مکانیزاسیون
ماشین آلات کشاورزی (agricultural mechanization)  
 
سلام بچه ها...
بالاخره رسیدیم به ترم آخرمون!
بچه ها لطفا" همه توی این پست نظر یا خاطره یا  اگه حرفی ته دلتون مونده بزنید!
 تا این حرف ها رو به صورت یه دفترچه خاطرات همگانی داشته باشیم و اگه خواستیم پرینت بگیریم!
 
درسها خواهم خواند       
خواهم آورد به چنگ      
مدرک لیسانسی     
دور خواهم شد از این دانشگاه که در آن شهریه ها بالایند     
 و در آن هیچ کسی نیست/که فریاد کند و بگوید حق را      
که چرا حذف و اضافه گاهی بعد فروردین است      
 یا چرا غیبت یک ترمه ی بعضی ها را       
قلم عفو کشیده است استاد؟       
 یا چرا نمره گرفتند کسانی که شدند وقت انجام تقلب رسوا         
همچنان خواهم خواند جیبم از پول تهی است    باز هم خواهم خواند    
نه به این جزوه استاد دلی خواهم بست      
نه به یک نمره خوب ـوعده هائی که سر از خواب بدر می آرند    
می فشانند نمک بر زخمم همچنان خواهم خواند     
دور باید شد از این دانشگاه  که در آن نیست برای استاد وقت پاسخ به سوالات و در آن شاگردان آخر ترم کمی می خوانند       و ژتونهای غذایش محدود     
هر یک لقمه نان زود باید جنبید        
ودر اینجا دریغ از یک کتابخانه...کار زیراکس اینجا آخر ترم چه رونق دارد       
ور باید شد دور ... ما ....PHD . لیسانسیه شدیم   
 نوبت ارشد و همچنان می افتم        
همچنان می خوانم    
 پشت دانشگاه ها بازاری ست که کند جذب به کار     
و در آن پنجره ها روی به پارتی باز است      
 پستها مال یارانی است که کسی را دارند     
و تو گر مدرک خوبی داری قاب کن بر دیوار      
پشت دانشگاه ها استخدام با یک آزمون ادواری است     
گنج باید کاوید که در آن شرکت کرد آی دانشگاه ام،آی آی!! در تو شاداب شدم،بالیدم    
در تو احساس ندامت کردم عاقبت می رسد آنروز که گویم: بدرود بدرود داشت! پشت دانشگاه ها بازاری ست،  
مدرکی باید داشت...
[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 17:46 ] [ بهمن اسواری ]

 

 

 

 

 

[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 17:34 ] [ بهمن اسواری ]
انتقال قدرت پيوسته (CVT) 
نويسنده : مهران قنبري

انتقال قدرت پيوسته (CVT) كه لئوناردو داوينچي 500 سال پيش انديشه‌اش را در سر داشت، در حال حاضر جاي انتقال قدرت اتوماتيك را در برخي خودروها گرفته است.
از اولين CVT كه در 1886 ثبت شد تاكنون، تكنولوژي آن بهبود بسياري پيدا كرده و امروزه چندين خودروساز بزرگ از جمله جنرال‌موتورز، آئودي، هوندا و نيسان، در حال طراحي و توسعه CVTهاي خود هستند.

 

 

 

 

 

 

 


اگر درباره ساختار و طرز كار انتقال قدرت اتوماتيك اطلاعاتي داشته باشيد، مي‌دانيد كه وظيفه انتقال قدرت، تغيير دادن نسبت سرعت چرخ و موتور است. در واقع بدون يك جعبه دنده، خودرو فقط يك دنده خواهد داشت كه به آن اجازه دهد تا با سرعت مناسب حركت كند. لحظه‌اي تصور كنيد در حال رانندگي با خودرويي هستيد كه فقط دنده يك يا دنده سه دارد. در حالت اول، خودرو با شتاب خوبي از حالت سكون حركت مي‌كند و مي‌تواند از يك تپه با شيب تند بالا رود، اما بيشترين سرعت آن به چند كيلومتر در ساعت محدود مي‌شود. در حالت دوم، خودرو با سرعت 100 كيلومتر در ساعت در يك بزرگراه حركت خواهد كرد، اما هنگام شروع حركت تقريباً شتابي نداشته و نمي‌تواند از تپه بالا برود.

 

 

 

 

 

 

 


جعبه‌دنده، از تعدادي چرخ دنده استفاده مي‌كند تا با تغيير شرايط رانندگي، از گشتاور موتور استفاده‌اي مؤثر و مناسب شود. دنده‌ها مي‌توانند به‌طور دستي و يا اتوماتيك تغيير كنند.
در جعبه‌دنده‌هاي اتوماتيك قديمي، چرخ دنده‌ها وظيفه انتقال و تغيير گشتاور و حركت دايره‌اي را برعهده داشتند. تركيبي از چرخ‌دنده‌هاي سياره‌اي، تمامي نسبت‌هاي دنده‌هاي مختلف مورد نياز را به وجود مي‌آورند. رايج‌ترين نوع گيربكس، داراي 4 دنده جلو و يك دنده، معكوس است. وقتي اين نوع جعبه‌دنده اقدام به تعويض دنده مي‌كند، ضربه ناشي از درگيري دنده‌ها با هم، احساس مي‌شود.

اصول CVT
برخلاف سيستم انتقال قدرت اتوماتيك، در سيستم انتقال قدرت با قابليت تغيير پيوسته، جعبه‌دنده‌اي با تعداد مشخص چرخ دنده وجود ندارد. يعني در CVT، چرخ‌دنده‌هاي دندانه‌داري كه با هم درگير شوند وجود ندارد. متداولترين نوع CVT براساس سيستم «پولي» كار مي‌كند كه بي‌نهايت تغيير بين بالاترين و پايين‌ترين دنده را بدون گسستگي، ممكن مي‌سازد.

 

 

 

 

 

 

 


اگر از اين نكته كه هنوز هم درباره CVT از واژه دنده استفاده مي‌شود، تعجب كرده‌ايد، به خاطر بياوريد كه منظور از دنده، نسبت سرعت موتور به سرعت محور چرخ‌هاست. گرچه CVT اين نسبت را بدون استفاده از چرخ‌دنده‌هاي سياره‌اي انجام مي‌دهد، اما باز هم از واژه دنده براي آن استفاده مي‌شود.

CVTهاي مبتني‌بر پولي
اگر به جعبه‌دنده اتوماتيك توجه كنيد، دنيايي پيچيده از چرخ‌دنده‌ها، ترمزها، كلاچ‌ها و دستگاه‌هاي كنترل را در آن خواهيد ديد. اين در حالي است كه CVT به سادگي قابل مطالعه است. بيشتر CVTها فقط سه جزء اساسي دارند:
- يك تسمه محكم فلزي يا لاستيكي
- يك پولي متغير محرك (ورودي)
- يك پولي خروجي

 

 

 

 

 

 

 


گرچه CVTها شامل انواع مختلفي از ريزپردازنده‌ها و حسگرها هستند، اما سه جزئي كه در بالا نام برده شد، اجزاي اصلي هستند كه به اين سيستم اجازه كار مي‌دهند.

 

 

 

 

 

 


پولي‌هاي داراي شعاع متغير، قلب CVT تلقي مي‌شوند. هر پولي، از دو مخروط با زاويه رأس 20 درجه كه رو در روي يكديگر قرار دارند، تشكيل شده است. تسمه‌اي در شيار بين دو مخروط قرار دارد. در صورت لاستيكي بودن تسمه‌ها، از تسمه‌هاي V شكل استفاده مي‌شود. تسمه‌هاي V شكل، سطح مقطع V شكلي دارند كه باعث افزايش اصطكاك تسمه با پولي مي‌شود.

 

 

 

 

 

 

 


وقتي دو مخروط پولي از هم فاصله بگيرند، يعني ضخامت پولي بيشتر شود، تسمه به شكاف پايين‌تر مي‌رود و شعاع تسمه حلقه شده دور پولي كاهش مي‌يابد. وقتي دو مخروط پولي به هم نزديك مي‌شوند، يعني ضخامت پولي كاهش مي‌يابد، تسمه به شكاف بالاتر رفته و شعاع تسمه حلقه شده دور پولي افزايش مي‌يابد. CVT مي‌تواند از فشارهاي هيدروليكي، نيروي گريز از مركز و يا كشش فنر به منظور توليد نيروي مورد نياز براي تنظيم دو نيمه پولي استفاده كند.
پولي‌هاي داراي قطر متغير، هميشه به صورت زوجي به كار مي‌روند. يكي از پولي‌ها كه پولي محرك شناخته مي‌شود، به ميل‌لنگ موتور متصل است. پولي محرك، پولي ورودي هم ناميده مي‌شود زيرا جايي قرار دارد كه انرژي موتور وارد سيستم انتقال قدرت مي‌شود. پولي دوم، پولي گردنده يا متحرك ناميده مي‌شود زيرا پولي اول آن را مي‌چرخاند. پولي گردنده به مثابه پولي خروجي، انرژي را به محور چرخ‌ها منتقل مي‌كند.

 

 

 

 

 

 


وقتي يك پولي، در راستاي محوري ضخامت خود را افزايش مي‌دهد، دومي از ضخامت خود مي‌كاهد تا تسمه در حالت كشيده باقي بماند. زماني كه دو پولي ضخامت خود را نسبت به يكديگر تغيير مي‌دهند، بي‌نهايت نسبت دنده از كم به زياد و شامل همه نسبت‌هاي مابين به وجود مي‌آيد. مثلاً، وقتي شعاع تسمه در پولي محرك كم و در پولي خروجي زياد باشد، سرعت دوران پولي خروجي كاهش مي‌يابد و نسبت دنده پايين‌تري را ايجاد مي‌كند. وقتي شعاع تسمه در پولي محرك زياد و در پولي خروجي كم باشد، سرعت دوران پولي خروجي افزايش مي‌يابد و نسبت دنده بالاتري را ايجاد مي‌كند. بنابراين، يك CVT از لحاظ نظري شامل بي‌نهايت نسبت دنده مي‌شود و مي‌تواند در هر زماني و با هر دور موتوري كار كند.
طبيعت ساده و بدون گسستگي CVTها، آنها را به سيستم انتقال قدرت ايده‌آلي براي تمام ماشين‌ها و دستگاه‌ها- نه صرفاً خودروها- تبديل كرده است. CVTها سال‌هاي متمادي در ابزار قدرتي و مته‌ها به‌كار رفته‌اند. از آنها در وسايل نقليه مختلفي اعم از تراكتورها و ماشين‌هاي برف رو گرفته تا اسكوترهاي موتوري استفاده مي‌شود. در تمام اين كاربردها، از تسمه‌هايي با لاستيك فشرده در نوع سيستم انتقال قدرت استفاده مي‌شود كه ممكن است كشيده شده يا سر بخورد و در نتيجه، باعث هدر رفتن انرژي و كاهش كارايي شود.
توليد و ساخت ماده‌هاي جديد، CVTها را مطمئن‌تر و كارامدتر از قبل كرده است. يكي از مهمترين پيشرفت‌ها، طراحي و توسعه تسمه‌هاي فلزي براي متصل كردن دو پولي بوده است. اين تسمه‌ها انعطاف‌پذير از چندين (عموماً 9 يا 12) نوار نازك فولادي كه تكه‌هاي فلزي پاپيوني شكل بسيار مقاوم را كنار هم نگه مي‌دارد، ساخته شده‌اند. تسمه‌هاي فلزي به اين دليل كه سر نمي‌خورند و بسيار با دوامند اجازه انتقال گشتاور بيشتري را به CVT مي‌دهند. در ضمن، اين تسمه‌ها مناسب‌تر از تسمه‌هاي لاستيكي هستند.

ديگر انواع CVT
CVT مارپيچي
نوع ديگري از CVT است كه در آن، تسمه و پولي‌ها با ديسك‌ها و غلطك‌ها جايگزين شده است.

 

 

 

 

 

 


گرچه اين سيستم بسيار متفاوت به نظر مي‌رسد، اما تمامي اجزاي آن قابل مقايسه با تسمه و پولي بوده و نتيجه‌اي يكسان دارد. ترتيب طرز كار اين سيستم عبارت است از:
-ديسكي به موتور متصل شده كه معادل پولي محرك است.
- ديسك ديگري به ميل گاردان متصل شده كه معادل پولي مقاوم يا متحرك است.
- غلطك‌ها و يا چرخ‌ها، بين دو ديسك قرار داشته و همانند تسمه، نيرو را از ديسكي به ديسك ديگر منتقل مي‌كنند.

 

 

 

 

 

 

 


چرخ‌ها مي‌توانند در دو جهت، حول محور افقي و به سمت بالا و پايين، حركت كنند. اين حالت، به چرخ‌ها اجازه مي‌دهد تا در وضعيت‌هاي مختلف، با ديسك تماس داشته باشند. وقتي چرخ‌ها با ديسك محرك در نزديكي مركز در تماس باشند، با ديسك مقاوم در نزديكي لبه آن در تماس هستند. اين امر باعث كاهش سرعت وافزايش گشتاور مي‌شود (دنده سنگين). وقتي چرخ‌ها با ديسك محرك در لبه آن تماس داشته باشند، بايد با ديسك مقاوم نزديك مركز در تماس باشند كه اين امر باعث افزايش سرعت و كاهش گشتاور مي‌شود (دنده سبك). به اين ترتيب، حركت ساده چرخ‌ها نسبت دنده را به صورت لحظه‌اي و ملايم تغيير مي‌دهد.

CVTهاي هيدرواستاتيكي
هر دو نوع CVT پولي- تسمه‌اي و مارپيچي، از گروه CVTهاي اصطكاكي هستند كه با تغيير دادن شعاع نقطه بين تماس دو بخش چرخنده يا دوار، كار مي‌كنند. نوع ديگر CVTها، هيدرواستاتيكي است كه در آن، از پمپ‌هاي جابه‌جايي متغير استفاده شده تا جريان مايع ورودي به موتور هيدرواستاتيكي را تغيير دهد. در اين نوع انتقال قدرت، حركت چرخشي موتور، يك پمپ هيدرواستاتيكي را در طرف محرك به كار مي‌اندازد. پمپ، حركت چرخشي را به جريان سيال تبديل مي‌كند. سپس، يك موتور هيدرواستاتيكي كه در طرف مقاوم قرار دارد، جريان سيال را دوباره به حركت چرخشي تبديل مي‌كند.

 

 

 

 

 


انتقال قدرت هيدرواستاتيكي معمولاً با يك دسته دنده سياره‌اي و كلاچ‌ها تركيب مي‌شود تا يك سيستم دوگانه به نام انتقال قدرت هيدرومكانيكي را تشكيل دهد. انتقال قدرت هيدرومكانيكي نيرو را به سه روش ذيل به چرخ‌ها منتقل مي‌كند:
1. در سرعت‌هاي پايين به صورت هيدروليكي
2. در سرعت‌هاي بالا به صورت مكانيكي
3. بين اين دو حد، به صورت هيدروليكي- مكانيكي
انتقال قدرت هيدروليكي، براي كارهاي سنگين مناسب است و به همين علت، معمولاً در تراكتورهاي كشاورزي و وسايل نقليه‌اي كه روي هر سطحي حركت مي‌كنند، به كار مي‌رود.

مزاياي استفاده از CVT
- كاهش ذرات آلاينده
- كاهش مصرف سوخت
- كاركرد موتور در دما و دور موتور پايين‌تر
- افت توان كمتر و برخورداري از شتاب بيشتر
- مطابقت با انواع مكانيزم‌هاي رايج كلاچ
- يكنواختي حركت و رانندگي آرام از توقف كامل تا سرعت‌هاي بالا

[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 17:29 ] [ بهمن اسواری ]

 اکسل صلب Solid Beam Axle

این اکسل اولین اکسل تولید انبوه می باشد بطوریکه بصورت مستقیم چرخ های چپ و راست توسط یک ستون به یکدیگر متصل می کند. طرح این اکسل از کالسکه های قدیمی برگرفته شده است. در ضمن این اکسل همچنان در خودروهای امروزی با تغییراتی در قطعات اصلی خود از جمله فنرها، آنتی رول بارها و کمک فنر یافت می شود.

مزایا:

معایب:

·         سادگی طرح

·         جرم فنربندی نشده بالا

·         استحکام بالا

·         حرکت نامناسب چرخ

·         کنترل مناسب زاویه کمبر

·     زاویه فرمان توسط دست انداه تغییر زیاد دارد.

 

·         اندازه بزرگ اکسل

·         کیفیت سواری نسبتا پایین

 

2-    Swing Axle

پس از مشخص شدن معایب اکسل صلب طراحان اکسل فوق را طراحی نمودندو سعی کردند حالت مسقل را به چرخ ها نزدیک سازند. اکسل در محلی نزدیک مرکز خودرو لولا شده بود و چرخ ها می توانستند در کمانی حرکت کنند.  در خودروهای زرهی قدیمی از این اکسل ها در عقب استفاده می شده است.

مزایا:

معایب:

طراحی ساده

فرمان پذیری نامناسب در اثر حرکت کمانی چرخ

جابجایی کمتر چرخ

اکسل می تواند در حرکات خود اتفاع خودرو را زیاد کند و افت شدیدی در زاویه کمبر منفی ایجاد کند.

کیفیت سواری بهتر از اکسل صلب

تاثیر کمتر بر روی فرمان در مقایسه با اکسل صلب

 

 3-    Trailing link suspension

این تعلیق از بازوهایی که در جلوی چرخ قرار داده می شود برای نگه داشتن جرم فنربندی نشده استفاده می کند. علت نام گذاری این سیستم تعلیق نیز وجود همین بازوها است. در حال حاضر اکثر خودرهای سواری از این تعلیق بهره می برند چراکه کیفیت سواری خوبی دارد و جای کمی نیز در خودرو اشغال می کند.

مزایا:

معایب:

تمام مزایای تعلیق مستقل

خمش در اثر بار خمشی که منجر به نوسان چرخ و لرزش فرمان می شود.

فضای مورد نیاز کم

افت کمبر

 

وزن بالا به خاطر آنکه برای کنترل نیروهای انتقال داده شده از زمین به چرخ، بازوی کنترلی نیاز دارد که قطر بالایی داشته باشد.

[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 17:26 ] [ بهمن اسواری ]

عزیزان :   این توضیحات مختص به کمباین غلات مدل سهند می باشد که در بیشتر موارد ازلحاض کارکرد شبیه دیگر کمباین های برداشت  غلات میباشد

 مقدمه :

کمباین ها وادوات قدیمی که  در گذشته توسط چندين قاطر كشيده مي شد به بازار آن روز عرضه شد سپس به تلاش خستگي ناپذير و مداوم كارشناسان و محققان به تدريج كمباين تكامل پيدا كرده و بالاخره كمباين هاي جديد در اندازه هاي گوناگون ساخته شد .

كمباين بهترين وسيله و سريع ترين وسيله برداشت محصول است . به طور كلي كمباين ها را مي توان  به دو دسته تقسيم بندي كرد :

1-           كمباين هاي كششي .

2-            كمباين هاي خودرو

 

 

1-          كمباين هاي كششي :

توسط تراكتور كشيده مي شوند كه اين ها در دو اندازه ساخته شده اند    كمباين هاي كوچك كه به وسيله محور تواندهي كار درو و برداشت را انجام مي دهند ولي در نوع كمباين هاي كششي بزرگ به وسيله يك موتور كمكي كه بر روي كمباين نصب مي شود تمام قسمتهاي متحرك آن به حركت در  مي آيند . سكوي برش كمباين هاي كششي معمولا سمت راست يا چپ واحد هاي  كوبنده و جدا كننده مي باشد . در صورتي كه سكوي كمباين هاي خودرو بيشتر در وسط قرار گرفته است .

 

2-           كمباين هاي خودرو :

ماشينهاي درو و كوبنده كه تواما درو و دانه كردن و تقسيم دانه را انجام مي دهد باعث شد تا مزارع بزرگ زير كشت غلات برود . زيرا اين كمباين داراي محاسن زيادي نسبت به انواع كششي دارد چون موتور پرقدرت  آن مي تواند براي راندن در ناهمواري مزارع به خوبي كار كند عرض كار كمباين خودرو بين 8/1 تا 1/9 متر مي باشد سرعت پيشروي در مزرعه بين 2 تا 4/6 كيلومتر در ساعت و در جاده بين 4 تا 21 كيلومتر در ساعت است .

 كمباين هاي خودرو بر اساس محل بهره برداري به دو دسته تقسيم شده اند :

الف ) كمباين هاي دشت براي زمين هاي صاف ساخته شده اند زير اكسل ثابت دارند چنانچه به ناهمواري برسند محصول برداشت شده به طرف يك كمباين منتقل و اين باعث مي شود كيفيت محصول از نظر عمل جداكردن و تميز بودن  كاهش يابد .

 

ب  ) كمباين هاي تپه اي مخصوص زمينهاي ناهموار ساخته شده اند زيرا اكسل لولايي دارند به طوري كه در موقع كار در تپه ها براي تغيير شيب تنظيم مي گردد . واحدهاي كوبنده و جدا كننده و تميز كننده به طور خوكار در   شيب هاي  30 تا 45 درصد تراز مي شوند . بنابراين عملكرد اين نوع  كمباين ها بسيارخوب و حداكثر بازدهي را دارند .  

 

ساختمان و طرز كار كمباين

طرز كار ماشين درو و كوبنده را با استفاده از محصول به وسيله تقسيم كننده ها  تنظيم شده و به وسيله خواباننده ساقه  جلوي ميز برش قرار مي گيرد  . پيچ بدون انتها  محصول خوابيده شده را در بر گرفته و به بالا برنده و هدايت كننده مي فرستد . محصول از آخرين هدايت كننده به استوانه دانه دار مي رسد . اين استوانه عمل  يكنواختي محصول را انجام مي دهد . پس از آن محصول يكنواخت شده به كوبنده  مي رسد . كوبنده با عمل خود دانه ها  را از خوشه خارج مي كند  به طوري كه فقط دانه ها از خوشه خارج مي شود استوانه حاصل كوبنده شده دانه و كاه را به روي صفحه تكان دهنده ريخته و اولين عمل جدايي كاه و دانه در اين نقطه انجام مي شود . یک عضو مانعي براي دانه هائي كه به عقب پرتاب مي شود مي باشد .يك گيرنده يا ( صفحه اي براي دانه ها  كه در روي آن ريخته مي شود دانه ها را كه روي آن ريخته مي شود دانه ها را كه روي اين صفحه متحرك ريخته شده به سمت صفحه مشبك  مي آورد . جايي كه اولين عمل تميز شدن به وسيله وزن مخصوص دانه ها صورت مي گيرد.كاه و بقاياي سبك محصول به كمك باد كه به وسيله بادبزن ايجاد مي شود به خارج پرتاب مي گردد . صفحه مشبك  دومين عمل تميز كردن را بر حسب اندازه هاي دانه انجام مي دهد . دانه هاي تميز شده به طرف پيچ بدون انتها  حركت كرده تا به بالا برنده و پره ها برسد . از اينجا به بعد دانه هاي تميز شده مي تواند به وسيله پيچ بدون  انتهاي ديگر خارج شده يا در كسيه ريخته شود . سنبله هائي كه خوب كوبيده نشده به وسيله پيچ ديگري  و به كمك بالابرنده مجددا براي كوبيدن فرستاده مي شود .

 

 

اختصاصات ويژه كمباين ها

 

در يك سيستم پيچيده ويژگيهاى هر جز با توجه به نقشى كه بايد در كل ايفا نمايد بسيار حائز اهميت است.

با توجه به اينكه تمام كمباينهاى غلات پنج عمل اصلى در برداشت را انجام میدهند بطور خلاصه به ويژگيهاى هر واحد اشاره مى نماييم.

 

1-برش محصول و تغذيه آن به كمباين : اين عمل توسط هد كمباين انجام مى شود كه ويژگيهاى هد غلات كمباين عبارتند از:

 

 

 

 

 

1-1 .پروانه هد (شانه) مجهز به چنگكهاى فنرى : وجود اين چنگكها از سه نظـرمهم ميباشد :

الف- در محصولات خوابيده بهتر عمل میكند.

ب -در كاهش ضايعات برداشت به علت كاهش اثرات ضربه به خوشه ها نقش اساسى دارد.

ج - در محل انتقال خوشه هاى برش شده به سمت مارپيچ وهمچنين با عمل پاك كننده روى تيغه هانقش اساسى د رانتقالوكاهش ضايعات هد دارند.

 

2-1 . انگشتيها و تيغه هاى برش:

 

 

 


 

انگشتیها از نوع دوشاخ و فولادى هستند و صفحات نگهدارندهتيغه از فولاد فورج شده بوده كه مانع از لرزش بيش از حد تيغه ها مى شود كه وجود اين سيست خوب باعث میشود تا تيغه ها در وضعيت بسيار مناسبى نسبت به انگشتیها قرار گيرد كه اين عمل باعث مى شود :

الف - تكان شديد بر بوته هاى در حال برش وراد نيايد.

ب-از فرسودگى بيش از حد تيغه ها جلوگيرى مى شود.

 

3-1 . حركت تيغه هاى برش:

براى ايجاد حركت رفت و برگشت تيغه ها در كمباينهاى موجود يكى از روشهاى ذيل به كار میرود :

الف – چرخ لنگ و ميل رابط :

 

 

 

ب – جعبه نوسان كننده (گيربكس).

 

 

 

 

وجود اين نوع نوسان كننده كه 800 الى 1100 ضربه رفت و برگشتى دارد باعث ظرفيت بالاى سيستم برش محصول دركمباين شده است

.

4- 1 .سكوى برش يا شاسى اصلى هد :

وجود برآمدگى (پشت ماهى) بعد از انگشتیها باعث شده است كه :

الف – مانعى براى جلوگيرى از حركت خاك، سنگريزه و كلوخ به سمت مارپيچ تغذيه شود.

ب – مانع ريزش و برگشت خوشه هاى برش شده در اثر تكانهاى شديد حين برداشت مى شود.

ج – تغذيه مارپيچ در اثر گودى ايجاد شده بسيار سريعتر انجام میشود.

 

 

 

 

 

 

 

5- 1 .مارپيچ يا حلزونى هد :

علاوه بر سرعت دورانى بيشتر، ارتفاع پره هاى تغذيه كننده مارپيچ 20 mm بيشتر از كمباينهاى موجود میباشد كه باعث افزايش ظرفيت انتقال محصول مىگردد

-فاصله بين تيغه درو و مارپيچ :

فاصله بين تيغه درو و مارپيچ انتقال دهنده در برداشت محصول اهميت فراوان دارد. فاصله 620 mm در شرايطى كه محصول به سمت تيغه خوابيده است مانع از كشيده شدن محصول توسط مارپيچ قبل از دروى آن مىشود و نتيجتاً گياه از زمين كنده نمیشود و ريشه و خاك به داخل كمباين انتقال نمیيابد.

 

6-1 .انتقال محصول به كوبنده (كلش كش يا محفظه تغذيه((Feeder house):

علاوه بر حجم بزرگ محفظه تغذيه براى انتقال، از نقاله اى با پره هاى مضرس كه به جاى دو رشته از سه رشته تشكيل شده، بهره گرفته میشود

 

2 . كوبيدن محصول:

كوبيدن به مفهوم خارج ساختن دانه از خوشه يا سنبله، جدا كردن دانه از چوب بلال و ... میباشد.اين قسمت به عنوان قلب كمباين بر نحوه عملكرد كمباين (كمى و كيفى) تاثير بسزايى دارد.

 

1-2 . استوانه كوبنده :

 

-قطر 450 mm

-تعداد نبشى كوبنده برابر شش عدد

- دوركوبنده 400-1500RPM

- عرض كوبنده 1060 ميلیمتر

 

 

 

 

حساسيتهاي كارى اين مجموعه باعث شده است كه توليد آن با اعمال دقت بسيار بالا انجام شود

-برسكارى دقيق شبكه ها

- ماشينكارى محور وبازوها سختكارى آنها

- مونتاژ دقيق، بطوريكه اختلاف ارتفاع پره ها از مركز نبايد از 0.4-0.3 میلیمتر تجاوزنمايد.

 

 

 

- بالانس مجموعه با دقت زیاد

-قطر كوبنده (450 mm) كوچكتر از كمباينهاى مشابه میباشد:


 

 

2- عامل موثر ديگر در جداسازي موفق دانه نيروي گريز از مركزي است كه بر دانه وارد میشود. در گوبنده هايي كه قطر آنها كمتر است، نيروي گريز از مركز بيشتر است و اين اختصاصات ويژه باعث شده كه بيش از %90 دانه ها از غلاف آزاد شده و از طريق روزنه هاي ضدكوبنده از كاه جدا شود. مقدار دانه جداشده در اين قسمت بر ظرفيت كلي كمباين تاثير میگذارد و همچنين موجب كاهش تلفات دانه از طريق كاه پرانها میشود. تلفات كاه پرانها قسمت عمده اى از كل تلفات كمباين بشمارمیآيد براساس آزمايشهاي انجام شده، كاهش جداسازي دانه از منافذ ضدكوبنده به ميزان پنج درصد (از 85 به 75 درصد) بار دانه كاه پرانها را تا دو برابر افزايش میدهد.

 

2-2 . ضدكوبنده :

 

1-ضدكوبنده نيز قطر كوچكى داشته باشد كه در نتيجه زاويه پيچش يا خميدگي آن بزرگتر باشد و يكى از عواملى كه در جداسازي موفق دانه ها دخالت دارد همين زاويه پيچش میباشد. علاوه برعرض بيشتر، ضدكوبنده كمباين سهند مجهز به پنج رديف صفحات پوشاننده منافذ ضدكوبنده میباشد كه به سهولت نسبت به شرايط جوي و محصول قابل تنظيم است

 

الف - براي محصولاتي كه به سختي كوبيده میشوند، بستن اين صفحات عمل خرمنكوبي را افزايش میدهد.

 

ب - در مواقعي كه رطوبت محيطي بالاست (مثلاً اثر شبنم صبحگاهي) با بستن اين دريچه ها مىتوان به عمل برداشت ادامه داد. مشاهدات مزرعه اي حاكي از آن است كه در اين شرايط كمباينهاي سهند و CLAAS حداقل دو ساعت زودتر از ديگر كمباينها شروع به كار كرده اند.

 

كاهــــپرانها (غربال كاه پران)Straw Walker :

 

 

جداكردن موثر دانه در يك كمباين به نحوه تكان دادن آن هنگام عبور از ناحيه تميزكننده بستگي دارد. در كاه پرانها چند عامل نقش اساسي بازي میكنند، به عنوان مثال میتوان به ارتفاع، سرعت، پرتاب ميل لنگ، نسبت طول به عرض و چگونگي نوع كاه پران اشاره كرد.

هر يك از اين عوامل ممكن است سبب افزايش يا كاهش بازده كاه پرانها شود.

- تلفات دانه بر روي غربال كاه پران يكي ازعوامل محدودكننده در نيل به حداكثر عملكرد میباشد.

در صورتيكه توان كافي براي كمباين تامين شده باشد درو و جمع آوري نيز داراي بازده نسبتاً خوبي باشد، تنها غربال كاه پران است كه در اين خصوص مورد سوال واقع میگردد. افزايش طول كاه پران كمكي به افزايش بازده آن نمى كند زيرا به تجربه ثابت شده است كه فقط اولين ثلث كاه پران قسمت عمده جداسازي را انجام میدهد.

 

 

با افزايش عرض غربال كاه پران ظرفيت آن بطور موثري افزايش میيابد. در كمباين سهند عريض بودن بدنه، كوبنده- ضدكوبنده و عرض كاه پرانها موجب افزايش قابل ملاحظه عملكرد جداسازي شده است.

 

1-3 .سيستم جداكننده متمركز (خنجري روي كاه پران) :

 

 

 

وجود شاخكهاي بهم زن اضافي روي كاه پرانها سبب بهم زدن و تسريع حركت كاه و جداسازي دانه از كاه میگردد. آزمايشهاي متعدد مخصوصاً در شرايط دشوار برداشت نشان داده است كه ظرفيت غربال كاه پران به 4/3 برابر افزايش میيابد.

 

2-3 .سرعت ميل لنگ كاه پرانها :

تاثير سرعت دوراني ميل لنگ كاه پران و تلفات دانه : براساس آزمايشهاي انجام شده در آلمان، در مورد بيشتر محصولات زماني كه سرعت دوراني ميل لنگ 190 الي 200 دور در دقيقه و پرتاب برابر 10 cm باشد، تلفات حداقل خواهد بود و اين مقادير در مورد كمباين سهند كاملاً صادق است.4 - سيستمهاي بوجاري يا تميزكننده :

علاوه بر سرعت رفت و برگشتي الكها، مجموع سطح سيني و الكهاي كمباين سهند(4.80 m2) بيشتر از كمباينهاي مشابه میباشد كه موجب افزايش توانايي بوجاري محصول شده است.

5 - سيستم انتقال محصول (دانه): 1-5 . مخزن : مخزن به گنجايش 3200 lit تقريباً معادل 2.5 ton گندم مىباشد كه موجب ذخيره بيشتر محصول و كاهش در زمان و دفعات تخليه میشود.

2-5 . لوله تخليه : 5-2-1 . ظرفيت انتقال لوله تخليه بخاطر قطر بيشتر و حلزوني مناسب آن بيشتر میباشد.

 

2-2-5 . تنظيم موقعيت لوله تخليه، هيدروليكي بوده كه علاوه بر سهولت انجام كار، مانع از خروج مواد از داخل لوله به بيرون میگردد.

 

3-2-5 . ارتفاع و طول لوله تخليه : ارتفاع لوله تخليه دانه از نظر سهولت بارگيري كاميونها و تريليها اهميت بسيار بالايي دارد و همچنين براي صرفه جويي در زمان برداشت میتوان عمل تخليه را بطور همزمان با حركت كمباين، انجام داد كه ارتفاع و طول لوله تخليه در انجام اين كار نقش عمده اي دارد.

 

4-2-5 . سرعت تخليه :با بهره گيري از لوله تخليه مناسب و دور مطلوب، زمان تخليه 5/2 تن گندم در كمباين سهند برابر يك دقيقه میباشد.

 

 

 

6 - سيستم محركه كمباين : 6-1 . موتور :

 

 

 

موتوراین نوع کمباین از نوع پركينز سري 10006/6 (وارداتي از انگلستان) با قدرت 133 اسب و با دور 2600 RPM میباشد. توان مورد نياز براي كمباين در حدود 105 اسب میباشد. وجود توان مازاد امكان نصب تجهيزات اضافي نظير پمپ باد، كولر و ... را امكان پذير میسازد.

2- 6 . جعبه دنده و كلاچ (گيربكس): بصورت CKD وارداتي از كشور آلمان بوده و علاوه بر افــــزايش اطمينان خاطر مشتريان (به دليل كيفيت بالاي صنعت آلمان) سرعتهاي پيشروي حركت كمباين در دنده هاي برداشت محصول (1 و 2) بيشتر از كمباينهاي مشابه بوده كه باعث افزايش سطح برداشت حداقل 1-0.5 هكتار در ساعت بيشتر از كمباينهاي مشابه شده است (با ظرفيت مزرعه اي و عرض هد يكسان ) سرعتهاى كمتر ميزان تلفات را افزايش میدهد.

 

 

 

 

 

 

7- سیستم هیدرولیک

پمپ هيدروليك، شيرها، پمپ فرمان، لوازم جكها (پكينگ و اُرينگ) و بصورت CKD وارداتي از كشور آلمان میباشد. سيستم هيدروليك كمباين سهند داراي توانايي راه اندازي تجهيزات اضافي جهت تراز نمودن سيستم بوجاري 3D براي زمينهاي شيبدار میباشد. جكهاي بالا برنده هد دستگاه با توانايي بيشتر، امكان نصب هدهاي سنگين نظير هد ذرت و كلزا را تسهيل میسازد.

 

 

8 - سيستم كنترل عمليات: 8-1 . سيستم برقي مجهز به سيستمهاي هشداردهنده وضعيت كاركرد كمباين از 14 نقطه عملياتي میباشد كه در مواقع بروز خرابي با اعلام اخطار نوري و آژير(صوتي)، محل عيب از قبيل كمبود هواي تنفسي موتور، دورهاي قسمتهاي مختلف دستگاه، سنجش ارتفاع هد و ... را نشان میدهد. قابليت توسعه و نصب تجهيزات اضافي ديگر از قبيل اندازه گيري تلفات دانه را نيز دارد.

 

 

 

 

8-2 . فرمان قابل تنظيم نسبت به وضعيت راننده يكي از موانع كاهش ديد راننده بر روي سكوي درو، ستون فرمان كمباين میباشد. راننده در اغلب موارد مجبور به خم شدن به جلو بوده و اين امر موجب خستگي مفرط و كمردرد وي میگردد. در كمباين سهند میتوان زاويه فرمان را با وضعيت راننده تطبيق داد.

9 - وضعيت كمباين سهند از نظر منحنى عمر محصول :

براي هر محصول و خدمات مراحل تولد، رشد، بلوغ و اشباع و افول وجود دارد. كمباين سهند از نظر عمر در مرحله " رشد " قرار دارد.

با توجه به توان و ظرفيت بالاي برداشت محصولات زراعي ( پنج تن در ساعت) و با در نظر گرفتن متوسط عملكرد مزارع ايران (5/3 تن در هكتار) دورنماي روشني براي كمباين سهند مهيا میباشد.

مطالعات ديگرى نيز نشان داده است كه هزينه هاى تعمير ونگهدارى در طول عمر ماشين ثابت نيست بلكه تغييراتى در سال اول وبعداز عمر مفيد آن وجود دارد .

 

[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 17:19 ] [ بهمن اسواری ]

شفت های سیستم انتقال قدرت دو کلاچه:

یک شفت دو قسمتی در مرکز DCT قرار دارد.بر خلاف گیربکس های دستی معمولی که همه چرخدنده ها روی یک شفت ورودی قرار دارند ،DCT چرخدنده های زوج و فرد را به وسیله دو شفت ورودی از هم جدا می کند.این چگونه ممکن است؟ شفت خارجی به صورتی سوراخ شده که محفظه ای را برای شفت داخلی فراهم می کند و شفت داخلی در آن جا می گیرد.شفت خارجی  به چرخدنده های دو و چهار وصل است و شفت داخلی به چرخدنده های اول ،سوم و پنجم متصل است.

تصویر زیر ترتیب قرار گیری اجزا را در یک سیستم پنج دنده DCT نشان می دهد.توجه کنید که یک کلاچ چرخدنده های دوم و چهارم را کنترل می کند و کلاچ دیگر به صورت مستقل چرخدنده های اول و سوم و پنجم را کنترل می کند.این همان چیزی است که تعویض برق آسای دنده ها را ممکن می کند و در عین حال قدرت همواره به صورت ثابت یه چرخ ها منتقل می شود. سیستم انتقال اتوماتیک استاندارد نمی تواند این نیاز را برطرف کند زیرا در این سیستم برای تمام چرخدنده ها از یک کلاچ استفاده می شود.

کلاچ های چند صفحه ای

  از آنجایی که سیستم دو کلاچه شبیه سیستم اتوماتیک است شاید فکر کنید که این سیستم به مبدل گشتاور نیاز داشته باشد چیزی که در سیستم اتوماتیک مورد نیاز است تا قدرت به چرخ ها منتقل شود در حالی که DCT به مبدل گشتاور نیاز ندارد.به جای آن DCT هایی که هم اکنون در بازارند از کلاچ های چند صفحه ای خیس استفاده می کنند.کلاچ خیس کلاچی است که اجزای کلاچ را در مایعی شست و شو می دهد تا هم اصطکاک کم شود هم از گرمای تولید شده بکاهد.تولید کنندگان در حال توسعه DCT های با کلاچ خشک هستند درست مانند سیستم های دستی.اما ماشین هایی که مجهز به DCT هستند از کلاچ خیس استفاده می کنند. بسیاری از موتور سیکلت ها از یک کلاچ چند صفحه ای استفاده می کنند.

درست همانند مبدل گشتاور ،کلاچ چند صفحه ای از فشار هیدرولیکی برای به حرکت در آوردن چرخدنده ها استفاده می کند.مایع کار خود را در داخل پیستون کلاچ انجام می دهد_در شکل بالا مشخص است_وقتی که کلاچ درگیر می شود فشار هیدرولیکی داخل پیستون فنر های حلقه شده را تحت فشار قرار می دهد.با این کار یک دسته از صفحه های کلاچ و دیسکهای اصطکاکی به صفحه فشار که ثابت است فشرده می شوند.دیسکهای اصطکاکی دارای دندانه های داخلی هستند و به گونه ای طراحی شده اند که با دندانه های روی غلطکهای کلاچ درگیر شوند و این غلطکها هم به نوبه خود با چرخدنده هایی که نیرو را انتقال می دهند درگیر می شوند.سیستم انتقال قدرت دو کلاچه خشک آ او دی(Audi) ،هم یک فنر حلقه ای کوچک هم یک فنر بزرگ میانی دارد.

 

    به منظور آزاد کردن کلاچ ،از فشار روغن درون پیستون کاسته می شود.با این کار فنر های پیستون که اعمال فشار روی مجموعه کلاچ و صفحات فشار را ممکن می کنند به حالت آزاد بر می گرد.

[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 17:12 ] [ بهمن اسواری ]

معایب و مضایای سیستم انتقال قدرت دو کلاچه :

 خوشبختانه قبلا مشخص شد که چرا DCT ها را جزو سیستم های انتقال قدرت دستی اتوماتیک شده می دانند.در اصل DCT دقیقا مانند سیستم دستی کار می کند.این سیستم شامل شفت ورودی شفت جانبی در محفظه چرخدنده ها ،هماهنگ کننده ها و کلاچ است تنها چیزی که ندارد پدال کلاچ است چون سیستم های هیدرولیکی و سیم پیچ ها کار تعویض دنده را انجام می دهند. حتی در این حالت نیز راننده می تواند با استفاده از دکمه یا دسته تعویض دنده تعیین کند که سیستم چه موقع عمل کند.

    با توجه به اینکه رفتن به دنده بالاتر ظرف 8 میلی ثانیه انجام می گیرد پس رانندگان در ضمن تعویض دنده یکی از چندین محاسن DCT ها را تجربه خواهند کرد و آن هم شتابگیری دینامیک و پیوسته آن است.تعویض دنده یکنواخت با حذف شوک- shift shock _که در سیستم دستی و بعضی از سیستم های اتوماتیک وجود دارد_ حاصل می شود.بهترین حسن DCT ها این است که به راننده این امکان را می دهد تا با توجه به راحتی خود انتخاب کند که خود عمل تعویض دنده را انجام دهد یا کامپیوتر همه کارها را انجام دهد.

 Audi TT Roadster یکی از چندین مدل Audi که از سیستم انتقال دو کلاچه استفاده می کند.

     شاید بزرگترین حسن DCT ها صرفه جویی در مصرف سوخت باشد .از آنجایی که در ضمن تعویض دنده انتقال قدرت از موتور به چرخ ها قطع نمی شود مصرف سوخت به صورت قابل ملاحظه ای کاهش می یابد.بعضی از متخصصان می گویند یک سیستم 6 دنده DCT در مقایسه با یک سیستم اتوماتیک 5 دنده افزایش 10درصدی بازده نسبی سوخت را بدست می دهد.

    بسیاری از تولید کنندگان اتومبیل به DCT ها علاقه مند شده اند این در حالی است که تولید کننده گان موتور ها از هزینه ای که باید صرف تغییراتی در خطوط تولید موتور شود نگرانند و این باعث افزایش قیمت ماشین هایی که مجهز به DCT هستند می شود و ممکن است خریداران آگاه را از خرید این ماشین ها منصرف کند.

به علاوه امروزه تولید کنندگان بیشتر در تکنولوژی های مربوط به سیستم های انتقال قدرت متناوب سرمایه گذاری می کنند.یکی از موارد مورد توجه سیستم تعویض دنده پیوسته است ( CVT ).CVT  یکی از انواع سیستم های اتوماتیک است که از یک سیستم پولی و یک تسمه ویا یک زنجیر به منظور تنظیم نسبت چرخدنده ها استفاده می کند.CVT ها همچنین شوک هنگام تعویض دنده را هم کاهش می دهند و بازده سوخت را به میزان قابل ملاحظه ای افزایش می دهند اما CVT ها نمی توانند نسبت به گشتاورهای بالای مورد نیاز در ماشین های با توان بالا پاسخگو باشند.

DCT ها این مشکلات را ندارند و برای اتومبیل های با توان بالا ایدآل هستند.در اروپا ، جایی که  سیستم دستی بیشتر به خاطر عملکرد خوب و بازده سوخت مناسب ترجیح داده می شود پیش بینی می شود که DCT ها 25% بازار را به خود اختصاص دهند و تنها یک درصد از محصولات اروپای غربی تا سال 2012 مجهز به CVT خواهند بود.

   حال به تاریخچه و آینده DCT ها خواهیم پرداخت.

[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 17:9 ] [ بهمن اسواری ]

دندانه های چرخ دنده هاي مارپيچ به صورت مورب برش خورده اند.زماني كه 2 دنده در سيستم چرخ دنده مارپيچ با هم درگير مى شوند.تماس  دندانه ها در پايان يك دندانه شروع مى شود و اين تماس به صورت تدريجي باعث چرخاندن 2 چرخدنده مى شود تا زماني كه دو دندانه به صورت كامل در حال درگيري هستند .اين درگيري تدريجي باعث مي شود كه چرخ دنده هاى مارپيچ  ملايمتر و آرامتر از چرخ دنده هاى ساده عمل كنند.

به دليل وجود زاويه در دندانه هاي  دنده هاي مارپيچ  , بيش از يك دندانه در يك زمان در اين نوع چرخ دنده با هم درگير هستند كه اين نوع درگيري باعث مى شود كه اين نوع چرخ دنده ها قدرت بيشتري و تنش كمتري داشته باشند.

 تنها مشكل در مورد چرخ دنده هاي مارپيچ اين است كه آنها به سختى در كنار هم  و در خارج  از درگيري  به هم مى لغزند. در يك سيستم تعويض  دنده  دستي دنده اي جلو در حالت در گيري قرار دارند  (در تمام زمانها) و حلقه ها توسط دكمه تعويض دنده كنترل شده و سرعت هاي متفاوتي را به محور خروجي منتقل مى كنند.

دنده عقب در سيستم تعويض دنده دستي به عنوان  دنده هرزگرد مى چرخد(چرخدنده ساده بزرگ در سمت راست شكل زير) كه مى لغزد با دو چرخ دنده ساده ديگر در زماني كه نياز به تغيير جهت چرخش داشته باشيم.

 

بيشتر چرخ دنده هاي به كار رفته در سيستم هاي انتقال قدرت دستي از نوع مارپيچ هستند .3 چرخ دنده كه براي دنده عقب هستند از نوع دندانه هاي ساده هستند.چرخ دنده ساده بزرگ سمت راست در شكل فوق براي دنده عقب است.

دنده هاي ساده با دندانه هاي مستقيم لغزش بيشتري نسبت به هم در مقايسه با چرخ دنده هاي مارپيچ دارند. هر زماني كه دندانه هاي  چرخ دنده درگير با يك چرخ دنده ساده است دندانه ها با هم تصادم مي كنند به جاي اينكه به آرامي لغزش داشته باشند .اين  حقيقت باعث ايجاد مقداري سر و صدا و نيز افزايش تنش بر روي دندانه ها مى شود . وقتي شما صداي بلندتري نسبت به درگيري ساير دنده هايتان مي شنويد .آن صداي دنده عقبتان است .صدايي كه مي شنويد صداي   برخورد و درگيري  دنده هاي ساده عقب با يكديگر است.

[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 17:5 ] [ بهمن اسواری ]

The Story of John Deere

John Deere the man      The story of John Deere, who developed the world's first commercially successful, self-scouring steel plow, closely parallels the settlement and development of the Midwestern United States, an area that the homesteaders of the 19th century considered the golden land of promise.

     John Deere was born in Rutland, Vermont, February 7, 1804. He spent his boyhood and young adulthood in Middlebury, Vermont, where he received a common school education and served a four-year apprenticeship learning the blacksmith's trade.

Gained Fame as a Blacksmith
     In 1825, he began his career as a journeyman blacksmith and soon gained considerable fame for his careful workmanship and ingenuity. His highly polished hay forks and shovels especially were in great demand throughout western Vermont. But business conditions in Vermont became depressed in the mid-1830s, and the future looked gloomy for the ambitious young blacksmith. Many natives of Vermont emigrated to the West, and the tales of golden opportunity that filtered back to Vermont so stirred John Deere's enthusiasm that he decided to dispose of his business and join the pioneers.

     He left his wife and family, who were to join him later, and set out with a bundle of tools and a small amount of cash. After traveling many weeks by canal boat, lake boat, and stagecoach, he reached the village of Grand Detour, Illinois, which had been settled by Leonard Andrus and others from his native Vermont. The need for a blacksmith was so great that two days after his arrival in 1836 he had built a forge and was busy serving the community.

Cast-Iron Plows Wouldn't Work
The first John Deere plow      There was much to be done - shoeing horses and oxen, and repairing the plows and other equipment for the pioneer farmers. From them he learned of the serious problem they encountered in trying to farm the fertile soil of the Midwest. The cast-iron plows they had brought with them from the East were designed for the light, sandy New England soil. The rich Midwestern soil clung to the plow bottoms and every few steps it was necessary to scrape the soil from the plow. Plowing was a slow and laborious task. Many pioneers were discouraged and were considering moving on, or heading back east.

     John Deere studied the problem and became convinced that a plow with a highly polished and properly shaped moldboard and share ought to scour itself as it turned the furrow slice. He fashioned such a plow in 1837, using the steel from a broken saw blade, and successfully tested it on the farm of Lewis Crandall near Grand Detour.

Steel Plow Met Prairie Needs
     Deere's steel plow proved to be the answer pioneer farmers needed for successful farming in what was then "the West." But his contribution to the growth of American agriculture far exceeded just the development of a successful steel plow.

     It was the practice of that day for blacksmiths to build tools on order for customers. But John Deere went into the business of manufacturing plows before he had orders for them. He would produce a supply of plows and then take them to the country to be sold - an entirely new approach to manufacturing and selling in those early pioneer days, and one that quickly spread the word of John Deere's "self-polishers."

Imported Steel From England
     There were many problems involved in attempting to operate a manufacturing business on the frontier - few banks, poor transportation, and a scarcity of steel, among others. John Deere's first plows had to be produced with whatever pieces of steel he could locate. In 1843, he arranged for a shipment of special rolled steel from England. This steel had to be shipped across the Atlantic Ocean by steamship, up the Mississippi and Illinois Rivers by packet boat, and overland by wagon 40 miles to the little plow factory in Grand Detour.

     In 1846, the first slab of cast plow steel ever rolled in the United States was made for John Deere and shipped from Pittsburgh to Moline, Illinois, where it was ready for use in the factory Deere opened there in 1848 to take advantage of the water power and transportation offered by the Mississippi River.

Insisted on Quality and Research
Quality and Research      Ten years after he developed his first plow, John Deere was producing 1,000 plows a year. In those early years of his business, Deere laid down several precepts that have been followed faithfully since then by the company he founded. Among them was his insistence on high standards of quality. John Deere vowed: "I will never put my name on a product that does not have in it the best that is in me."

     One of his early partners chided him for constantly making changes in design. His partner said his work was unnecessary because the farmers had to take whatever they produced. Deere is said to have replied, "They haven't got to take what we make and somebody else will beat us, and we will lose our trade." Deere & Company has continued throughout its history to place a strong emphasis on product development and improvement. It has consistently devoted a higher share of its income to product research and development than most other companies in its industries.

     In 1868, Deere's business was incorporated under the name Deere & Company. The following year John Deere's son, Charles, who was later to succeed him as president, was elected vice president and treasurer.

Charles Deere Expanded Company
     Charles Deere was an outstanding businessman who established marketing centers, called branch houses, to serve the network of independent retail dealers. By the time of Charles Deere's death in 1907, the company was making a wide range of steel plows, cultivators, corn and cotton planters, and other implements.

     In 1911, under Deere & Company's third president, William Butterworth, six noncompeting farm equipment companies were brought into the Deere organization, establishing the company as a full-line manufacturer of farm equipment. In 1918, the company purchased the Waterloo Gasoline Traction Engine Company in Waterloo, Iowa, and tractors became an important part of the John Deere line.

     Emphasis on Research and Engineering
Charles Deere Wiman, a great-grandson of John Deere, took over direction of the company in 1928. During the period when modern agriculture was developing, his strong emphasis on engineering and product development resulted in rapid growth. Despite the depression that gripped the nation in the 1930s, the company achieved $100 million in gross sales for the first time in its history in 1937, the year of its centennial celebration. During World War II, Wiman and wartime president Burton Peek continued the emphasis on product design, putting the company in a strong position competitively in the postwar market. Before Wiman's death in 1955, the company was firmly established as one of the nation's 100 largest manufacturing businesses.

     John Deere tractor Under the leadership of William A. Hewitt, who headed the company from 1955 to 1982, the John Deere organization experienced one of its greatest periods of growth. Manufacturing and marketing operations were established worldwide, and Deere became the leading producer of farm equipment in the world, as well as a major producer of construction and forestry equipment, and lawn care products.

     Robert A. Hanson, who had served the company as president and chief operating officer, succeeded Hewitt as chief executive officer in 1982 and guided the company through one of its most difficult economic periods. Under his leadership, the company emerged as a more dynamic, flexible organization, better able to react to growing worldwide competition. The company rose from the turbulence of the 1980s to post record sales and earnings in the last three years of the decade.

     Hans W. Becherer was elected chairman in 1990, succeeding Hanson, with whom he had served as president and chief executive officer. Becherer had been closely involved in the management actions that were so successful in establishing the company on the new foundations demanded by the 1980s and beyond. Like Hanson, Becherer invested much of his long career in developing the company's international operations. In six of his years as chairman, the company earned record profits. Mr. Becherer also was a leader in the redevelopment of downtown Moline and for the development of the TPC at Deere Run and the John Deere Classic PGA TOUR event. In 2000, Mr. Becherer retired.

     At the time that Mr. Becherer retired in August 2000, Robert W. Lane was elected chairman of the Deere & Company board of directors. He was already serving as chief executive officer and president. Mr. Lane has a broad range of managerial experience with John Deere, including his leadership of the worldwide agricultural equipment division, the credit organization and equipment operations across the world. This experience combined with his tenure in banking provide Mr. Lane the experience and background required for him to help the company extend John Deere's preeminence in the global marketplace. 

[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 17:3 ] [ بهمن اسواری ]

اشنایی با برخی از تراکتور های موجود در کشور

موتور

موتور ساخت شركت موتورسازی سیزو دیزل فنلاند (Sisudiesel) بوده و در طراحی تخصصی آن شرایط دشوار عملیات زراعی مد نظر قرار گرفته است. توان موتور بر اساس استاندارد ISO14396 معادل 184 اسب بخار می‌باشد. رعایت مواردی همچون حفظ دور مشخصه موتور در یك سطح عملی و قابل قبول، افزایش میزان گشتاور در دورهای پایین موتور، تثبیت گشتاور در محدوده مناسبی از تغییرات دور موتور، افزیش راندمان با مصرف سوخت قابل قبول و . . . سبب شده است تا كارآیی موتور بهبود یابد.


ادامه مطلب
[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 16:54 ] [ بهمن اسواری ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ حاصل تحقیقات و گرد آوری های من در طول تحصیلم می باشد.
امید است که مطالب این وبلاگ برای پژوهش گران جوان مفید واقع شود.
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
asvar.bahman@yahoo.com
امکانات وب