به شکل قابل حرکت تبدیل می‎شوند.
زو و همکاران ( 2001) گزارش کردند که آهن می‎تواند از بافت‎های قدیم به بافت‎های جدید ذرت انتقال مجدد یابد ولی انتقال مجدد آن به نوع فرم کود نیتروژن مصرف شده بستگی دارد.
عوامل مؤثر بر انتقال مجدد آسیمیلات‎ها:
به طور کلی عوامل مؤثر بر میزان ذخیره مواد در اندام‎های رویشی و کارایی انتقال مجدد آن‎ها را به دانه می‎توان به دو دسته عوامل محیطی و عوامل ژنتیکی تقسیم‎بندی کرد. عوامل محیطی شامل رطوبت، عناصر غذایی، دما و بیماری‎های گیاهی از جمله بیماری‎های برگی می‎باشد. البته عوامل دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشند که نیاز به انجام تحقیقات بیشتر را در این زمینه، مسجل می‎سازد. عوامل ژنتیکی مؤثر شامل نوع گیاه، رقم، سرعت پیر شدن برگ‎ها، میزان ذخیره مواد در ساقه و بعضی عوامل دیگر می‎باشد.به طور کلی هر عاملی که روی فتوسنتز جاری تأثیر بگذارد بر روی تجمع و انتقال مجدد مواد فتوسنتزی نیز نقش دارد. کمبود رطوبت و یا تنش رطوبت در دوره پر شدن دانه موجب برخورداری بیشتر دانه از ذخایر اندام‎های دیگر می‎گردد (Aggarwal and Sinha, 1984). هر چند گزارش‎های دیگری وجود دارد مبنی بر اینکه در شرایط مطلوب رطوبتی میزان کاهش اسیمیلات‎ها از ساقه گندم و شرکت آن در عملکرد دانه بیشتر از انتقال مجدد در شرایط خشکی می‎باشد (Davidson and Chevalier, 1992).کاربرد نیتروژن به صورت کود سبب افزایش انتقال نیتروژن از اندام‎های رویشی شده است (Cox et al., 1986). در حالی که در برخی از گزارش‎ها ارتباط قابل توجهی بین پروتئین دانه و نیتروژن انتقال یافته و یا کارایی وانتقال نیتروژن گزارش نشده است (Miksell and Paulsen, 1971).گزارش‎های دیگری وجود دارد که تأیید می‎کند برای بهبود درصد پروتئین دانه می‎توان ژنوتیپ‏هایی انتخاب کرد که درصد بیشتری نیتروژن از اندام‎های رویشی خود به دانه منتقل کنند (Cox et al., 1986; Azam et al., 1995: Papakosta and Gagianas, 1991). همبستگی مثبت و معنی‎داری بین میزان نیتروژن اندام‎های رویشی در قبل از گلدهی، عملکرد و نیتروژن دانه گزارش شده است (Papakosta and Gagianas, 1991). به طور کلی سهم انتقال مجدد نیتروژن بیشتر از انتقال مجدد کربن می‎باشد.افزایش دما موجب سرعت تجمع مواد و انتقال مجدد آن‎ها می‎شود (Blum, 1998; Cordellini et al., 1997). ارقامی که دارای آنزیم Soluble Starch Synthase در اندوسپرم دانه خود می‎باشند، بهتر از ارقام دیگر از ذخایر ساقه خود استفاده می‎کنند. وجود بیماری‎های مختلف برگی نظیر سپتوریا و زنگ‎ها که خود سبب کاهش اسیمیلاسیون جاری می‎گردند موجبات استفاده بیشتر از ذخایر را فراهم می‎کنند (Blum, 1998).طول ساقه روی میزان ذخایر آن تأثیر دارد، هر چند که تراکم ساقه (وزن واحد طول ساقه) نیز در این ارتباط مهم است (Blum, 1998). غیر از موارد استثنایی به نظر می‎رسد ارقام پا بلند قابلیت بیشتری در حمایت دانه به وسیله ذخایر ساقه داشته باشند که به دلیل ذخیره بیشتر در این ارقام می‎باشد (Blum et al., 1997). یکی از دلایل پایداری ارقام بومی که ارتفاع بیشتری دارند همین مسئله می‎باشد (Blum, 1998). در ارقامی که توانایی بیشتری در استفاده از ذخایر ساقه جهت پر کردن دانه خود دارند هم تحت شرایط تنش و هم در شرایط بدون تنش سرعت پیر شدن برگ‎ها بیشتر است (Blum et al., 1997; Fokar et al., 1998) ، ولی به طور کلی به نظر می‎رسد که پیری زود هنگام برگ‎ها به عنوان یک منبع پایدار از آسیمیلاسیون جاری عمل کرده و سبب محدود شدن استفاده از ذخایر ساقه گردد (Blum, 1998).
سهم هر یک از اندام‎های گیاهی در انتقال مجدد مواد به دانه:
به طور کلی هر یک از اندام‎های گیاهی سهم متفاوتی در تخصیص مواد فتوسنتزی به دانه دارند. در این میان نقش ساقه‎ها به عنوان یکی از اصلی‎ترین اجزای گیاهی قابل توجه است.
ساقه
به طور کلی قابلیت ذخیره سازی مواد فتوسنتزی در ساقه گیاه گندم تحت تأثیر طول و تراکم وزن ساقه[1] دارد (Blum, 1998). ذخیره سازی مواد و انتقال مجدد میان گره‎های ساقه متفاوت است. معمولاً وزن میان گره‎های ساقه در دو تا سه هفته بعد از گلدهی افزایش یافته و این موضوع بیشتر به دلیل تجمع کربوهیدرات‎های محلول در آب می‎باشد (Bonnet and Incoll, 1992a

. با وجود این، کاهش وزن خشک میان گره‎های ساقه هم زمان صورت می‎گیرد. اگر چه اختلاف عمده‎ای در مدت زمان لازم برای ذخیره این کربوهیدرات‎ها در بین میان گره‎ها وجود دارد. اشنایدر( 1993 ) طول دوره تجمع مواد را در بین میان گره‎ها، متفاوت گزارش کرده و آن را برای میان گره‎های پایین‎تر، بیشتر می‎داند. هر چند که این تفاوت باعث ذخیره بیشتر در این میان گره‎ها نمی‎شود زیرا که متوسط سرعت ذخیره در میان گره‎های بالایی بسیار بیشتر است.واردلا ( 1967 ) گزارش کرد که انتقال قندها به طرف بالا، تقریباً به طور کامل از دو میان گره‎ بالایی ساقه صورت گرفته و حرکت آن‎ها به طرف پایین از میان گره سوم و پایین‎تر صورت می‎گیرد که بیشتر به پنجه‎های جدید اختصاص پیدا می‎کند. در ارقام جو زمستانه میان گره‎های پایینی سهم بیشتری در پر کردن دانه دارند (Bonnet and Incoll, 1992b). طول ساقه نیز عامل مهمی است که میزان ذخیره سازی را تحت تأثیر قرار می‎دهد. به عنوان مثال استین و همکاران ( 1980 ) گزارش کردند که ارقام پابلند مشارکت کمتری نسبت به ارقام پاکوتاه و نیمه کوتاه دارند.
سایر اندام‎ها
نقش سایر اندام‎های دیگر مانند برگها، ریشه‎ها و سنبله‎ها نسبت به ساقه‎ کم اهمیت‎تر می‎باشد مگر در موارد خاص و برای انتقال مواد به خصوصی که ممکن است از این اندام‎ها صادر شود. اشنایدر ( 1992 ) اظهار داشت که بین برگها از لحاظ انتقال مجدد ماده خشک تفاوت وجود دارد به گونه‎ای که برگ پرچم مواد فتوسنتزی را سریعاً به سنبله منتقل می‎کند. در حالی که برگ دوم تنها به اندازه یک سوم برگ پرچم، مواد فتوسنتزی را سریعاً به سنبله منتقل کرده و حدود 90 درصد این مواد را در خود نگه داشته و بعداً به سنبله انتقال می‎دهد.ریشه در تعدادی از لگوم‎ها و بعضی محصولات دیگر دارای اهمیت می‎باشد ولی به طور کلی در غلات دانه ریز ذخایر ریشه و برگ کم اهمیت‎تر از ساقه تلقی می‎شوند (Blum, 1998).گلوم‎ها نقش مهمی را در انتقال نیتروژن داخل سنبله ایفا می‎کنند. بیشتر از 50 درصد نیتروژن جذب شده به وسیله ریشه‎ها از طریق آوند چوبی به سنبله منتقل شده که این نتیروژن قبل از رسیدن به دانه از آوند چوبی به آوند آبکشی موجود در گلوم‎ها منتقل می‎شود. ترکیبات نیتروژنی آوند آبکش تفاوت قابل ملاحظه‎ای با آوند چوبی دارد. اسید آمینه اصلی آوند چوبی گلوتامین بوده در حالی که اسید آمینه شیره پرورده بیشتر گلوتامیت و آسپارتیت می‎باشد (Donovan and lee, 1978). بنابراین گلوم‎ها ممکن است که یک مکان فعال برای تبدیلات داخلی و ساخت اسید آمینه‎های لازم برای تشکیل پروتئین‎های دانه باشند.
روند انتقال مجدد ماده خشک و نیتروژن:
در غلات تا زمان گلدهی، برگ و ساقه مخزن مواد فتوسنتزی است اما پس از آن دانه به صورت مخزن عمل می‎کند و بیشتر مواد فتوسنتزی تولید شده پس از گلدهی در دانه‎ها تجمع می‎یابند. همچنین مقداری از مواد تشکیل دهنده برگ و ساقه ممکن است به دانه‎ها انتقال مجدد پیدا کند (Yoshida, 1983).ورود و خروج مواد غذایی به طور مشابهی در طول چرخه زندگی اندام‎های گیاهی نظیر برگ‎ها صورت می‎گیرد. به صورت یک قانون کلی، پیری مصادف است با مقادیر بیشتر خروج مواد غذایی نسبت به ورود آن‎ها و مقدار در هر اندام مثل برگ کاهش می‎یابد. هر چه انتقال کربوهیدرات‎ها و نیتروژن از برگ‎ها و غلاف برگ سریع‎تر باشد پیری این اندام‎ها سریع‎تر صورت می‎گیرد (Yoshida, 1983: Marschner, 1995). در آزمایشی وادا و همکاران ( 1993 ) نشان دادند که اختلاف در پیری برگ با اختلاف سرعت حرکت نیتروژن از پهنک برگ به دانه مرتبط بود. براساس یافته‎های جنر و همکاران ( 1991 ) ابتدا برگ‎های پایین‎تر در برنج (همانند گندم) پیر شده در حالی که برگ‎های بالاتر برای دوره‎ای به صورت فعال باقی می‎مانند.در طول دوره پس از گلدهی کاهش میزان جذب به همراه تقاضای زیاد برای نیتروژن می‎تواند سبب کاهش نیتروژن در برگ و کاهش فتوسنتزی شود (عامری، 1377).
انتقال مجدد عناصر معدنی با قابلیت حرکت نسبتاً زیاد در آوند آبکش باعث کاهش سریع مقدار آن‎ها در اندام‎های هوایی (رویشی) شده و پیری سریع را القا می‎کند. در این صورت گیاهان به صورت سیستم خود تخریبی [2] عمل می‎کنند. علت این امر آن است که نیتروژن جزء اساسی پروتئین می‎باشد و بیش از 65 درصد پروتئین برگ در کلروپلاست وجود دارد که 50 درصد این مقدار را روبیسکو[3] تشکیل می‎دهد (عامری، 1377؛ (Salisbury and Ross, 1992.مقدار نتیروژن برای رشد مطلوب بسته به گونه گیاهی، مرحله نمو و اندام گیاهی، بین دو تا پنج درصد وزن خشک گیاه می‎باشد، تجمع نیتروژن در اندام‎های رویشی گیاه بالا بوده و با افزایش رشد کاهش می‎یابد. بعد از گلدهی انتقال نیتروژن از اندام‎های رویشی به دانه‎ها قابل ملاحظه است. در طول مراحل رویشی سنتز پروتئین فعال است و در طول مرحله زایشی سنتز مواد دیواره سلول نظیر سلولز، پکتین و غیره شروع به فعالیت می‎کند (عرفانی، 1374).دو منبع اصلی نیتروژن برای رشد دانه وجود دارد (Tahmasebi Sarvestani, 1995):
1ـ جذب از خاک
2ـ انتقال مجدد از اندام‎های رویشی
تحت شرایط رطوبت کافی و حاصلخیزی خوب بیش از 50 درصد پروتئین از نیتروژن جذب شده تا مرحله رسیدن دانه حاصل می‎شود. در گندم میزان نیتروژن موجود در مرحله گلدهی می‎تواند حدود 90 تا 100 درصد مجموع نیتروژن در مرحله رسیدگی باشد.در دهه گذشته نشان داده شده است که اختلاف عمده‎ای میان گونه‎ها یا ارقام یک گونه در جذب و مصرف عناصر غذایی معدنی وجود دارد، این اختلافات نه تنها نقش عمده‎ای در قابلیت گیاه برای بقا در یک اکوسیستم دارند بلکه از نظر پتانسیل تولید آن نیز مهم می‎باشند (هاشمی دزفولی و همکاران، 1374).سطوح بالای نیتروژن قابل دسترس خاک باعث افزایش جذب نیتروژن پس از گلدهی می‎شود و میزان انتقال مجدد به دانه را کاهش می‎دهد. جذب نیتروژن پس از سنبله‎دهی و انتقال مجدد آن با یکدیگر همبستگی منفی دارند (عامری، 1377). در آزمایشی که توسط سوزا و همکاران ( 1998 ) صورت گرفت نشان داده شده که با مصرف کود پس از گلدهی انتقال مجدد نیتروژن از اندام‎های هوایی به دانه کاهش می‎یابد.لوکاس ( 1981 ) در آزمایش خود یک کاهش قابل توجهی در وزن خشک ساقه تا اواخر دوره رشد مشاهده کرد که این منطبق با زمانی بود که تجمع وزن خشک دانه زیاد شده بود. مقدار این کاهش آن قدر بود که نمی‎توانست این کاهش مواد فتوسنتزی جاری ساقه صرف تنفس شده باشد. از نتایج آن می‎توان پیشنهاد کرد که در مناطق گرمسیری زمانی که قسمت اعظمی از ماده خشک دانه ذرت بعد از گلدهی تولید شد، آسیمیلات‎های ذخیره شده در ساقه، آن را به دانه‎ها انتقال دادند، یک وضعیت مشابهی برای واریته‎های ذرت مناطق معتدله گزارش شده است.جریان مواد فتوسنتزی و انتقال مجدد کربن و نیتروژن به دانه در طول دوره پر شدن دانه به نسبت منبع مخزن بستگی دارد. آهارت و اندرید ( 1995 ) در آزمایشی که تیمارهای آن شامل دو سطح کاهش منبع (45 و 55 درصد سایه‎دهی در طول دوره پر شدن دانه) و دو سطح کاهش مخزن (45 و 55 درصد سایه‎دهی در طول یک دوره 30 روزه ابریشم‎دهی) و یک حالت شاهد (بدون سایه) بود. محدودیت‎ منبع، یک افزایشی در میزان انتقال مجدد برگ به علاوه کاهش نیتروژن ساقه و کربوهیدرات‎های غیر ساختمانی در مقایسه با شاهد تولید کرد. محدودیت مخزن موجب تجمع بیشتر کربوهیدرات‎های غیرساختمانی ساقه و انتقال مجدد کمتر نیتروژن از برگ و ساقه شد. تیمارهای با محدودیت مخزن، جذب نیتروژن بیشتری در مرحله بعد از گرده‎افشانی داشت و غلظت نیتروژن دانه بیشتری نسبت به تیمار با محدودیت منبع داشت. هم چنان که نسبت منبع به مخزن کاهش یافت، جریان نیتروژن نسبت به جریان کربن به دانه کاهش یافت که پیشنهاد شد نیتروژن برای عملکرد دانه، با افزایش محدودیت منبع، محدودیت بیشتری پیدا کرد.ویلند و تا ( 1992 ) بیان کردند که انتقال مجدد نیتروژن از ساقه‎ها زودتر از برگ‎ها و ریشه‎ها در طول فصل اتفاق افتاد و ساقه‎ها و برگ‎ها مهم‎ترین توزیع کننده‎ها به دانه بودند و نقش ریشه‎ها کمتر بود. پن و همکاران ( 1995 ) اظهار داشتند بیشترین میزان تخصیص ماده خشک در تراکم کم کم گیاهی و با گرده‎افشانی محدود اتفاق افتاد و این ارتباط مثبتی به جذب سدیم داشت در حالی که برعکس آن هیبریدهای پر محصول ماده خشک و سدیم بیشتری در طول دو برابر شدن رشد بلال ذخیره کردند. این نتایج نشان داد که جذب نیتروژن به وسیله اندازه مخزن دانه به مصرف مواد فتوسنتزی تنظیم می‎شود.می و همکاران ( 2001 ) در یک آزمایش دو ساله نشان دادند که در سال اول با مصرف کمتر کود نیتروژن غلظت نیتروژن دانه کاهش چندانی پیدا نکرد اما در سال دوم وبا کاهش ذخیره نیتروژن غلظت نیتروژن دانه کاهش یافت زیرا جذب نیتروژن بعد از ابریشم‎دهی با کاهش طول دوره پر شدن دانه کاهش یافت و نیز کارایی انتقال مجدد نیتروژن در بافت رویشی در هیبرید با پیری زودرس (ZD120) بیشتر از هیبرید همیشه سبز (ND108) بود.لوهاس و همکاران ( 2000 ) زمانی که ذرت را به صورت هیدروپونیک با یا بدون نمک پرورش دادند گزارش کردند که میزان نسبی انتقال بالای یون‎های Na+و Cl-وارد شده از طریق آوند چوبی به برگ‎ها، از طریق آوند آبکش صادر شده بود.

گندم به خانواده گندمیان ( گرامینه یا پوآسه ) ، طایفه هوردیه و جنس تریتیکوم تعلق دارد . گونه های اهلی و وحشی آن از لحاظ تعداد کروموزوم به سه گروه دیپلوئید ، تتراپلوئید و هگزا پلوییدتقسیم می شود .
گونه های تتراپلوییدها ، آمفی پلوئیدی از تلاقی دو دیپلوئید هستند و و هگزاپلوئید ها ، آمفی پلوئیدی از تلاقی یک گونه دیپلوئید و یک گونه تتراپلوئید می باشند. گندم گیاهی است تک لپه ، خودگشن ، یکساله ومعمولا روز بلند ، از خانواده گندمیان که دارای گونه های بسیار زیاد اهلی و وحشی است . نمونه های وحشی آن غالبا بصورت علف های هرز خودنمایی کرده و مزاحم کشت و کار می گردند ( بهینا ، 1376 و خواجه پور ، 1373 و Anders et al 1996 ) حدود 90 درصد از تولید جهانی گندم از سه گونه زیر حاصل می شود ( Sarafi et al ., 1986 ) .
1ـ Triticum aestivum
2ـ Triticum compactum Host
3ـ Triticum durum Dest
گندم معمولی یا گندم نان به نان علمی T.aestivum که در سال 1853 توسط واویلف نامگذاری گردیده است، جز گروه گندم‎های هگزاپلوئید بوده و دارای گسترش و پراکندگی زیادی در جهان می‎باشد و غالبترین گونه به حساب می‎آید. این گونه دارای چندین هزار رقم زراعی است که در مناطق مختلف دنیا و تحت شرایط اقلیمی متفاوت کشت می‎شوند ( خدابنده ، 1369 وHeyne ,1987 ).
دانه:

دانه گندم در واقع میوه گندم است که در اصطلاح گیاهشناسی آنرا گندمه می‎نامند. دانه شامل جنین، آندوسپرم، لایه آلورن، پوسته و پریکارپ می‎باشد. دانه گندم سخت و بدون پوشش است و طول آن در ارقام مختلف بین 5 تا 5/8 میلیمتر و ضخامت آن بین 5/1 تا 5/3 میلیمتر و وزن هزار دانه آن بین 15 تا 52 گرم متغییر است. رنگ دانه در انواع مختلف از سفید مایل به زرد تا قرمز متغییر است ( آراسته 1375 و خدابنده 1369) .
مراحل رشد دانه:
پر شدن دانه به فرایندهای فتوسنتز، بارگیری عناصر آبکشی، انتقال مواد پرورده، تخلیه آبکش و تبدیل قندها به نشاسته وابسته است (Felker et al., 1983).رشد دانه شام سه مرحله است (Van Sanford, 1985).

1ـ مرحله کند که در آن سرعت رشد دانه به تدریج در حال افزایش است.
2ـ مرحله رشد خطی که در آن سرعت رشد دانه تقریباً ثابت و در بالاترین مقدار خود است. در این مرحله که طولانی‎ترین مرحله نیز می‎باشد، قسمت اعظم وزن خشک دانه، تقریباً 92% (Mogenson, 1980)، تشکیل می‎شود.
3ـ مرحله کند ثانویه که در این مرحله سرعت رشد به تدریج کاهش پیدا می‎کند تا به رسیدگی فیزیولوژیک (حداکثر وزن خشک) می‎‎رسد.
از دیدگاهی دیگر رشد دانه را می‎توان به دو مرحله «بزرگ شدن دانه» و «پر شدن دانه» تقسیم نمود (Jenner et al., 1991).در مرحله اول که شامل «مرحله رشد کند اولیه» نیز می‎باشد پتانسیل رشد دانه تعیین می‎شود. این پتانسیل به تعداد سلول‎های اندوسپرم که در این مرحله تشکیل شده بستگی دارد. این مرحله در گندم 15 تا 20 روز پس از گلدهی به طول می‎انجامد (امام و نیک‎نژاد، 1373 ؛ (Jenner et al., 1991 و در جو طولانی‎ترین است (امام و نیک‎نژاد، 1373). البته باید توجه داشت که هر نوع تقسیم‎بندی مراحل رشد دانه، مدت هر مرحله به شدت تحت تأثیر شرایط محیطی و نیز عواملی ژنتیکی قرار دارد. نشان داده شده است که وزن دانه نسبت به حذف تعدادی از دانه (Brocklehurst, 1977: Simmons et al., 1982) و یا برگ‎ها(Simmons et al., 1982) در زمان گلدهی، در مقایسه با انجام این تیمارها در 14 روز بعد، واکنش شدیدتری نشان می‎دهد. بروکلهارست ( 1997 ) نشان داد که این حالت مربوط به تعداد سلول‎های اندوسپرم تشکیل شده در مدت دو هفته پس از گلدهی است. به هر حال امام و نیک‎نژاد (1373) خاطر نشان کردند که علاوه بر شیره پرورده نقش عوامل دیگر از جمله نقش هورمون‎ها را نباید نادیده گرفت. مرحله «پر شدن دانه» مرحله ذخیره‎سازی فراورده‎های پلیمری در سلول‎ها و اندامک‎هایی است که طی مرحله بزرگ شدن دانه ایجاد شده‎اند. این مرحله قبل از اتمام مرحله بزرگ شدن دانه (در گندم 1 تا 15 روز پس از گلدهی) آغاز می‎شود (Jenner et al., 1991).

در یک مطالعه بر روی جو، در شرایط گلخانه‎ای حداکثر تعداد سلول‎های اندوسپرم 14 روز پس از گلدهی مشاهده شد در حالی که درصد نشاسته از روز پنجم پس از گلدهی افزایش یافت و 12 روز پس از گلدهی به حداکثر خود رسید (Djarot and Peterson, 1991). رشد خطی دانه در مرحله «پر شدن دانه» واقع می‎گردد.در محدوده شرایط معمولی محیط‎های زراعی، مقدار نشاسته تشکیل شده در دانه‎ها در واکنش به مقدار کربوهیدرات‎های فراهم شده برای دانه در حدود مقادیر بحرانی قرار دارد (به عبارت دیگر با افزایش کربوهیدرات‎ها مقدار نشاسته به حداکثر خود نزدیک شده، واکنش ملایمی نشان می‎دهد)؛ این در حالی است که مقدار پروتئین نسبت به مقدار مواد نیتروژنی که در اختیار دانه قرار می‎گیرند به صورت خطی واکنش نشان می‎دهد (Jenner et al., 1991).عمده کربوهیدرات‎های موجود در دانه محصول فتوسنتز پس از گلدهی است. مگر در شرایطی که فتوسنتز در این دوره محدود می‎شود؛ در حالی که عمده نیتروژن موجود در دانه از انتقال نیتروژن جذب شده قبل از گلدهی تأمین می‎گردد (Spiertz et al., 1985). نیتروژنی که در دوره رشد دانه جذب می‎شود مستقیماً به دانه‎ها انتقال پیدا می‎کند و میزان انتقال نیتروژن بافت‎های دیگر عمدتاً به نیاز سنبله‎ها بستگی دارد (Mattson et al., 1993) و از آنجا که معمولاً در این مرحله تقاضای نیتروژن دانه‎ها بیشتر از جذب ریشه‎ای آن است، انتقال مجدد نیتروژن از اندام‎های دیگر ضرورت پیدا می‎کند و این امر موجب کاهش فتوسنتز قسمت‎های سبز می‎گردد (Spiertz et al., 1985). سهم نیتروژن جذب شده، پس از گلدهی (یا انتقال مجدد از ریشه‎ها) در پروتئین دانه، با درصد نیتروژن اندام‎های هوایی در زمان گلدهی رابطه منفی دارد (Vos, 1985).رشد دانه را می‎توان حاصلضرب دو مؤلفه «مدت» و «سرعت» رشد دانه دانست. چون بیشتر پروتئین و نشاسته دانه طی مرحله رشد خطی در دانه انباشته می‎شوند، عملاً می‎توان رشد نهایی دانه را محصول این مرحله دانست. لذا سرعت پر شدن دانه در این مرحله را «سرعت پر شدن خطی دانه» و مدتی که با این سرعت رشد، وزن نهایی دانه تشکیل می‎شود، «مدت مؤثر پر شدن دانه» می‎نامند (Van Sanford, 1985).اگر چه ممکن است مؤلفه‎های رشد دانه در دوره خطی با میانگین اعداد مربوطه به تمام دوره گلدهی تا رسیدگی فیزیولوژیک تفاوت داشته باشد، پر شدن خطی دانه به دلیل استفاده از مواد پرورده ذخیره شده در منابع ثانویه رشد دانه «مثل ساقه‎ها» کم و بیش ثابت مانده و از نوسان‎های مربوط به تغییرات روزانه شرایط محیطی به دور می‎ماند، لذا محدود کردن بررسی رشد دانه به این مرحله از رشد کلی آن، موجب شناخت دقیق‎تر اثر تیمارها بر فرایندهایی است که رشد اصلی دانه را بر عهده دارد.
فیزیولوژی سرعت و مدت رشد دانه:
پتانسیل سرعت رشد خطی دانه به تعداد سلول‎های اندوسپرم، تشکیل شده بستگی دارد (Brocklehurst, 1977)، که به نوبه خود در درجه اول به ژنوتیپ و پس از آن به شرایط محیطی حاکم بر گیاه تا زمان تثبیت تعداد سلول‎های اندوسپرم مربوط می‎گردد (Vos, 1985).سرعت رشد دانه بیشتر تحت تأثیر ژنوتیپ قرار دارد، در حالی که مدت رشد دانه به شرایط محیطی وابستگی بیشتری نشان می‎دهد (هاشمی دزفولی و مرعشی، 1374 ؛ Bruckner and Frohberg, (1987; Wiegand and Cuellar, 1981 . همچنین سرعت رشد دانه به میزان فراهم بودن کربوهیدرات‎ها (و نیز مواد نیتروژنه مورد نیاز دانه‎ها) بستگی دارد، لذا اظهار شده است که سرعت رشد دانه با افزایش تشعشع (Wiegand and Cuellar, 1981) و (Wheeler et al., 1995) CO2 زیاد می‎شود.
اسپیرتز و وس ( 1985 ) بیان کردند که گرچه فاصله بین گلدهی تا رسیدگی دانه تحت کنترل دما قرار دارد، مدت عملی پر شدن دانه را کربوهیدرات‎ها تعیین می‎کنند. بین مدت رشد دانه و سرعت رشد آن در مرحله خطی رابطه عکس برقرار است، بدین ترتیب اگر افزایش سرعت رشد دانه پس از گلدهی با میزان مواد ذخیره‎ای جبران نشود، موجب کوتاه شدن مدت رشد دانه می‎گردد. با افزایش دما سرعت انتقال مواد پرورده از برگ‎ها به سنبله زیاد می‎شود (Bruckner and Frohberg, 1987)، اما در همین حال تنفس نیز افزایش می‎یابد (Bruckner and Frohberg, 1987; Mitchell et al., 1991) و ذخیره‎سازی کربوهیدرات‎ها در ساقه‎ها و غلاف‎ها کاهش پیدا می‎کند (Vos, 1985) این در حالی است که در محدوده دماهای عادی، واکنش فتوسنتز به افزایش دما ناچیز است و یا کاهش می‎یابد (امام و نیک‎نژاد، 1373). بنابراین با افزایش دما سرعت رشد دانه افزایش یافته، ولی طول دوره رشد دانه کاهش شدیدتری نشان می‎دهد. لذا افزایش دما موجب کاهش مقدار نشاسته و وزن نهایی دانه می‎شود. مدت انتقال نیتروژن نیز در واکنش به دمای بیشتر، کوتاه می‎شود ولی این حالت با افزایش سرعت انتقال ازت به دانه به طور کامل (Vos, 1985) و یا نسبت به کربوهیدرات‎ها به نحو بهتری Triboi and Leblevenec, 1995) جبران می‎شود، زیرا در مورد نیتروژن برخلاف کربوهیدرات‎ها، اتلاف تنفسی وجود ندارد، بنابراین افزایش دما موجب افزایش درصد پروتئین دانه می‎شود (Jenner. 1991; Triboi and Leblevenec, 1995; Vos, 1985).در منابع مختلف گزارش شده است که به ازای یک درجه سانتیگراد افزایش دما در دوره پر شدن دانه گندم، مدت رشد دانه حدود سه روز و وزن دانه حدود 5/1 تا 8/2 میلی‎گرم (Wiegand and Cuellar, 1981) و یا 3% تا 5%(Stapper and Fisher, 1990 c; Wardlaw and Moncor, 1995) کاهش نشان داده است.
اثر تنش گرما (مثلاً دماهای بالاتر از Cْ 35) هر قدر زودتر شروع شود بیشتر خواهد بود (Stone and Nicolas, 1995). در تنش‎های اولیه کاهش دانه‎بندی و تشکیل دانه‎های غیرعادی بروز می‎کند (Tashiro and Wardlaw, 1990b).تأثیر سرعت و مدت رشد دانه در وزن نهایی دانه متبلور می‎شود و بسته به این وزن دانه با عملکرد دانه همبستگی داشته باشد یا خیر، نقش آن نیز ممکن است فرق کند. ایوانز و همکاران (1369) مدت پر شدن دانه را در تعیین عملکرد دانه مؤثرتر از سرعت رشد آن دانسته‎اند. جـیـبـیحو و همکاران (1982) نیز در منابع خود سهم مدت پر شدن دانه را در عملکرد دانه موثر یافتند، اما منابعی نیز سرعت رشد دانه را مهم‎تر اعلام کرده بودند، به هر حال در تحقیق خود ایشان، در ارقام گندم دوروم هر دو مؤلفه با وزن دانه همبستگی بالایی نشان دادند. معمولاً در بسیاری از این گزارش‎ها مدت رشد دانه، مدت زمان بین گلدهی تا رسیدگی فیزیولوژیکی دانه بوده است و سرعت رشد دانه از تقسیم وزن نهایی دانه بر طول این دوره بدست آمده است و مدت مؤثر و سرعت خطی پر شدن دانه مورد نظر نبوده است. واضح است که طول مدت گلدهی تا رسیدگی فیزیولوژیکی (طول دوره زایشی) در موارد متعدد با عملکرد دانه همبستگی نشان داده است، اما این نگرش برای تعیین این که در طول این دوره، کدامیک از این دو مؤلفه مدت مؤثر یا سرعت رشد خطی دانه نقش تعیین کننده‎تری در پر شدن دانه داشته‎اند کافی نمی‎باشد. در مقایسه سرعت و مدت پر شدن دانه، در بین ارقام گندم گزارش شده است که سرعت رشد دانه با وزن دانه (Bruckener and Frohberg, 1987) و سرعت رشد خطی دانه با وزن دانه و عملکرد Van Sanfond, 1985) همبستگی بیشتری نشان دادند.در تیمارهای حذف تعدادی از برگ‎ها یا دانه‎های گندم نیز در هر رقم، سرعت رشد خطی دانه، واکنش مشخص‏تر و همبستگی بالایی با وزن دانه نشان داد (Simmons et al., 1983). با این حال هاشمی دزفولی و مرعشی (1374) در دستکاری سطح برگ پرچم و تراکم بوته گندم رقم چناب مدت مؤثر پر شدن دانه را در تعیین وزن مؤثرتر نشان داده‎اند.در بین ژنوتیپ‎ها گزارش شده است که بین سرعت و مدت رشد دانه همبستگی معنی‎داری وجود نداشت (Dofing, 1995; Bruckener and Frohberg, 1987) و یا ضعیف بود (Gebeyhou et al., 1982). نتیجتاً بر روی هر یک از این دو مؤلفه می‎توان کار به نژادی انجام داد، بدون این که اثر سوئی بر دیگری داشته باشد. افزایش ژنتیکی مدت پر شدن دانه در جو بهاره، در حالی که طول دوره رشد ژنوتیپ‎ها مشابه نگه داشته شده بود منجر به افزایش عملکرد نشد؛ احتمالاً به این دلیل که با این روش تأثیر سوئی بر طول دوره رویشی، که نقش مهمی در تشکیل پتانسیل مخزن دارد، اعمال شده بود (Metzger et al., 1991) . این مطالعه نشان داد که کار بر روی مدت مؤثر یا سرعت رشد خطی دانه، از توجه صرف به «طول دوره زایشی» مفیدتر خواهد بود. به همین ترتیب در فصول کوتاه یا محدودیت رشد دانه در دمای بالا و به دلیل وابستگی بیشتر مدت رشد دانه به شرایط محیطی، می‎بایست بر روی اصلاح سرعت رشد دانه همت گماشت (Bruckener and Frohberg, 1987; Wiegand and Cuellar, 1981). واردلار و مانکور (Wardlaw and Moncor) نیز نشان دادند که بین ارقام گندم مقاوم‎ترین رقم به گرماهای پس از گلدهی رقمی بود که با افزایش دما، بیشترین وافزایش را در سرعت رشد خطی دانه نشان داد.
انتقال مجدد:
تعریف انتقال مجدددو فرایند فیزیولوژیکی در رشد و نمو دانه دخالت دارند (Yoshida, 1983):
1ـ فتوسنتز جاری
2ـ انتقال مجدد ترکیبات تجمع یافته در اندام‎ها قبل از گلدهی
در مرحله خاصی از نمو گیاه، مواد فتوسنتزی بیشتر از آنچه فرایندهای رشد مصرف می‎کنند تولید می‎شود. این مواد می‎توانند به ترکیبات ذخیره‎ای تبدیل شوند و در مراحل بعدی به عنوان مثال در مرحله تولید بذر که فتوسنتز جاری قادر به تأمین همه احتیاجات مخزن نیست، از طریق انتقال مجدد به دانه منتقل می‎گردند. به بیان دیگر انتقال مواد از منطقه‎ای که قبلاً ذخیره شده‎اند به منطقه دیگر که این مواد را مجدداً مورد استفاده قرار می‎��هند انتقال مجدد نامیده می‎شود (کوچکی و سرمدنیا، 1378).
انتقال مجدد در ترکیبات آلی و معدنی صورت می‎گیرد. در اواخر عمر برگ، کربوهیدرات‎ها همراه با ترکیبات نیتروژن‎دار، فسفر و سولفور و سایر عناصر قابل انتقال مجدد به مقصدهای جاری گیاه منتقل می‎شوند.اصطلاح توزیع مجدد Redistribution و انتقال مجدد اغلب برای توصیف این فرایند به کار می‎رود اما از نظر دینامیک ورود و خروج مواد غذایی، کاربرد این اصطلاحات موجب شبهه اختلال می‎گردد. بدین ترتیب کاهش در مقدار خالص مواد غذایی را حرکت مجددRemobilization می‎نامند (Marshner, 1995).
مارشنر (1995( انتقال مجدد را شامل دامنه‎ای از فرایندهای مختلف بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی به شرح زیر معرفی کرده است:
1ـ مصرف مواد ذخیره شده (پتاسیم، فسفر، منیزیم، نیتروژن، آمینو و غیره) در واکوئل‎ها.
2ـ شکسته شدن پروتئین‎های ذخیره‎ای
3ـ شکسته شدن ساختمان‎های سلولی نظیر کلروپلاست و پروتئین‎های آنزیمی که در نتیجه آن مواد معدنی پیوندی در اجزاء ساختمانی نظیر منیزیم در کلروفیل و ریز مغذی‎های موجود در آنزیم‎ها به شکل قابل حرکت تبدیل می‎شوند.
زو و همکاران ( 2001) گزارش کردند که آهن می‎تواند از بافت‎های قدیم به بافت‎های جدید ذرت انتقال مجدد یابد ولی انتقال مجدد آن به نوع فرم کود نیتروژن مصرف شده بستگی دارد.
عوامل مؤثر بر انتقال مجدد آسیمیلات‎ها:
به طور کلی عوامل مؤثر بر میزان ذخیره مواد در اندام‎های رویشی و کارایی انتقال مجدد آن‎ها را به دانه می‎توان به دو دسته عوامل محیطی و عوامل ژنتیکی تقسیم‎بندی کرد. عوامل محیطی شامل رطوبت، عناصر غذایی، دما و بیماری‎های گیاهی از جمله بیماری‎های برگی می‎باشد. البته عوامل دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشند که نیاز به انجام تحقیقات بیشتر را در این زمینه، مسجل می‎سازد. عوامل ژنتیکی مؤثر شامل نوع گیاه، رقم، سرعت پیر شدن برگ‎ها، میزان ذخیره مواد در ساقه و بعضی عوامل دیگر می‎باشد.به طور کلی هر عاملی که روی فتوسنتز جاری تأثیر بگذارد بر روی تجمع و انتقال مجدد مواد فتوسنتزی نیز نقش دارد. کمبود رطوبت و یا تنش رطوبت در دوره پر شدن دانه موجب برخورداری بیشتر دانه از ذخایر اندام‎های دیگر می‎گردد (Aggarwal and Sinha, 1984). هر چند گزارش‎های دیگری وجود دارد مبنی بر اینکه در شرایط مطلوب رطوبتی میزان کاهش اسیمیلات‎ها از ساقه گندم و شرکت آن در عملکرد دانه بیشتر از انتقال مجدد در شرایط خشکی می‎باشد (Davidson and Chevalier, 1992).کاربرد نیتروژن به صورت کود سبب افزایش انتقال نیتروژن از اندام‎های رویشی شده است (Cox et al., 1986). در حالی که در برخی از گزارش‎ها ارتباط قابل توجهی بین پروتئین دانه و نیتروژن انتقال یافته و یا کارایی وانتقال نیتروژن گزارش نشده است (Miksell and Paulsen, 1971).گزارش‎های دیگری وجود دارد که تأیید می‎کند برای بهبود درصد پروتئین دانه می‎توان ژنوتیپ‏هایی انتخاب کرد که درصد بیشتری نیتروژن از اندام‎های رویشی خود به دانه منتقل کنند (Cox et al., 1986; Azam et al., 1995: Papakosta and Gagianas, 1991). همبستگی مثبت و معنی‎داری بین میزان نیتروژن اندام‎های رویشی در قبل از گلدهی، عملکرد و نیتروژن دانه گزارش شده است (Papakosta and Gagianas, 1991). به طور کلی سهم انتقال مجدد نیتروژن بیشتر از انتقال مجدد کربن می‎باشد.افزایش دما موجب سرعت تجمع مواد و انتقال مجدد آن‎ها می‎شود (Blum, 1998; Cordellini et al., 1997). ارقامی که دارای آنزیم Soluble Starch Synthase در اندوسپرم دانه خود می‎باشند، بهتر از ارقام دیگر از ذخایر ساقه خود استفاده می‎کنند. وجود بیماری‎های مختلف برگی نظیر سپتوریا و زنگ‎ها که خود سبب کاهش اسیمیلاسیون جاری می‎گردند موجبات استفاده بیشتر از ذخایر را فراهم می‎کنند (Blum, 1998).طول ساقه روی میزان ذخایر آن تأثیر دارد، هر چند که تراکم ساقه (وزن واحد طول ساقه) نیز در این ارتباط مهم است (Blum, 1998). غیر از موارد استثنایی به نظر می‎رسد ارقام پا بلند قابلیت بیشتری در حمایت دانه به وسیله ذخایر ساقه داشته باشند که به دلیل ذخیره بیشتر در این ارقام می‎باشد (Blum et al., 1997). یکی از دلایل پایداری ارقام بومی که ارتفاع بیشتری دارند همین مسئله می‎باشد (Blum, 1998). در ارقامی که توانایی بیشتری در استفاده از ذخایر ساقه جهت پر کردن دانه خود دارند هم تحت شرایط تنش و هم در شرایط بدون تنش سرعت پیر شدن برگ‎ها بیشتر است (Blum et al., 1997; Fokar et al., 1998) ، ولی به طور کلی به نظر می‎رسد که پیری زود هنگام برگ‎ها به عنوان یک منبع پایدار از آسیمیلاسیون جاری عمل کرده و سبب محدود شدن استفاده از ذخایر ساقه گردد (Blum, 1998).
سهم هر یک از اندام‎های گیاهی در انتقال مجدد مواد به دانه:
به طور کلی هر یک از اندام‎های گیاهی سهم متفاوتی در تخصیص مواد فتوسنتزی به دانه دارند. در این میان نقش ساقه‎ها به عنوان یکی از اصلی‎ترین اجزای گیاهی قابل توجه است.
ساقه
به طور کلی قابلیت ذخیره سازی مواد فتوسنتزی در ساقه گیاه گندم تحت تأثیر طول و تراکم وزن ساقه[1] دارد (Blum, 1998). ذخیره سازی مواد و انتقال مجدد میان گره‎های ساقه متفاوت است. معمولاً وزن میان گره‎های ساقه در دو تا سه هفته بعد از گلدهی افزایش یافته و این موضوع بیشتر به دلیل تجمع کربوهیدرات‎های محلول در آب می‎باشد (Bonnet and Incoll, 1992a


. با وجود این، کاهش وزن خشک میان گره‎های ساقه هم زمان صورت می‎گیرد. اگر چه اختلاف عمده‎ای در مدت زمان لازم برای ذخیره این کربوهیدرات‎ها در بین میان گره‎ها وجود دارد. اشنایدر( 1993 ) طول دوره تجمع مواد را در بین میان گره‎ها، متفاوت گزارش کرده و آن را برای میان گره‎های پایین‎تر، بیشتر می‎داند. هر چند که این تفاوت باعث ذخیره بیشتر در این میان گره‎ها نمی‎شود زیرا که متوسط سرعت ذخیره در میان گره‎های بالایی بسیار بیشتر است.واردلا ( 1967 ) گزارش کرد که انتقال قندها به طرف بالا، تقریباً به طور کامل از دو میان گره‎ بالایی ساقه صورت گرفته و حرکت آن‎ها به طرف پایین از میان گره سوم و پایین‎تر صورت می‎گیرد که بیشتر به پنجه‎های جدید اختصاص پیدا می‎کند. در ارقام جو زمستانه میان گره‎های پایینی سهم بیشتری در پر کردن دانه دارند (Bonnet and Incoll, 1992b). طول ساقه نیز عامل مهمی است که میزان ذخیره سازی را تحت تأثیر قرار می‎دهد. به عنوان مثال استین و همکاران ( 1980 ) گزارش کردند که ارقام پابلند مشارکت کمتری نسبت به ارقام پاکوتاه و نیمه کوتاه دارند.
سایر اندام‎ها
نقش سایر اندام‎های دیگر مانند برگها، ریشه‎ها و سنبله‎ها نسبت به ساقه‎ کم اهمیت‎تر می‎باشد مگر در موارد خاص و برای انتقال مواد به خصوصی که ممکن است از این اندام‎ها صادر شود. اشنایدر ( 1992 ) اظهار داشت که بین برگها از لحاظ انتقال مجدد ماده خشک تفاوت وجود دارد به گونه‎ای که برگ پرچم مواد فتوسنتزی را سریعاً به سنبله منتقل می‎کند. در حالی که برگ دوم تنها به اندازه یک سوم برگ پرچم، مواد فتوسنتزی را سریعاً به سنبله منتقل کرده و حدود 90 درصد این مواد را در خود نگه داشته و بعداً به سنبله انتقال می‎دهد.ریشه در تعدادی از لگوم‎ها و بعضی محصولات دیگر دارای اهمیت می‎باشد ولی به طور کلی در غلات دانه ریز ذخایر ریشه و برگ کم اهمیت‎تر از ساقه تلقی می‎شوند (Blum, 1998).گلوم‎ها نقش مهمی را در انتقال نیتروژن داخل سنبله ایفا می‎کنند. بیشتر از 50 درصد نیتروژن جذب شده به وسیله ریشه‎ها از طریق آوند چوبی به سنبله منتقل شده که این نتیروژن قبل از رسیدن به دانه از آوند چوبی به آوند آبکشی موجود در گلوم‎ها منتقل می‎شود. ترکیبات نیتروژنی آوند آبکش تفاوت قابل ملاحظه‎ای با آوند چوبی دارد. اسید آمینه اصلی آوند چوبی گلوتامین بوده در حالی که اسید آمینه شیره پرورده بیشتر گلوتامیت و آسپارتیت می‎باشد (Donovan and lee, 1978). بنابراین گلوم‎ها ممکن است که یک مکان فعال برای تبدیلات داخلی و ساخت اسید آمینه‎های لازم برای تشکیل پروتئین‎های دانه باشند.

روند انتقال مجدد ماده خشک و نیتروژن:
در غلات تا زمان گلدهی، برگ و ساقه مخزن مواد فتوسنتزی است اما پس از آن دانه به صورت مخزن عمل می‎کند و بیشتر مواد فتوسنتزی تولید شده پس از گلدهی در دانه‎ها تجمع می‎یابند. همچنین مقداری از مواد تشکیل دهنده برگ و ساقه ممکن است به دانه‎ها انتقال مجدد پیدا کند (Yoshida, 1983).ورود و خروج مواد غذایی به طور مشابهی در طول چرخه زندگی اندام‎های گیاهی نظیر برگ‎ها صورت می‎گیرد. به صورت یک قانون کلی، پیری مصادف است با مقادیر بیشتر خروج مواد غذایی نسبت به ورود آن‎ها و مقدار در هر اندام مثل برگ کاهش می‎یابد. هر چه انتقال کربوهیدرات‎ها و نیتروژن از برگ‎ها و غلاف برگ سریع‎تر باشد پیری این اندام‎ها سریع‎تر صورت می‎گیرد (Yoshida, 1983: Marschner, 1995). در آزمایشی وادا و همکاران ( 1993 ) نشان دادند که اختلاف در پیری برگ با اختلاف سرعت حرکت نیتروژن از پهنک برگ به دانه مرتبط بود. براساس یافته‎های جنر و همکاران ( 1991 ) ابتدا برگ‎های پایین‎تر در برنج (همانند گندم) پیر شده در حالی که برگ‎های بالاتر برای دوره‎ای به صورت فعال باقی می‎مانند.در طول دوره پس از گلدهی کاهش میزان جذب به همراه تقاضای زیاد برای نیتروژن می‎تواند سبب کاهش نیتروژن در برگ و کاهش فتوسنتزی شود (عامری، 1377).
انتقال مجدد عناصر معدنی با قابلیت حرکت نسبتاً زیاد در آوند آبکش باعث کاهش سریع مقدار آن‎ها در اندام‎های هوایی (رویشی) شده و پیری سریع را القا می‎کند. در این صورت گیاهان به صورت سیستم خود تخریبی [2] عمل می‎کنند. علت این امر آن است که نیتروژن جزء اساسی پروتئین می‎باشد و بیش از 65 درصد پروتئین برگ در کلروپلاست وجود دارد که 50 درصد این مقدار را روبیسکو[3] تشکیل می‎دهد (عامری، 1377؛ (Salisbury and Ross, 1992.مقدار نتیروژن برای رشد مطلوب بسته به گونه گیاهی، مرحله نمو و اندام گیاهی، بین دو تا پنج درصد وزن خشک گیاه می‎باشد، تجمع نیتروژن در اندام‎های رویشی گیاه بالا بوده و با افزایش رشد کاهش می‎یابد. بعد از گلدهی انتقال نیتروژن از اندام‎های رویشی به دانه‎ها قابل ملاحظه است. در طول مراحل رویشی سنتز پروتئین فعال است و در طول مرحله زایشی سنتز مواد دیواره سلول نظیر سلولز، پکتین و غیره شروع به فعالیت می‎کند (عرفانی، 1374).دو منبع اصلی نیتروژن برای رشد دانه وجود دارد (Tahmasebi Sarvestani, 1995):
1ـ جذب از خاک

2ـ انتقال مجدد از اندام‎های رویشی

تحت شرایط رطوبت کافی و حاصلخیزی خوب بیش از 50 درصد پروتئین از نیتروژن جذب شده تا مرحله رسیدن دانه حاصل می‎شود. در گندم میزان نیتروژن موجود در مرحله گلدهی می‎تواند حدود 90 تا 100 درصد مجموع نیتروژن در مرحله رسیدگی باشد.در دهه گذشته نشان داده شده است که اختلاف عمده‎ای میان گونه‎ها یا ارقام یک گونه در جذب و مصرف عناصر غذایی معدنی وجود دارد، این اختلافات نه تنها نقش عمده‎ای در قابلیت گیاه برای بقا در یک اکوسیستم دارند بلکه از نظر پتانسیل تولید آن نیز مهم می‎باشند (هاشمی دزفولی و همکاران، 1374).سطوح بالای نیتروژن قابل دسترس خاک باعث افزایش جذب نیتروژن پس از گلدهی می‎شود و میزان انتقال مجدد به دانه را کاهش می‎دهد. جذب نیتروژن پس از سنبله‎دهی و انتقال مجدد آن با یکدیگر همبستگی منفی دارند (عامری، 1377). در آزمایشی که توسط سوزا و همکاران ( 1998 ) صورت گرفت نشان داده شده که با مصرف کود پس از گلدهی انتقال مجدد نیتروژن از اندام‎های هوایی به دانه کاهش می‎یابد.لوکاس ( 1981 ) در آزمایش خود یک کاهش قابل توجهی در وزن خشک ساقه تا اواخر دوره رشد مشاهده کرد که این منطبق با زمانی بود که تجمع وزن خشک دانه زیاد شده بود. مقدار این کاهش آن قدر بود که نمی‎توانست این کاهش مواد فتوسنتزی جاری ساقه صرف تنفس شده باشد. از نتایج آن می‎توان پیشنهاد کرد که در مناطق گرمسیری زمانی که قسمت اعظمی از ماده خشک دانه ذرت بعد از گلدهی تولید شد، آسیمیلات‎های ذخیره شده در ساقه، آن را به دانه‎ها انتقال دادند، یک وضعیت مشابهی برای واریته‎های ذرت مناطق معتدله گزارش شده است.جریان مواد فتوسنتزی و انتقال مجدد کربن و نیتروژن به دانه در طول دوره پر شدن دانه به نسبت منبع مخزن بستگی دارد. آهارت و اندرید ( 1995 ) در آزمایشی که تیمارهای آن شامل دو سطح کاهش منبع (45 و 55 درصد سایه‎دهی در طول دوره پر شدن دانه) و دو سطح کاهش مخزن (45 و 55 درصد سایه‎دهی در طول یک دوره 30 روزه ابریشم‎دهی) و یک حالت شاهد (بدون سایه) بود. محدودیت‎ منبع، یک افزایشی در میزان انتقال مجدد برگ به علاوه کاهش نیتروژن ساقه و کربوهیدرات‎های غیر ساختمانی در مقایسه با شاهد تولید کرد. محدودیت مخزن موجب تجمع بیشتر کربوهیدرات‎های غیرساختمانی ساقه و انتقال مجدد کمتر نیتروژن از برگ و ساقه شد. تیمارهای با محدودیت مخزن، جذب نیتروژن بیشتری در مرحله بعد از گرده‎افشانی داشت و غلظت نیتروژن دانه بیشتری نسبت به تیمار با محدودیت منبع داشت. هم چنان که نسبت منبع به مخزن کاهش یافت، جریان نیتروژن نسبت به جریان کربن به دانه کاهش یافت که پیشنهاد شد نیتروژن برای عملکرد دانه، با افزایش محدودیت منبع، محدودیت بیشتری پیدا کرد.ویلند و تا ( 1992 ) بیان کردند که انتقال مجدد نیتروژن از ساقه‎ها زودتر از برگ‎ها و ریشه‎ها در طول فصل اتفاق افتاد و ساقه‎ها و برگ‎ها مهم‎ترین توزیع کننده‎ها به دانه بودند و نقش ریشه‎ها کمتر بود. پن و همکاران ( 1995 ) اظهار داشتند بیشترین میزان تخصیص ماده خشک در تراکم کم کم گیاهی و با گرده‎افشانی محدود اتفاق افتاد و این ارتباط مثبتی به جذب سدیم داشت در حالی که برعکس آن هیبریدهای پر محصول ماده خشک و سدیم بیشتری در طول دو برابر شدن رشد بلال ذخیره کردند. این نتایج نشان داد که جذب نیتروژن به وسیله اندازه مخزن دانه به مصرف مواد فتوسنتزی تنظیم می‎شود.می و همکاران ( 2001 ) در یک آزمایش دو ساله نشان دادند که در سال اول با مصرف کمتر کود نیتروژن غلظت نیتروژن دانه کاهش چندانی پیدا نکرد اما در سال دوم وبا کاهش ذخیره نیتروژن غلظت نیتروژن دانه کاهش یافت زیرا جذب نیتروژن بعد از ابریشم‎دهی با کاهش طول دوره پر شدن دانه کاهش یافت و نیز کارایی انتقال مجدد نیتروژن در بافت رویشی در هیبرید با پیری زودرس (ZD120) بیشتر از هیبرید همیشه سبز (ND108) بود.لوهاس و همکاران ( 2000 ) زمانی که ذرت را به صورت هیدروپونیک با یا بدون نمک پرورش دادند گزارش کردند که میزان نسبی انتقال بالای یون‎های Na+و Cl-وارد شده از طریق آوند چوبی به برگ‎ها، از طریق آوند آبکش صادر شده بود.

 

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در چهارشنبه دوم دی ۱۳۹۴ و ساعت 13:39 |
dx8aza5wbrd2xxf20bp.jpg

txdyuwjqb9orihlcstz.jpg

42t3hntnh4gkybnq9kzw.jpg

r4320w6gs58irw9frxfv.jpg

qnuht8xlx2w6bvyfdl2g.jpg

fs5xax84w5lyugodskm1.jpg

wdwxo8tk26a0l5sfoxbg.jpg

ga42jlrautk7g7xq7ho.jpg

08baler75ujrqtwu7llh.jpg

p8tzk5krcaryq46wz1y8.jpg

oed4af77v60zs4chmq5p.jpg

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ و ساعت 12:51 |

طرح معاینه فنی کمباین با موفقیت تمام در شهرستانهای استان اردبیل در حال اجراست در این طرح کلیه کمباینهای موجود منطقه توسط کارشناسان مجرب تحت معاینه فنی قرار میگیرد این طرح در دو مرحله در حال اجرا هست در مرحله اول طرح بررسی اولیه کارشناسان معاینه فنی از کمباین دستگاه از نظر فنی کارگاهی مورد بازدید قرار میگیرد و تنظیمات لازم جهت بهره برداری از دستگاه انجام میگیرد.

عکس زیبای مزارع گندمعکس زیبای مزارع گندمعکس زیبای مزارع گندم

در مرحله دوم طرح مرحله بررسی عملکرد میدانی(مزرعه ای) میباشد در این مرحله کمباین از نظر  ضایعات محصولات کشاورزی مورد بررسی قرار میگیرد. که کارشناسان محترم پس از بررسی دستگاه در صورت نبودن نقص در دستگاه توسط برچسب کارکرد دستگاه را تایید و اجازه برداشت برای کمباین صادر مینمایند. 

برای تمامی کارشناسان محترم آرزوی سلامتی و موفقیت در تمامی امورات زندگی آرزومندم. 

با تشکرات ویژه از جناب آقای مهندس جهانی مسول محترم امور فناوریهای مکانیزه کشاورزی شهرستان بیله سوار به دلیل همکاری صمیمانه با ناظرین محترم معاینه فنی کمباین. 

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ و ساعت 12:46 |

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

به نام خالق هستی

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 زندگی آن گاه معنای واقعی خودرا می یابدکه هر لحظه اش تولدی نو وبهاری تازه باشد. نوروزسرآغاز بهاراست وجهان درتب وتاب، فلک غرق نشاط ، خاک غرقه به آب ، زمین فرش گیاه وهوا مشک فشان است به عطربهاران وجهان خرم ازاین حکمت یزدان. فروردین فرارسیده است تا طبیعت چهره بگشاید وعالم پیر به مدد بادصبا دگربارجوان شودوجامه نوبرتن پوشد. پس دست دعا به درگاه خالق یکتا بر می داریم که احوال مانیز از   این تحول زیبا بی بهره نماند. (حول حالنا الی احسن الحال )                       
 عزیزانم : بهار طبیعت، نوروز بی بدیل ودرخشش مجدد ستاره صبح امید وسرآغاز شکفتن، روئیدن وسبز شدن رابه محضر شما بزرگواران تبریک وتهنیت عرض می نمایم وسالی سرشار از برکت معنویت سلامت، سعادت همراه با موفقیت روزافزون برای شما آرزومندم این لطف الهی گوارا وسال پیش روی مبارکتان باد . انشااله

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 بهمن اسوار

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net 

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ و ساعت 20:22 |
 

 بر روي تصوير كليك كنيد...

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ و ساعت 14:55 |
 

براي مشاهده بر روي تصوير كليك كنيد.







 

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ و ساعت 14:41 |

ماشین های کاشت:

تاریخچه ماشین های کاشت و طرز ساختن آن را به چینی ها نسبت می دهند و تا قبل از سال 1840 میلادی ( 162سال قبل ) کاشت بذر ها به روش ابتدایی صورت می گرفت. به این طریق که ابتندا زمین را شخم زده و پس از نرم و مسطح کردن مزرعه ، بذر را با دست روی زمین می پاشیدند و سپس بوسیله هرس بذر ها را زیر خاک می نمودند ولی از این تاریخ به بعد برای ائلین بار شخصی به نام ویلیام تی پنویوک از اهالی مارال بور شرقی پنسیلوانیا درذ ایلات مخاحده اقدام به ساخت یک ماشین بذر افشان ساده نمود .آمار سال 1880 میلادی نشان می دهد که 53% گندم های آمریکا توسط بذر افشان ها کشت می شد ساختمان اولین بذر افشان خطی عبارت بوده است از یک جعبه چوبی استوانه ای که در اطاف مر کز آن سوراخ هایی وجود داشت و از این سوراخ ها بذر ها روی زمین و خطوط موازی بطور مسلسل ریخته میشدند.

ساختمان اولین بذر افشان از قسمت های زیر تشکیل شده است :

1- صندوق یا مخزن بذر پاش که محل ریختن بذر می باشد و معمو لا روی دو چرخ حامل قرار می گیرد .

2-دست گاه های تقسیم کنند و توزیع کنندهو هدایت دانه ها توسط لوله سقوط

3- وسایل تنطیم وسایلی هیتند که مقدار بذر – عمق کاشت – فواصل ردیف ها و فواصل بذر ها را روی هر ردیف تنظیم می کند.

محاسن ماشین های کاشت:

1- سرعت عمل در کاشت

2-صرفه جویی در مقدار بذر در واحد سطح

3-عمق کاشت قابل تنظیم بودن

4- یکنواخت بودن کاشت

5-یکنواخت بودن توزیع بذر

6-یکنواخت پوشانئن بذر ومیزان فشار روی آنها

7-انتخاب بذر مناسب و یکنواخت بودن دانه ها از نظر ابعاد برای ماشین

علاوه بر موارد فوق عامل دیگری تخصص و تجربه کارنده است که در بالا بردن کیفیت و کمیت محصول بسیار موثر است .

تقسیم بندی ماشین های کاشت :

به طور کلی ماشین ها کاشت به سه دسته تقسیم می شوند .

الف )بذر کار ها

ب) ماشین های کاشت سیب زمینی

ج) نشا کار ها

لازم به توضیح است که هر کدام از دستجات فوق به چند دشته تقسیم می شوند

مثلا بذر کار ها به سه دسته تقسیم می شوند :

1- بذر افشان های درهم

2- بذر کار های خطی یا خط کار

3- کپه کار ها

الف : ماشین های بذر کار – بذر افشان های درهم :

همانطور که از نام این نوع بذر کار پیداست بذر ها را به طور پراکنده و در هم می پاشد به ابن معنا که لوله سقوط بذر افشان ردیفی را می توان برداشت و زیر سوراخ ها بین جعبه بذر و زمین یک صفحه چوبی قرار دارد تا رد موقع بذر کاری دانه ها پس از خروج از مخزن به طور یکنواخت پراکنده گردند این بذر کار گرچه درهم است ولی مزیت آن نسبت به بذر افشانی با دست این است که بذربطور یکنواخت تر و منظم تر با سرعت بیشتر و با نیرو هزینه کمتر کاشته می شود این نوع بذر افشان ها پس از اینکه بذر را روی زمین ریختند روی آن را نمی پوشانند از این لحاظ زنجیر یا چوب با هرس به آن ها متصل منمایند تا بذر را زیر خاک کنند . در بعضی بذر افشان های درهم روی تخته چوب زیر سور اخ های سقوط برجستگی های هرمی شکل نصب شده که نوک تیز آنها به طرف سوراخ های سقوط بذر است و باعث می شود که بذر هنگامیکه روی آنها ریخته می شود بهتر به اطراف پراکنده شود و روی زمین پخش می شود و چون تخته چوب به صورا مورب نصب شده است و ماسین هم در حرکت است لذا بذر ها رئی تخته چوب و بین برجستگی ها نمی تواند باقی بماند .

بذر کار های خطی کار:

این نوع بذر کار هابه این طرق عمل میکنند که ابتدا شیار هایی در زمین باز نموده و بذر ها را به طور مسلسل به داخل این شیار ها می ریزند و شپش روی بذر هار ا می پوشانند بعضی از این ماشین ها مجهز به وسلئلی هستند که توسط آن ها می توان عمق کاشت و فاصله ردیف ها را نیز تغییر دداد . همچنین مقدار بذر را هم می توان در واحد سطح تنظیم نمود .

بذر کار کپه ای :

کپه کاری مانند ردیف کار ها می باشد به این معنی که بذور باید با فاصله کاشته شوند و معمولا بذر ها را روی خط ولی بافاصله معین می کارندکه در زمان کاشت بذر را در شکاف ایجاد شده در هر محل به جای یک بذر چندین بذر ریخته می شود .

ساختمان کپه گار ها شبیه ردیف کار های معمولی است در صورتیکه کارنده دارای دستگاه موزعی که قادر است به جای یک دانه چند دانه داخل لوله سقوط کند و از قسمت های زیر تشکیل شده است.

1-شاسی

2- مالبند

3-چرخ های حامل

4- صندوق یا مخزن بذر

5- سوراخ های خروجی

6- بهم زن ها

7- مقسم ها

8- دستگاه انتقال حرکت

9- لوله های سقوط

10- شیار باز کن ها

11- وسایلی که روی دانه را می پوشانند

12- وسایل تنظیم کننده

13- کلاج

14-خط کش یا مارک

تقسیم بندی بذر کار های کپه ای :

بذر کار های کپه ای را به دسته تقسیم بندی می کنند

الف)از لحاظ تعداد ردیف کاشت که خود شانل سه دسته اند :

1-بذر کار های کوچک یک ردیف یا دو ردیفه که بوسیله نیروی انان به کار می افتد و اکثرا در سبزی کاری و مزارع آزمایشی مورد استفاده قرار می کیرد

2-بذر کار های متوسط3 و 4 ردیفی که بو سیله حیوان یا از طریق اتصال سه نقطه تراکتور به کار می افتد و برای مزارع نسبتا بزرگ مورد استفاده قرار می گیرد

3- بذر کار های بزرگ که از 5 ردیف بیشتر دارند و به وسیله تراکت.ر به کار می افتد و در زراعت ها و مزراع بزرگ مورد استفاده قرار می گیرند .

ب) از لحاظ تجهیزات ضمن عمل بذر کاری عمل کود پاشی را نیز انجام می دخد که به این نوع بذر کار ها بذر کار مرکب می گویند .

بذر کار های مرکب یا بذر کار های کپه ای توام با کود پاش:

این بذر کار ها به ازاء هر صندوق بذر یک مخزن برای کود دارند . معمولا جعبه کود بزرگ تر از جعبه بذر است چون مصرف کود نسبت به بذر بیشتر می باشد . وسایل توزیع کود شبیه وسایل توزیع بذر می باشد و گاهی کود به طور مسلسل ریخته می شود .البته باید متذکر شد کود هایی که توسط این نوع بذر کار ها پخش می شوند از نوع کود شیمیایی است.

ب:ماشین های کاشت سیب زمینی:

کاشت سیب زمینی با دست کاری پر زحمت که با کندی انجام می گرفت بتابراین ساخت ماشین ها سیب زمینی کار توام با کود پاس یک خدمت ارزشمند به جامعه انسانی شد با این نوع ماشین ها می توان سیب زمینی ها را در فاصله معین روی ردیف در عمق مطلوبی از خاک قرار داد . کود های شیمیایی را هم در کنار و زیر سطح بذر قرار می دهند و روی بذر و کود را می پوشانند . ماشین های سیب زمینی کار ممکن است یک و یا چند ردیف یاشند همچنین ماشینهای سیب زمینی در دو نوع ساخته شده است . ن.ع نیمه خود کار و نوع خود کار . در نوع نیمه خود کار سیب زمینی توسط کار گر به موزع داده و یا در لوله سقوط انداخته می شود ولی در نوع خود کار توسط ماشین این عمل انجام می گیرد سرعت کار ماشین های کاشت سیب زمینی به عوامل زیر بستگی دارد :

1-سرعت گار گر :

اگر کارگر با سرعت زیاد تری سیب زمینی ها را به موزع بدهد و یا در لوله سقوط بیندازد به همان نسبت ماشیت توسط تراکتور تند تر حر کت می کند .

2-تعداد کار گر :

بعضی از ماشین های کاشت سیب زمینی کار برای هر ردیف دو صندلی در نطر گرفته اند بنا بر این سر عت کاشت تقریبا دو برابر می شود .

3-فاصله کاشت:

اگر فاصله کاشت بیشتر باشد سرعت ماشین هم بیشتر خواهد بود

4-هموار بودن زمین:

عامل بسیار موثری در کیفیت کارنده است

ساختمان ماشین سیب زمینی کار :

ماشین سیب زمینی کار را معمولا دو یا سه یا چهار ردیفه می سازند و از قشمت های زیر تشکیل شده است :

1-شاسی

2-مخزن سیب زمینی

3-موزع (تقسیم کننده )

4-لوله سقوط

5- شیار باز کن

6-خاک دهنده

7-صندلی

8-چرخ متحرک

9-چرخ حامل

10- مالبند

11-علامت گذار

1- شاسی

اسکلت بندی ماشین سیب زمینی کار را گویند و معمولا از ناودانی ها شماره 10 تا 20 تشکیل شده است.

2-مخزن سیب زمینی

سیبزمینی ها برای کاشت در آن ریخته می شود گنجایش آن حدود 40 سانتی متر مربع است.

3-موزع ( تقسیم کننده):

که خود بر سه نو عند : 1-موزع افقی 2-موزع چنگک دار 3-موزع زنجیری پیاله دار

4-لوله سقوط

به سکل استوانه ای است که از حنس پلاستیک ساخته شده و قابل انعطاف است در بعضی از انواع سیب زمینی کار لوله سقوط کاملا عمودی نیست و دارای شیب می باشد تا مانع از ضربه خوردن به جوانه سیب زمینی شود و برای هر ردیف یک لوله سقوط در نطر گرفته شده است .

5-شیار باز کن

از دو صفحه فلزی محکم که از قسمت جلو بهم متصل شده و تشکیل زاویه ای می دهد که عرض شیاری حدود 10 تا 7.5 سانتی متر ایجاد می کند .

6-پوشاننده بذر

بعد از شیار باز کن و لوله سقوط قرار دارد و عمل علاوه بر خاک دادن روی سیب زمینی پشته هم می سازد . نوع دیگر خاک دهند به صورت نهر کن می باشد که در فاصله بین دو ردیف کشت قرار می گیرد .

7-صندلی

محل نشستن کار گر در نوع خودکار جهت کنترل سیستم و در نوع نیمه خود کا باری توزیع سیب زمینی تعبیه شده است .

8-چرخ محرک

عامل انتقال ماشین سیب زمینی در مزرعه و به حرکت در آوردن سیستم توزیع.

9-چرخ حامل

در بعضی از انواع چرخ حامل نبز می باشد .

10- مالبند

اتصال دهند بین نیروی کششی و ماشیت است و معمولا از جهات افقی و عمودی و طولیقابل تنظیم است .

11- علامت گذار

12-در بعضی از ماشین های سیب زمینی کار وجود دارد .

ماشین های نشاءکار:

نشا کار ها یکی دیگر از ماشین های مهم کاشت است که با این ماشین ها می توان گیاهانی که در خزانه کاشته شده بیرون آورده و در زمین اصلی کشت نموده مثل گوجه فرنگی ، توتون ، برنج ، بادمجان . کلم و کاهو و غیره.

ساختمان یک ماشین نشا کار از قسمت های زیر ساخته شده است :

1. شاسی : اسکلت بندی ماشینی است که تمام قطعات دستگاه روی آن نصب شده است.

2. مخزن یا جعبه : در مخزن نشا ها در آن چیده می شود و سپس در اختیار موزع قرار می گیرد .

3. صندلی : محلی است که نشا کار روی آن مستقر می شود

4.کفش شیار باز کن : با عبور از میان خاک شیاری جهت کشت نشا باز می کند . عرض و عمق شیار به طرح کفشک بستگی دارد .

5. موزع: برای توزیع صحیح نشا ها می باشد بعضی از نشا کار ها با دست نشا را در شیار باز شده می کارند و خاک دور آن را فشار می دهند و بعضی دیگر نشا توسط دست به مقسم داده می شود که این موزع ها به شکل های مختلف ساخته می شوند برخی موزع ها وی شکل هستند و تحت فشار فنری قرار گرفته اند و هر یک به شکل نگهدارنده ای انجام وظیفه می کنند و کارگر نشا کار نشا را در هر یک از انبرک قرار داده تا در ردیف خودش کاشته شود البته هر نگهدارنده نشا دارای یک پوشش لاستیکی است تا از صدمه به نهال نشا جلوگیری شود . بیشتر موزع ها به دو نوع ساخته شده اند :

الف)موزع صفحه لاستیکی یا پلاستیکی :

تشکیل شده از دو صفحه مدور که می تواند حول محوری بچرخد این دو صفحه طوری مقابل هم قرار دارند که با هم زاویه تشکیل می دهند کار گر نشا را از ریشه گرفته و ساقه و برگ را در بین این دو صفحه پلاستیکی قرار داده و نشا توسط صفحه تا نزدیکی سطح زمین حمل می شود و سپس این دوصفحه از هم باز شده و نشا در شیار قرار می گیرد .

ب)موزع وی مانند :

این نوع مقسم ها به صورت چنگالی است که وارد صندوق نشا ردیف خود شده و با دهانه چنگالی مانند خود چند نشا را گرفته و با خود حمل و می کارد البته در این یک نفرنشا ها را در صندوق ردیف می کند .

1-پوشاننده یا چرخ های فشار دهند :

به صورت دو چرعخ مایل در دو طرف نشا قرار می گیرند و خاک اطراف نشا را محکم می کنند

2-مخزن آب :

در بعضی از ماشین های نشا کار برای آبیاری نشا های کاشته شده مخزنی که مجهز به یک شیر است روی دستگاه نصب می کنند تا به این وسیله نهال را آبیاری کند.

نکهداری و تعمیر ماشین های کاشت:

مهمترین عامل مخب کننده این ماشین ها رطوبت است که باعث زنگ زدگی در قسمت های مختلف از جمله مخرب ها است و چون کود شیمیایی خاصیت جذب رطوبت را دارند زودتر به فرسودگی می افتند لذا در پایان کار باید موزع ها را تمیز کرد . محور های موزع ها را که در اثر کار نکردن کمی گیر می کنند باید با حرکات ملایم و روغن کاری مفصل ها رفع عیب کرد تا به آسانی کار کند . همچنین تمام قسمت هایی را که احتیاج به گریس دارند گریس کاری کرد توصیه می شود از کتابچه راهنمای ماشین استفاده نمود.

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ و ساعت 22:6 |
شخم زدن ساختمان طبیعی خاک , توان آن در زهکشی را ا زبین می برد , رطوبت را نگه می دارد  و  به طور طبیعی عناصر غذایی و کربن را  حبس می نماید. شخم زدن زمین زراعی سبب فشردگی , فرسایش خاک و آلودگی رودخانه ها می شود.کشت مستقیم با بذر کار مخصوص موجب اصلاح کیفیت خاک با افزایش طبیعی ماده آلی و نفوذپذیری آب می گردد چون بذر کار مخصوص با ایجاد شیار های سفت ,فقط خاک محل بذر کاری را شخم میزند که به کاهش بکار گیری ماشین آلات سنگین که مشکلات فشردگی بلقوه آنها در زمین کاملا" زراعی مشاهده می شود کمک می کند.شیار های بین ردیف ها  فراوانی و تراکم موجودات خاکزی از جمله ریز موجودات و کرم های خاکی را افزایش می دهد و قدرت خاک را در نگه داشتن خواص بهتر نگهداری آب در تغذیه گیاه بالا می برد و موجب تقویت پایداری خیلی بیشتر عملکرد ها بویژه  در سال های خشک  می شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در پنجشنبه سوم آذر ۱۳۹۰ و ساعت 19:21 |
خاك‌ورزي نواري چيست؟


در اين روش تمام قسمتهاي خاك تخريب نمي‌شود بلكه بخشهايي از خاك بصورت نواري و موازي با هم خاك‌ورزي مي‌شوند. در اين روش عملاً يك چهارم يا كمتر از خاك، مورد خاك‌ورزي قرار مي‌گيرد و بقية قسمتها دست نخورده باقي مي‌مانند.
هدف اصلي از خاك‌ورزي نواري اين است كه ضمن ايجاد بستر مناسب براي بذر، با حفظ بقايا در اطراف شيارها مانع از فرسايش خاك مي‌شود.

اسامي متعددي براي خاك‌ورزي نواري نامگذاري شده اند كه برخي از آنها عبارتند از:

خاك‌ورزي ناحيه‌اي(Zone-tillage)، و خاك‌ورزي رديفي (Row Clearing) و منطقه عميق (Deep zoning) .
اغلب عمليات خاك‌ورزي نواري در پاييز انجام مي‌شود ولي با اين‌حال برخي از رديفكارها طوري تنظيم شده‌اند كه در بهار نيز مي‌توانند توسط اين روش بذركاري نمايند. در بذركارهاي جديد همراه با بذر كود نيز مي‌ريزند.


با توجه به ادوات قابل استفاده و نوع خاك‌ورزي مي‌توانيم سه نوع خاك‌ورزي نواري را معرفي كنيم:


- بقايا در بخشي از رديف‌ها كنار زده مي‌شوند.
* پيش‌بر انگشتي(Finger coulter)، ديسك‌ها، و بيلچة پااردكي (Sweeps) و يااختلاط پيش‌بر انگشتي با كاردگاوآهن برشي(Finger coulter+cutting coulter).
2-خاك‌ورزي نواري(سطحي)- (Strip-tillage (shallow):
-برش و كنار زدن بقايا، آماده‌سازي بستر بذر، جاگذاري كود در زمين،
*پيش‌بر چين‌دار (fluted coulter)
3-خاك‌ورزي نواري(عمقي)(Strip-tillage (deep)
- برچيدن بقايا، از بين بردن فشردگي، كاشت كود در عمق پايين‌تر، ايجاد پشته
*كولترها(پيش‌برها)، چاقوها، شاخه‌هاي زيرشكني، ديسك‌هاي پوشاننده


مزاياي خاك‌ورزي نواري(Strip-tillage):

يكي از مشكلات بي‌‌خاك‌ورزي اين است كه در اين روش سرعت رشد اولية بذر پايين آمده و ممكن است كه زارعين به اين سيستم نااميد شوند ولي در سيستم خاك‌ورزي نواري سرعت رشد به دليل گرمتر شدن شيارها، و مقدار محصول نهايي بسيار بهتر از بي‌خاك‌ورزي مي‌باشد.

شكل زير نمودار دمايي دو سيستم را در عمق 2 اينچي مقايسه مي‌كند.
همانطور كه در شكل مشاهده مي‌شود، دماي بخش نواري شبيه حالت چيزلي بوده و حدوداً 5 درجه گرمتر از سيستم بي‌خاك ورزي مي‌باشند. نتيجتاً جوانه‌زني و رشد اولية بذر در سيستم بي‌خاك‌ورزي دير‌تر از اين دو سيستم خواهد بود.

يكي از مزاياي مهم خاك‌ورزي نواري نسبت به خاك‌ورزي‌هاي رايج، كاربرد ادوات و زمان كمتر است كه مي‌تواند توجيه اقتصادي اين روش باشد.

عمليات خاك‌ورزي نواري يكبار بر روي مزرعه انجام شده(one-pass tillage) و نحوة كاشت نيز بستگي به سيستم انتخاب شده دارد. در مواقعي كه زمان كاشت كوتاه مي‌باشد، كشاورزان مي‌توانند مقدار بيشتري از زمينهايشان را به اين سيستم اختصاص دهند. نكتة ديگر اينكه ادوات اين سيستم كوچكتر بوده و هزينه‌هاي نگهداري ادوات پايين مي‌آيد.

 

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در پنجشنبه سوم آذر ۱۳۹۰ و ساعت 19:16 |


Powered By
BLOGFA.COM