X
تبلیغات
مکانیزاسیون
مکانیزاسیون چیست؟

مکانیزاسیون واژه ایست مشتق شده از مکانیک که به معنای مکانیکی کردن است.پس مکانیزاسیون به مفهوم مکانیکی کردن است و منظور از آن ، استفاده از وسایل و ادوات مکانیکی برای تولیدات و انجام کارهای کشاورزی است.
تاریخچه ی مکانیک به قرن هفدهم برمی گردد که با قوانین سه گانه ی نیوتن آغاز شد و با فعالیت دانشمندان مختلف علم مکانیک، ادامه پیدا نمود.سپس ماشین آلات کشاورزی اختراع شدند و مکانیک کشاورزی به وجود آمد.
واژه ی مکانیزاسیون کشاورزی از زمانی متداول گشت که تراکتورهای بخاری وارد مزرعه شدند ، ولی ورود این وسایل یا مکانیزه شدن کشاورزی صرفا به منظور انجام کار بهتر ، بیشتر و با هدف افزایش درآمد انجام گرفت و امروز نیز چنین است.
با توجه به مطالب گفته شد می توان اینگونه تعریف کرد:
مکانیزاسیون کشاورزی یعنی استفاده از وسایل مکانیکی به منظور افزایش کمی و کیفی تولیدات کشاورزی و با هدف افزایش درآمد مالی کشاورز.
بنابراین اگر مکانیزاسیون به افزایش درآمد کشاورز نینجامد ، مکانیزاسیون نیست.اگر استفاده از وسایل دامی به افزایش بیشتر درآمد بینجامد، کاربرد ماشین را نمی توان مکانیزاسیون نامید و توصیه نمی شود.
افزایش درآمد روستایی با سه عمل صورت می گیرد:
1-افزایش کمیت محصول 2-افزایش کیفیت محصول 3-کاهش هزینه ی تولید محصول
افزایش کمی محصول به دو صورت انجام می شود:
الف)افزایش سطح زیر کشت: این کار با وسایل مکانیکی به سهولت قابل انجام است که به دلیل محدودیت کارگر و شاق بودن این عملیات از ادوات مکانیکی کشاورزی استفاده می شود.
ب)افزایش عملکرد: ممکن است سطح زیر کشت را افزایش نداد ولی با شخم یکنواخت ، تهیه ی بستر مناسب ، کاشت در عمق ثابت و فاصله ی مناسب بین بوته ها، وجین مؤثرتر، سمپاشی ، کودپاشی و بالاخره برداشت بهتر عملکرد بیشتری تحصیل نمود که این عملیات جز با کاربرد ماشین امکان پذیر نمی شود.
افزایش کیفی محصول از مهمترین عوامل افزایش درآمد روستایی است.اگر عمق کاشت ، زمان برداشت ، نحوه ی برداشت به صورت مناسب توسط ادوات کشاورزی در مورد محصول صورت گیرد بازدهی به مقدار بسیار زیاد افزایش می یابد. به عنوان مثال برگ توتون درجه ی یک با دو روز تاخیر در خشک کردن به درجه ی سه تقلیل می یابد. یونجه اگر به موقع برداشت نشود از نظر کیفی ، محصول بسیار افت می کند.
کاهش هزینه ی تولید و اثرات آن را در کشورهایی چون ایران که تعداد کارگر کم است با مکانیزه کردن درست ، به وضوح می توان رؤیت کرد. اگر کارشناس مکانیزاسیون از نحوه ی کار ماشین اطلاع کافی نداشته باشد و از طرفی هزینه ی نگهداری و تعمیر وسایل زیاد باشد هزینه ی تولید محصول کاهش نمی یابد که این امر با مفهوم مکانیزاسیون کشاورزی مغایر است.

مکانیزاسیون کشاورزی در ایران موضوعی است که طی سالهای گذشته یا بهتر بگوئیم از سال 1345 ، یعنی سالی که قرارداد بین ایران و جمهوری رومانی به منظور خرید تراکتور و بعضی ادوات کشاورزی منعقد شد و تعداد تراکتور از آن سال در کشور رو به فزونی گذاشت مورد بحث متخصصین فن بوده است.
وقتی از مکانیزاسیون کشاورزی صحبت به میان می آید ، اکثرا به فکر کاربرد و استفاده از موتورهای احتراق داخلی و ماشین های مختلف کشاورزی در مزارع می افتند ، در حالی که مکانیزاسیون به معنی اعم، این نیست که حتما از موتور احتراق داخلی و یا از آخرین مدل های ماشین های کشاورزی استفاده شود. قبل از اینکه مکانیزاسیون کشاورزی را تعریف کنیم ، ابتدا لازم است موتور و ماشینرا از یکدیگر تشخیص داده و جدا کنیم. "ماشین " وسیله ای است که اگر به آن توان دهیم ، برایمان کار انجام می دهد ولی خود به تنهایی قادر به انجام کار نیست . " موتور" وسیله ای است که تولید توان می کند ولی به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد مگر اینکه این توان را به ماشینی بدهد تا آن ماشین بتواند کار تولید کند. به طور مثال یک گاوآهن را می توان به وسیله ی یک یا چند حیوان کار به حرکت درآورد و زمینی را شخم زد ، گاوآهن در اینجا ماشین را تشکیل می دهد و حیوان یا حیواناتی که آن را می کشند در حکم موتور می باشند. یک موتور ممکن است در یک زمان، دو ماشین را به حرکت درآورد و گاهی حرکت هر دو ماشین ، برای انجام کار ، ضروری است.
اکنون با روشن شدن فرق بین ماشین و موتور می توان مکانیزاسیون کشاورزی را تعریف نمود. کلمه ی مکانیزاسیون در کشاورزی مترادف با کلمه ی اتوماسیون در صنعت است که خود به معنی اتوماتیک کردن می باشد و اتوماتیک کردن یعنی کم کردن کار کارگری. بنابراین مکانیزاسیون یعنی استفاده از ماشین و موتور در کشاورزی جهت کاهش نیاز به نیروی کارگری. البته این نیاز هنگامی به وجود می آید که درآمد حاصل از کار کارگری کمتر از درآمد به دست آمده از جایگزین نمودن ماشین و موتور باشد که خود به عوامل متعددی از جمله عوامل زیر بستگی دارد:
1- دستمز کارگر بالا باشد.
2- مشکلات کارگری موجب وقفه در کار، در زمان معین شود.
3- زیان های حاصل از طولانی بودن کار کارگری بیش از هزینه های استفاده از ماشین و موتور شود.
4- کیفیت کار ماشین آنقدر بالا باشد که هزینه های آ را مستهلک نماید.
معنی اعم مکانیزاسیون کشاورزی اتخاذ هر روشی است که موجب ازدیاد درآمد شود. با این تعریف جایگزین کردن کارگر با ماشین و موتور یکی از روش ها محسوب می شود و استفاده از بذر اصلاح شده برای بدست آوردن عملکرد محصول بیشتر روشی دیگر، که هر دو بخشی از موضوع مکانیزاسیون هستند.
آشنایی با وضعیت کشاورزی سنتی ایران

ایران از قدیم الایام مهد تمدن های باستانی و یکی از مراکز تولید مواد کشاورزی دنیای باستان بوده است.به طوری که بسیاری از پیشرفتهای کشاورزی و دامپروری مانند پرورش اسب و ترویج نباتات سودمند را باید مرهون زحمات و ابتکارات اهالی این مرزوبوم دانست. حفاری هایی که در تپه ی سیالک کاشان انجام یافته ، نشان می دهد که حدود شش هزار سال پیش ، کشاورزی در میان مردم آن منطقه معمول بوده و ایرانیان متمدن قرن ها پیش از این در این راه کار کرده اند. از نقش روی استوانه ای که در شهر شوش کشف شده ، معلوم گردیده که در سه هزار سال قبل از میلاد مسیح مردم ایران گندم را در مخزن هایی که امروزه هم در بعضی از نواحی دیده می شود ،ریخته و انبار می کرده اند. یونجه ، این علوفه ی پر ارزش برای دام ها ، توسط ایرانیان به یونان و سپس به روم و سایر نقاط جهان برده شد.
ابزارهای کشاورزی که در ایران باستان به کار می رفت شامل انواع ابزارهای دستی ساده مانند بیلها، کج بیلها ، داسهای دسته کوتاه ، کلنگ و وسائل دامی چوبی از قبیل گاوآهن ، هرسهای دندانه ای ، خرمن کوبها و غیره بوده اند.
منبع توان و ابزارهای کشاورزی معمول امروزی در نقاط مختلف کشور بخصوص در نقاط دورافتاده به مرور زمان تغییر زیادی پیدا نکرده و با ابزارهای قدیمی فرق چندانی ندارند. هنوز در اکثر نقاط دور افتاده ی کشور از یک یا دو جفت گاو به عنوان توان کششی منحصر به فرد و از گاوآهن های دامی چوبی و هرسهای دندانه ای ، خرمن کوبها و سایر وسائل که اکثرا از چوب ساخته شده اند به عنوان ابزار مورد نیاز استفاده می گردد.
شرایط و امکانات توسعه ماشین های کشاورزی در ایران

در کشور ما استفاده از تراکتور و ماشبن های کشاورزی خیلی دیرتر از کشورهای اروپایی و امریکا شروع شد و اصولا در قرن هیجدهم که در اروپا گاوآهن های فلزی برگردان دار معمول شد، و در قرن نوزدهم که خرمن کوبهای جدید در امریکا اختراع گردید ، در وسائل و ادوات کشاورزی کشور ما هیچگونه تغییری حاصل نگردید. عملا در طول 50 تا 60 سال اخیر بوده است که به تدریج کشاورز ایرانی با انواع ماشین های کشاورزی آشنا شده است، اما هنوز هم آن طوری که شرایط امروز ایجاب می کند کشاورزی مملکت ما ماشینی نگشته است و در مواردی هم که این امر به صورتی انجام گرفته است ، به علل بنیادی مواجه با مشکلات عدیده ای می باشد که همه ی دست اندرکاران و منخصصین کشاورزی ماشینی با آن آشنا هستند.
اولین گاوآهن فلزی برگردان دار دامی در زمان ناصرالدین شاه قاجار به ایران وارد شد و در ارومیه مورد استفاده قرار گرفت . اولین نمایشگاه ماشین های کشاورزی در سال 1300 خورشیدی در تهران برگزار گردید . اولین تراکتور نفتی ساده به دستور رضاخان در سال 1308 بری مدرسهی فلاحت خریداری گردید و این مدرسه بعدها به دانشکده کشاورزی تبدیل شد. با وقوع جنگ جهانی دوم و مشکلات داد و ستد با کشورهای فروشنده و همچنین اثرات این جنگ در امور داخلی کشور، عملا این طرح متوقف و بهره برداری از آن نیز مسکوت ماند. پس از جنگ کمکم سرمایه داران و بعضی از شرکت ها شروع به وارد کردن تراکتور در ایران نمودند. ابتدا روستاییان از پذیرفتن تراکتور و ماشین های کشاورزی در مزارع خود خودداری می کردند و اعتقاد داشتند که برکت کشاورزی در سم گاوها می باشد، ولی به تدریج که با نتایج کار آشنا شدند تا حدودی آنها را پذیرفتند.
آغاز فعالیت بنگاه توسعه ماشین های کشاورزی از سال 1331ر حقیقت سرآغاز ماشینی کردن کشاورزی ایرا ن به شمار می رود. این مؤسسه از سال 1331 تا سال 1336 خود اقدام به وارد کردن تراکتور و ماشین های کشاورزی می نمود و آنها را به اقساط به فروش می رساند ، اما از سال 1336 تا سال 1345 بنگاه به متقاضیان خرید تراکتور وام میداد تا آنها مطابق سلیقه و امکانات خود اقدام به خرید تراکتور و کمباین و سایر ادوات کشاورزی بنمایند.این طرز کار سبب شد که به تدریج مارک های مختلف تراکتور و کمباین م به تعداد کمی وارد کشور شود و چون برای فروشندگان تامین لوازم یدکی و تعمیرگاه های لازم مقرون به صرفه نبود، اغلب این وسائل در مدت کوتاهی از کار افتاده و بی استفده می ماند.
در سال 1345 قراردادی با کشور جمهوری رومانی منعقد شد که طی آن تعدادی تراکتور و سایر ادوات کشاورزی از جمله گاوآهن و ... از طریق بنگاه توسعه ماشین های کشاورزی در اختیار کشاورزان گذاشته شود. طبق این قرار داد در مراکز عمده فروش اقدامات لازم برای تاسیس نمایندگیهای لوازم یدکی تعمیرگاه های ثابت و سیار به عمل آمد. به موازات این قرارداد از سال 1346 شروع به ساخت کارخانه ی تراکتور سازی تبریز شد که از سال 1349 بهره برداری از آن آغاز شد، قطعات تراکتور از رومانی وارد و در آن کارخانه مونتاژ گردید .در حال حاضر مونتاژ تراکتورهای مسی فرگوسن نیز در این کارخانه انجام می گیرد، همچنین کارخانه ی جاندیر اراک به مونتاژ تراکتور ، کمباین و سایر ادوات کشاورزی جاندیر پرداخت.
در حال حاضر کارخانه جات تراکتورسازی ایران ، تراکتورهای یونیورسال مدل 650m با توان 65 اسب بخار، تراکتور مسی فرگوسن مدل 399 با توان 110 اسب بخار و مدل285 با توان 75 اسب بخار و مدل 240 با توان 47 اسب بخار و تراکتورهای مدل 750itm با توان 75 اسب بخار را تولید می کند.
نیروی کار انسانی و لزوم استفاده ی ماشین در کشاورزی ایران

با توجه به ارقام و آمار موجود و تقلیل جمعیت روستایی، به طور طبیعی نیاز به تراکتور و ماشین های کشاورزی جهت جبران توان انسانی بیشتر خواهد شد . اما در تامین توان مکانیکی مورد نیاز، بررسی انواع تراکتور و ماشین های مورد نیاز کشاورزی ایران با توجه به سطح پایین تکنولوژی در کشور و به خصوص روستاها که متناسب با سطح محدود زیر کبرای هر کشاورز و دامدار می باشد باید مورد توجه قرار گیردو سعی در بالا بردن دانش کشاورزی کشاورزان و آموزش آنها در استفاده ی صحیح از ماشین، شود. به خصوص تلاش در محدود کردن انواع تراکتورها و ماشین های وارده به چند نوع متناسب با شرایط خاص مناطق مختلف کشور ، و سعی در ساختن بعضی ما شین ها وابزار در داخل کشور که امکان ساخت آنها وجود دارد ، تامین و ساخت لوازم یدکی ، تربیت کارگران ماهر و متخصصین برای به کار بردن تراکتور و ماشین های مورد نیاز و ایجاد تعمیرگاه ها به تعداد کافی در نقاط مختلف کشور، از جمله برنامه هایی است که در آینده باید به طور وسیع و کاملتر انجام گیرد.
اهمیت مکانیزاسیون
افزایش و رشد روز افزون جمعیت در جهان اهمیت کشاورزی را بیش از گذشته برای تمام جوامع بشری مشخص می کند. اولین و مهمترین نیاز هر انسان٬ نیازهای غذایی اوست. حال این نیاز به صورت مستقیم و غیر مستقیم با کشاورزی در ارتباط است. یکی از رشته های موجود در کشاورزی مکانیزاسیون است. مکانیزاسیون در ایران از اهمیت فوق العاده ای بدلیل سطح وسیع زیر کشت ارقام مختلف برخوردار است.
با نگاهی به سرفصل درس ها و با توجه به کیفیت و کمیت آن ها مشخص می شود که داوطلب باید از توان و دانش بالا در زمینه های ریاضی و فیزیک و مدیریت و قدرت جسمانی مناسب برخوردار باشد و نیز باید توان تجزیه و تحلیل٬ قدرت تجسم و دقت کافی در مسائل آماری را دارا باشد. شایان ذکر است که بسیاری از کارهای صحرایی و کارگاهی و طرح های عملی در خارج از محیط های شهری است و فعالیت نسبتا زیادی را می طلبد.
مراکز مختلفی به صورت مستقیم و غیر مستقیم در فعالیت های کشاورزی نقش دارند که هر یک به تناسب نوع فعالیت خود٬ برای رفع نیازهای مربوطه٬ به جذب فارغ التحصیلان این رشته اقدام می نمایند. وزارتخانه های کشاورزی٬ جهادسازندگی٬ آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالی به صورت گشترده تر و سایر وزارتخانه ها٬ اداره ها و سازمان ها و مدراکز دولتی و خصوصی نظیر بانک های کشاورزی٬ مجتمع های کشت و صنعت٬ تعاونی های تولید٬ شرکت های سهامی زراعی یا مهندس زراعی و ... به صورت غیر مستقیم برای انجام کارهای فنی و مکانیزه ی خود اعم از طرح و محاسبه٬ اجرا و نظارت بر اجرای طرح های ماشینی کردن کشاورزی نیاز به استخدام تعداد کثیری از فارغ التحصیلان در رشته ی مهندسی مکانیزاسیون کشاورزی دارند.
تعداد واحدهای درسی که دانشجو باید در دوره ی کارشناسی مهندسی مکانیزاسیون کشاورزی بگذراند ۱۳۶ واحد است که تعداد ۲۱ واحد آن دروس عمومی٬ ۱۸ واحد دروس علوم پایه و ۸۷ واحد دروس اصلی کشاورزی است و تعداد ۱۰ واحد از ۱۳۶ واحد به عنوان دروس اختیاری در نظر گرفته می شود که توسط خود دانشجو انتخاب می گردد
سه اصطلاح متداول در مکانیزاسیون کشاورزی
در زمینه ی مکانیزاسیون کشاورزی و در جهت شناخت بهتر این رشته و توانایی های آن لازم است سه اصطلاح متداول در مکانیزاسیون کشاورزی را مطرح کنیم:
اولین شاخص، ضریب مکانیزاسیون است. این ضریب به مفهوم نیروی محرکه ی موجود به ازای هر هکتار می باشد.
دومین شاخص درجه ی مکانیزاسیون است که در واقع نسبت میزان عملیات مکانیزه به عملیات غیر مکانیزه است.
سومین شاخص ظرفیت مکانیزاسیون است که بیانگر انرژی مکانیزه مصرفی در واحد سطح می باشد و به واقع سرانه انرژی مکانیکی در بخش کشاورزی را بیان می کند.
لازم به توضیح است که این شاخص ها از مهمترین عواملی می باشد که میزان مکانیزاسیون را در بخش کشاورزی بیان می کند. اما باید توجه شود که هر کدام از کمیت های ذکر شده به تنهایی مفهوم درستی از مکانیزاسیون القا نمی کند بلکه با توجه به تمامی موارد بالا می توان برداشت بهتری از عددهای بدست آمده در اختیار داشت.
به عنوان مثال در برنامه چهارم توسعه هدف، دستیابی به ضریب مکانیزاسیون 1.18 اسب بخار است حال این عدد در ظاهر به مفهوم این است که به ازای هر هکتار، نیروی محرکه ی موجود، حدود 1.18 اسب بخار خواهد شد اما این چنین نیست. اگر به ضرایب دیگر توجهی نشود برداشتی مانند این مورد حاصل می شود. مثال ساده اینکه، تمامی تراکتورهای موجود در سطح کشور جهت کشت و کار و فعالیت های کشاورزی استفاده نمی شوند، برخی جهت حمل و نقل نیروی کار و برخی جهت انتقال کود و خوراک دام استفاده می گردند که بدون توجه به این مسئله تنها با اتکا به عدد و رقم نتیجه، سیاست گذاری های غلط در بخش کشاورزی خواهد بود.
علاوه بر مورد بالا ضریب مکانیزاسیون به شرایط و موقعیت منطقه ای بستگی زیادی دارد. به عنوان مثال مقایسه ی ضریب مکانیزاسیونی 24 برای ژاپن با ضریب مکانیزاسیون 2 تا 3 برای کشورهایی همچون آمریکا و استرالیا بدون در نظر گرفتن شرایط و موقعیت کشورها مقایسه ای بی ارزش و بی نتیجه است.
لازم به توضیح است جهت دستیابی به هدف مکانیزه نمودن کشاورزی در ایران مستلزم توجه موارد بالا می باشد اما در کنار این مسائل امید است سیاست های بهتری در زمینه ی واردات و یارانه های ماشین آلات کشاورزی اتخاذ گردد. یک ماشین کشاورزی بر خلاف اتومبیل های لوکس خارجی جهت تولید مواد غذایی مورد استفاده دارد و حال آنکه کشاورز برای خرید یک تراکتور 15 میلیون تومانی باید یکسال تا دو سال منتظر بماند و در نهایت پس از تلاش های طاقت فرسا و صرف هزینه های فراوان یک عدد تراکتور دریافت کند حال آنکه بسیاری از ادوات بهینه نیاز به توان بالای تراکتوری دارد که حال تنها شرکت های کشت و صنعت توان پرداخت هزینه های 100 تا 150 میلیونی این تراکتورها یا ماشین های کشاورزی را دارا می باشند.
یکی از مسائلی که در کنار این موارد باید بدان توجه شود این است که در حال حاضر تنها دغدغه در بین دولت مردان یکپارچه سازی اراضی کوچک است و بسیاری بر این باورند که استفاده از ادوات تنها در زمین هایی با وسعت زیاد بهینه می باشد اما مثال بارز برای رد این ادعا کشور آلمان است که با وجود کوچک بودن قطعات کشاورزی با مدیریتی مناسب و استفاده از ادوات مناسب تولید به صورتی بهینه افزایش یافته است.
حال این سوال مطرح می شود که آیا بهتر نیست با اختصاص حمایت های بیشتر دولت در بخش کشاورزی همانند بخش صنعت پیشرفت همگونی را کشور شاهد باشیم؟
__________________
+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 17:34 |

تعريف مكانيزاسيون

هر چند تعاريف مختلفي از مكانيزاسيون در منابع موجود است، اما وجه مشترك همه اين تعاريف عبارتست از؛ كاربرد ماشين در چرخه توليد محصولات كشاورزي بمنظور افزايش سرعت كار، كاهش هزينههاي كارگري، تقليل سختي كار، اقتصادي نمودن توليد و افزايش بهره‌وري

 درجه مكانيزاسيون

عبارتست از مقدار عمليات مكانيزه انجام شده به كل عمليات مكانيزه موردنياز و يا به عبارت ديگر، نسبت سطحي كه در آن عمليات مكانيزه موردنياز انجام شده به كل سطح مي‌باشد و برحسب درصد و به تفكيك نوع عمليات و نوع محصول بيان مي‌گردد.

 سطح (ضريب) مكانيزاسيون

عبارتست از نسبت مجموع كل توان كششي موجود در كشور به مجموع كل سطح زمين‌هاي كشاورزي كشور (البته بايد شرايط جانبي يكسان و ثابتي را براي محاسبه اين فاكتور در نظر گرفت) و واحد آن اسب بخار بر هكتار مي‌باشد.

 ظرفيت مكانيزاسيون

عبارتست از مقدار انرژي مكانيكي مصرف شده در واحد سطح زمين‌هاي كشاورزي و واحد آن واحدانرژي بر واحد سطح بوده كه معمولاً بصورت اسب بخار ساعت برهكتار بيان مي‌شود.

 تقويم عمليات ماشيني و روزهاي مناسب كاري با ماشين

تعيين مناسب‌ترين زمان براي انجام مراحل مختلف عمليات زراعي و باغي توسط ماشين كه برگرفته از تقويم زراعي و باغي مي باشد و مجموع روزهايي است كه ماشين بدون موانع اقليمي قادر به انجام عمليات كشاورزي مي‌باشد

 پيك كاري در مكانيزاسيون كشاورزي

محدوده زماني كه حداكثر عمليات ماشيني در آن انجام مي‌گيرد.

 سطوح مکانيزاسيون کشاورزی

بطوركلي مكانيزاسيون، ورود فن آوري به بخش كشاورزي ميباشد و تا كنون سه سطح را پشت سر گذارده است، اين سطوح ارتباط مستقيم با مصرف انرژي داشته و نياز به مصرف انرژي بيشتر، سطوح جديدتري را ايجاد نموده است،

 سطوح فن آوری ابزار دستی

در اين مرحله از قدرت انساني و انرژي ماهيچه‏اي انسان بعنوان نيروي موردنياز كشاورزي استفاده شده كه با قرار گرفتن انگشت شست دست در مقابل ديگر انگشتان قدرت ابزارگيري فراهم گرديده و انسان فعال و جستجوگر به كمك دست و ابزار ساخته شده از سنگ، چوب و سپس آهن، توانايي كار بهتر را فراهم نموده و توانسته از  انرژي ماهيچه‏اي خود بهره‏برداري بيشتري نمايد. داس ابزار ساخته شده در اين مرحله بوده و هنوز هم در بسياري از مزارع و باغات كشورهاي جهان‏ از جمله ايران در كنار مدرنترين ابزار، كاربري دارد.

 سطح فن آوری دامی

چون انرژي ابزار دستي و ماهيچه‏اي نتوانست جوابگوي نيازهاي بشري باشد، انسان خلاق و جستجوگر به سراغ موجودات قوي تر از خود رفته و نتيجتاً انرژي دامي را بكار گرفت و از اسب، قاطر، الاغ و گاو انرژي فراوان‏تري فراهم نمود تا بتواند غذاي بيشتري تهيه نمايد و حتي با اتصال حيوانات به يكديگر توانست انرژي حاصله را چند برابر نمايد و به اين ترتيب به كمك دست، ابزار و دام تحول جديدي در مرحله شخم و شيار مزارع فراهم شد كه گاوآهن دامي حاصل ابزار سازي اين مرحله از سطوح فنآوري ميباشد.

 سطح فن آوری مکانيکی

انسان متفكر و خلاق به نيرويي فراتر از انرژي انسان و دام نيازمند بود تا بتواند توليد محصولات را چند برابر نموده و بعنوان يك كالا روانه بازارِ مبادله سازد. پس از اختراع موتور و ماشين و اتصال ابزار متنوع به آنها، انرژي مكانيكي جاي والاتري در سطوح تأمين انرژي بدست آورد و اين چرخه تا امروز همچنان ادامه دارد و بسوي خودكار شدن ماشينهاي كشاورزي پيش ميرود.

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 17:34 |

 از مزاياي كودهاي شيميايي، بهاي ارزان، كاربرد سهل و آسان، درآمد كاذب كوتاه مدت (بدون توجه به استهلاك سرمايه اصلي يعني خاك و مواد آلي آن) است.
شيوع بيماري ها و آفات متعدد مثلاشيوع آتشك گلابي در باغ هاي گلابي كرج و قزوين، نماتد در مزارع چاي و حتي شانكر مركبات در جنوب كشور عمدتا زاييده مصرف نامتعادل كودها مي باشد.
نظرات بانك جهاني درباره مصرف كودهاي شيميايي در ايران مي تواند مؤيد مصرف نامتعادل كود در كشور باشد كه به شرح زير مي باشد: توزيع نابرابر كودهاي شيميايي، بخش خصوصي جايگاهي ندارد (تقويت بخش خصوصي و فراهم آوردن امكان رقابت فعالانه، ايجاد يك محيط تجاري و حقوقي صحيح و اتخاذ يك خط مشي پايدار و فعال از جانب دولت براي تقويت مشاركت بخش خصوصي)، نظام قيمت گذاري سبب اسراف در مصرف كود شيميايي مي شود، عدم توازن بين كود شيميايي در دسترس و كودشيميايي مورد نياز، ضعف تحقيق در كاربرد كود.
تجارب ساير كشورها در كنترل مصرف كود شيميايي مي تواند به مصرف متعادل كود در كشور كمك كند كه در زير به دو مورد اشاره مي شود: در انگلستان توليد گندم در هر هكتار در حدود 7.5تن تثبيت شده و توليد بيشتر از آن را وزارت كشاورزي صرفا به خاطر مسايل زيست محيطي ممنوع شده است.
انواع كودها و مزايا و معايب سولفات آمونيم:
معايب: پائين بودن درصد مواد غذايي آن (كه حمل و نقل آن را دچار مشكل مي كند)، عدم امكان استفاده در سيستم آبياري تحت فشار به علت گرفتگي نازل ها (تركيب سولفات با يون كلسيم و تشكيل گچ) (ملكوتي، م.ج. 1378).
مزايا: كمتر از ساير كودهاي ازته (نظير نيترات آمونيم) از خاك شسته مي شود، سولفات علاوه بر خاصيت اصلاح كنندگي خاك جذب گياه هم مي شود. سولفت آمونيم بهترين كود ازتي براي خاك هاي قليايي و آهكي ايران شناخته شده است (چون هم اسيدزا است و هم داراي مقداري گوگرد به عنوان ماده غذايي است)
نيترات آمونيم:
معايب: جاذب الرطوبه اي بودن، كلوخه اي شدن، خطر انفجار، (به هنگام انبار، نيترات آمونيم نبايد در مجاورت مواد روغني نگهداري شود. همچنين به دليل جذب رطوبت، درب نايلوني كيسه ها باز نشود) (ملكوتي، م.ج.1378).
مزايا: درصد تلفات تصعيد (به صورت آمونيم) كمتر از اوره است (چون آنيون نگهدارنده آن (نيترات) قوي تر از كربنات (آنيون) موجود در اوره است. ارجحيت مصرف براي درختان ميوه: به دليل دارا بودن دو يون قابل جذب (نيترات و آمونيم بر مصرف اوره ترجيح داده مي شود. در مراتع و ديمزارها مخصوصا در مناطق سردسيري، مصرف نيترات آمونيم بر اوره (در صورت تقسيط) ارحج است. نيترات آمونيم را نمي توان در شاليزارها استفاده نمود (به دليل آبشويي سريع نيترات و عدم نياز برنج به نيترات) تحت چنين شرايطي مصرف آمونيم ترجيح داده مي شود.
مصرف نيتروژن در سبزيجات
تغذيه: گياهان همانطور كه قادرند از راه ريشه نيتروژن موردنياز خود را جذب كنند از راه برگ نيز مي توانند نيتروژن را به صورت آمونيم، نيترات و اوره جذب كنند.
در سبزي هايي كه عمر كوتاه و رشد سريع دارند مانند تربچه كه سي روز از كاشت تا برداشت طول مي كشد يك بار مصرف نيتروژن تكافوي نياز گياه را مي نمايد. در صورتي كه در مورد فلفل كه هشت ماه در زمين است و مرتب محصول مي دهد چند بار مصرف كود ضرورت دارد.
در نواحي مرطوب بهتر است ثلث يا ربع كود نيتروژنه را قبل از كاشت و مابقي را به صورت تقسيط مصرف شود. در سبزي هايي مثل فلفل، بادمجان، گوجه فرنگي و نظاير آن كه در طول فصل رشد محصول مي دهند، بهتر است كود سرك در دو يا سه نوبت مصرف شود.
گياهان كليسم گريز يا گياهاني كه به خاك هاي اسيدي سازش يافته اند و گياهاني كه به پايين بودن پتانسيل اكسيداسيون و احياء خاك سازش يافته اند آمونيم را ترجيح مي دهند. گياهان كلسيم دوست يا گياهاني كه در خاك هاي قليايي با پ هاش بهتر مي رويند نيترات را بهتر مصرف مي كنند. آمونيم بر خلاف نيترات، تنفس ريشه را افزايش مي دهد. در مواقع گرم معمولازيرخاك كردن كودهاي نيتروژنه ضروري است چون حرارت هوا ممكن است باعث تلفات كود شود.
شيره گياهي اخذ شده از دمبرگ گياه بهترين نمايه جهت تعيين وضعيت تغذيه اي نيتروژن گياه است، چرا كه نسبت به نوسانات تامين نيتروژن براي گياه بسيار حساس تر از پهنك است. مقدار عناصر غذايي در گياه حتي الامكان مي بايست درحد متوسط و يا حتي در نيمه بالاتر محدوده كفايت باشد. تحت اين شرايط است كه مي توان اطمينان حاصل كرد كه حتي در حضور تمام عواملي كه منجر به ايجاد اختلال در گياه مي شود احتمال وجود دارد گياهان با تمام عناصر غذايي موردنياز به حد كفايت تغذيه گرديده اند.
براي توصيه كودي نيتروژن، دو روش تجزيه گياه و آزمايش خاك مكمل يكديگرند و بايستي با همديگر استفاده شوند.
كمبود: در خيار و طالبي اولين علايم كمبود نيتروژن روشني رنگ و توقف رشد برگهاست. رنگ سبز طبيعي برگ ها، روشن يا زرد مي شود و در موارد كمبود شديد، تمام كلروفيل از بين مي رود.
شاخه ها باريك شده و سخت و فيبري مي شوند.
ميوه هاي خيار مبتلابه كمبود رنگ روشن داشته و در محل گل، نوك آنها باريك مي شود. ميوه هاي طالبي در صورت كمبود نيتروژن كوچك مي شود. عموما بيشتر مواقع در سبزيجات اول بهار كه بارندگي سنگين است كمبود نيتروژن ظاهر مي شود.
چنين كمبودي ممكن است در مرحله رسيدن محصولات نيز ديده شود. زماني كه درجه حرارت سرد شب ها تجمع كربوهيدرات ها را تسهيل كند اگر نيتروژن كافي فراهم باشد توليد محصول زياد خواهد شد. بارندگي هاي شديد، نيترات خاك را از عمق ريشه شستشو مي دهد و در اعماق پايين پروفيل خاك تجمع مي دهد. پس از پايان فصل بارندگي، نيترات خاك به صورت گاز درآمده و از خاك خارج مي شود.
پس از پايان فصل بارندگي، خاك هايي كه دچار شستشو شده اند ميزان نيترات كمي در اختيار خواهند داشت.
مواد آلي: زماني كه مواد آلي در خاك تجزيه مي شوند اولين فرم معدني نيتروژن كه آزاد مي شود آمونيم است. مواد آلي مثل كاه و كلش باعث كاهش فرم نيتراته در خاك مي شوند (نسبت C.N بالادارند- براي تجزيه شدن نيتروژن خاك را مصرف مي كنند.)
مواد گياهي مثل گراس ها باعث افزايش فرم معدني نيتروژن به ويژه نيترات خاك مي شوند (نسبت C.N پايين دارند). يكي از بزرگترين منافع استفاده از كمپوست، كاهش مصرف آب مورد نياز گياه مي باشد.
حداكثر استفاده از ماده آلي زماني حاصل مي گردد كه دو تا سه هفته قبل از كاشت دانه به خاك داده شود. در شرايط كشت و كار آبي كه زمين پيوسته زير كشت محصول مي باشد، مقدار كمپوست مورد نياز محصولاتي نظير سبزيجات، 25 تن در هكتار برآورد شده است.در مناطقي كه ميزان بارندگي 1250ميليمتر مي باشد مقدار كمپوست مصرفي 12.5 تن در هكتار توصيه مي شود و نواحي خشك (متوسط بارندگي حدود 500 ميليمتر) پنج تن در هكتار و در ديمزارها با مصرف 2.5 تن كمپوست در هكتار در سال مي توان افزايش محصول معني داري به دست آورد.
نيمي از نيتروژن و پتاسيم و تمام فسفر كود اصطبلي در قسمت جامد آن متمركز است. در صورت كمبود كود دامي يكي از بهترين راه هاي جبران تلفات مواد آلي خاك، دادن كود سبز است. در بيشتر مواقع از گياهان خانواده بقولات به عنوان كود سبز استفاده مي شود. غده هاي ريشه هاي يونجه حدود 200كيلوگرم در هكتار نيتروژن هوا را تثبيت مي كنند و شبدر معمولا100 تا 150 كيلوگرم و سويا نصف اين مقدار را تثبيت مي كند. كودهاي سبز به دليل دارابودن رويش فوق العاده و ريشه هاي قوي مي توانند مقدار زيادي از عناصر محلولي را كه در شرايط عادي بر اثر شستشو به اعماق پايين خاك حركت كرده اند جذب كنند.

 
+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در شنبه هفتم فروردین 1389 و ساعت 13:5 |
مقدمه:
کشور ايران داراي منابع و ذخاير بزرگ انرژي است. در حال حاضر بيش از 85 ميدان نفتي کشف شده در کشور وجود دارد و از لحاظ ذخاير گازي، ايران دومين مقام را در ميان کشورهاي جهان دارد. ذخاير گازي باقيمانده در ايران در حدود 2616 تريليون متر مکعب تخمين زده شده است. منابع ديگر انرژي مانند ذغال سنگ و… نيز در کشور به ميزان قابل توجهي وجود دارد.
روند موجود رشد بي رويه مصرف انرژي در کشور، ايران را از يک کشور صادر کننده انرژي به يک کشور وارد کننده تا قبل از افق 1400 تبديل خواهد نمود. براي مقابله با اين تهديد، اجراي راهکارهاي بهينه سازي انرژي و اصلاح الگوي مصرف انرژي ضروري است. بدين ترتيب حضور ايران در بازارهاي بين المللي انرژي نيز براي بلند مدت تضمين خواهد شد. بهينه سازي انرژي يک صنعت پر سود و کم هزينه براي اقتصاد ملي است و ترويج آن اشتغال زايي گسترده اي را به دنبال دارد. ايجاد امنيت انرژي و کاهش آلودگي محيط زيست از ديگر مزاياي اجراي راهکارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است.
با توجه به افزايش مصرف انرژي در ايران، محدود بودن منابع طبيعي، حرکت در راستاي طرح توسعه پايدار و حفظ محيط زيست بايد تا حد امکان از هدر رفتن و تلف شدن انرژي جلوگيري شود. براي اين منظور بايد در زمينه استفاده بهينه از منابع انرژي در کشور ضمن شناخت راهکارهاي مناسب براي کاهش مصرف انرژي قدم هايي برداشته شود. با توجه به نقش حياتي انرژي براي جوامع بشري و نقش بسيار تاثيرگذار انرژي در پيشرفت و توسعه پايدار کشورها، امروزه استفاده بهينه از منابع انرژي جهت رفع نيازهاي جامعه انساني نيازمند روي آوري به مديريت انرژي و بهينه سازي مصرف آن است.
مديريت انرژي عامل تأمين، مصرف بهينه و حفظ انرژي بوده و عبارت است از مجموعه اقداماتي که در جهت کاربرد مؤثر از منابع انرژي موجود صورت مي گيرد که اين اقدامات شامل: صرفه جويي انرژي، مصرف انرژي و جايگزيني منابع انرژي مي گردد. (محمدي‌ اردهالي، 1382)

ضرورت و اهميت:
براي ارزيابي کارايي بهره برداري در مصرف انرژي کشورها، از يک آمار مقايسه‌اي استفاده مي شود که در آن شدت مصرف انرژي در ايران، با چند کشور در حال توسعه و صنعتي جهان مقايسه شده است. آمارهاي داخلي و بين المللي در مورد شدت مصرف انرژي در ايران نشان مي دهد که مصرف انرژي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي ايران در سال‌هاي گذشته، روند فزاينده رو به رشدي را داشته است. بر اساس گزارشي که انجمن جهاني انرژي (World Energy Council) در سال 2008 با عنوان \"سياست هاي بهره وري انرژي در کشورهاي جهان\" منتشر کرده است؛ اطلاعات مقدار توليد ناخالص داخلي انرژي و شدت مصرف انرژي در بازه زماني سال 1990 تا 2006 براي کشور هاي دنيا در يک نمودار ارائه شده است. (WEC, 2008) در اين نمودار کشور جمهوري اسلامي ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين کشورهاي دنيا دارا مي باشد که ادامه اين روند در سال هاي آينده مي تواند براي اقتصاد کشور بسيار بحران آفرين باشد و کشور ايران را از يک کشور صادر کننده به يک کشور وارد کننده منابع انرژي تبديل خواهد کرد.

با توجه به اينکه متوسط شدت رشد انرژي در جهان حدود 4/0 مي باشد، اين رقم در کشور ايران بيش از 6/0 برآورد گرديده است؛ لذا مي توان گفت که در کشور ما پتانسيل بالقوه در بهينه سازي و اصلاح الگوي مصرف انرژي در بخش هاي مختلف تا مرز يک سوم (33%) وجود دارد که درآمد حاصل از اين امر سالانه حدود 5 ميليارد دلار که معادل تمام بودجه عمراني کشور مي باشد، تخمين زده شده است. در حالي که طي دو دهه اخير شدت مصرف انرژي الکتريکي در کشور ما ساليانه حدود 7/0 بوده است، مقايسه آماري نشان مي‌دهد که شدت مصرف انرژي تقريباً 2 برابر شدت رشد انرژي در جهان است. بنابراين، اهميت مديريت انرژي و اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي کشور محرز و انکار ناپذير مي باشد.

بدون شک مسئوليت خطيرکارشناسان بخش انرژي در کشور، طراحي و معرفي راهکارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است؛ به‌گونه‌اي که بدون کاهش رفاه و برخورداري از خدمات انرژي تلفات انرژي کاهش يابد. اين مهم زماني حاصل مي شود که نگاه به انرژي به مثابه سرمايه اي ملي باشد و برخورد علمي با آن جاي خود را به قضاوت‌هاي سليقه‌اي و بخشي ندهد. راهکارهاي اجرايي بهبود و ارتقاء کارآيي انرژي را مي توان در 2 بخش راهکارهاي قيمتي و راهکارهاي غيرقيمتي تقسيم‌بندي نمود. با توجه به اينکه راهکارهاي قيمتي و سياست هاي قيمتگذاري به دليل پيچيدگي هاي خاصي که در اقتصاد ايران وجود دارد بسيار مشکل است و غالباً هم همراه با سعي و خطا بوده و تبعات اقتصادي فراواني را براي جامعه دارا مي باشد، لذا شناسايي راهکارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران مي تواند گزينه مناسب تر و سهل الوصول تري باشد که تبعات اقتصادي منفي کمتري را به همراه خواهد داشت.

يافته هاي تحقيق:

به طور کلي يافته هاي تحقيق حاضر در زمينه راهکارهاي کاربردي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در جمهوري اسلامي ايران در 5 بخش ارائه مي شود:

1- راهکارهاي قوانين و مقررات

دولت مي تواند با وضع قوانين و مقررات خاص در بخش انرژي کشور به اصلاح الگوي مصرف انرژي دست يابد. بخش عمده اين قوانين که در کشور هاي ديگر نيز مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از:

تأسيس نهادهاي کارايي انرژي، برنامه‌هاي ملي کارايي انرژي، اعمال کدهاي ساختماني اجباري و اختياري و تهيه تأييديه‌هاي ساختماني الزامي، برچسب‌‌گذاري استانداردهاي کارايي براي وسايل و تجهيزات، اقدامات مالياتي، يارانه‌هاي تشويقي و محرک هاي پولي.

2- راهکارهاي فرهنگ سازي

فرهنگ عبارت است از مجموعه اي از نمادها، نهادها و روش ها در يک جامعه که تعيين و تنظيم کننده رفتار انسان‌هاي آن جامعه مي باشد. البته اين نمادها ممکن است ناملموس باشند مانند تلقيات، باورها، ارزش ها و غيره. بهسازي فرهنگ مصرف انرژي در حالت کلي تابع موارد يا مؤلفه هاي زير است:

2-1- ارتقاء آگاهي هاي عمومي مصرف کنندگان در مورد انرژي هاي اوليه.

2-2- راهنمايي و هدايت مصرف کننده‌ها در جهت مصرف منطقي و بموقع انرژي.

2-3- بهبود فرهنگ استفاده از وسايل و تجهيزات (دانش فني) مصرف کننده انرژي و رعايت اصول بهره برداري صحيح و نگهداري و تعميرات پيشگرانه وسائل مصرف کننده انرژي.

2-4- آگاهي مصرف کنندگان از روش هاي صرفه‌جويي انرژي در جهت کاهش تلفات آن.

2-5- سازمان هاي دولتي و غيردولتي (خصوصاً سازمان هاي بزرگ) مديريتي به نام \"مديريت صرفه جويي انرژي\" را در واحدهاي خود ايجاد نمايند که وظيفه اش بررسي نحوه مصرف انرژي در سازمان و کاهش اتلاف منابع انرژي با به کارگيري آموزش هاي تخصصي در سازمان مربوطه باشد.

2-6- جايگزيني انرژي الکتريکي با ساير انرژي ها در محيط مصرف.

2-7- ايجاد انگيزه و رغبت مصرف کنندگان در جهت باروري روحيه همبستگي، وفاق، مشارکت و احساس مسئوليت اجتماعي به عنوان تلقيات و باورهاي ارزشي در جامعه.

2-8- ترويج اعتقادات ديني: به عقيده‌ي بسياري از صاحب‌نظران با توجه به نقش عمده فرهنگ و اعتقادات ديني در آموزش پذيري جامعه، راهکار نهايي پايان دادن به بهره برداري بي حد و حصر انسان از منابع طبيعي و ايجاد روحيه‌ي مسؤليت پذيري مشترک جهت حفاظت محيط زيست، احياء فرهنگ هاي اصيل ملل و رويکرد به تعاليم ديني و بهره گيري از رهنمودهاي اديان الهي است.

2-9- افزايش آگاهي مصرف کنندگان در زمينه خريد وسائل مصرف کننده انرژي و مقدار مصرف آن ها.

2-10- تعليم هنجارهاي رفتاري، ارتقاء رشد فکري مردم و اصلاح سبک زندگي مردم در جهت درک ارزش هاي منابع انرژي از طريق رسانه ها، در قالب برنامه ها با مقالاتي که تحت نظر متخصصين با تجربه و آگاه تهيه شود و در عين حال سعي گردد اسراف منابع انرژي به عنوان رفتاري کوته فکرانه و غيرعقلايي به مردم شناسانده شود.

3- راهکارهاي آموزش

به طور کلي راهکارهاي آموزش جهت اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي کشور به 2 بخش آموزش هاي عمومي و آموزش هاي تخصصي تقسيم مي شود.

3-1- آموزش هاي عمومي: دولت بايد در يک برنامه گسترده در رسانه‌هاي گروهي و تبليغاتي و درکتاب هاي درسي ميزان اتلاف منابع انرژي به اطلاع مردم رسانده شود و فرهنگ صرفه جوئي و تلف نکردن منابع انرژي در مردم و به ويژه در نوجوانان و جوانان پرورش داده شده و روش هاي استفاده صحيح از اين منابع به آنان آموخته شود.

3-2- آموزش هاي تخصصي: با توجه به تجربيات کشورهاي موفق و پيشرو و نيز نتايج مطلوب ارزيابي دوره هاي آموزشي تخصصي برگزار شده مديريت انرژي براي کارشناسان و مديران انرژي در برنامه هاي پنج‌ساله دوم و سوم توسعه کشور، ضرورت استمرار و ارتقاء اين دوره هاي بنيادين به صورت آموزش هاي تخصصي و کاربردي مديريت انرژي در کشور به اثبات رسيده است. برخي از نتايج حاصل از برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي مديريت انرژي در کشور عبارتند از:

•انتقال دانش و فرهنگ بهينه سازي انرژي.

•انتقال دانش در خصوص تکنولوژي هاي نوين بهينه سازي انرژي در تمامي بخش هاي مصرف.

•فرهنگ سازي در صنايع کشور به منظور استفاده بهينه از انرژي.

•اجراي اقدامات بدون هزينه و کم هزينه فراوان کاهش مصرف انرژي در صنايع کشور.

•کاهش مصرف ويژه انرژي (SEC) و هزينه هاي انرژي در صنعت کشور. (مرکز ملي آموزش مديريت انرژي، 1385)

4- راهکارهاي کاهش تلفات انرژي

بخشي از انرژي داخلي که استخراج گرديده و يا بدون پالايش و تبديل مورد استفاده قرار مي گيرند را انرژي اوليه (Primary Energy) مي گويند. به عبارت ديگر، ان رژي اوليه صورتي از انرژي است که در طبيعت در دسترس مي باشد. انرژي اوليه شامل نفت خام، گاز طبيعي غني، مايعات گازي، زغال سنگ سخت، برق آبي، انرژي هسته اي، انرژي خورشيدي، انرژي زمين گرمايي و سوخت هاي سنتي مي باشد.

همچنين انرژي نهايي (Final Energy) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف کننده در بخش هاي مختلف است که از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (Derived Energy) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) که پس از کسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف کننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي که در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:

انرژي نهايي + تلفات تبديل (Transformation Losses) + تلفات انتقال و توزيع (Transmission and Distribution Losses) = انرژي اوليه

در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود که بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف کننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد که اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به کارگيري راهکارهايي اين اتلاف را کاهش داد. اگرچه ممکن است برخي از اين راهکارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي که در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذکر شده براي چرخه اقتصاد کشور، طي يک دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.

براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي کشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استحکاک زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي که با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استحکاک کمتر موجب کاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه مي‌گردد.

همچنين براي مثال به دليل اينکه تلفات انرژي در انتقال گاز کمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينکه در مناطق نفت خيز جنوب کشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديک آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار کمتر خواهد شد.

5- راهکارهاي بهره گيري از انرژي هاي تجديدپذير

در سال‌هاي آتي به دليل بحران‌هاي سياسي، اقتصادي و مسائلي نظير محدوديت دوام منابع تجديد‌پذير، نگراني‌هاي زيست‌محيطي، ازدياد جمعيت و رشد اقتصادي؛ تأمين تقاضاي انرژي از مباحث کلي مي‌باشد که برنامه‌ريزان انرژي را در يافتن راه‌کارهاي مناسب جهت استفاده بيشتر از انرژي‌هاي تجديدپذير در صورت موجود بودن پتانسيل در منطقه و اقتصادي بودن استفاده از آن جهت کاهش مصرف انرژي هاي فسيلي، به اين امر سوق خواهد داد که در برنامه‌هاي آتي به کارگيري اين نوع انرژي با تأمل بيشتري بررسي گردد. انرژي‌هاي نو شامل انرژي بادي، خورشيدي، بيوماس و بيوگاز، انرژي هيدروژني، زمين گرمايي، انرژي آبي و جزر و مد دريا مي‌باشند که در ادامه وضعيت اين انرژي ها در ايران بررسي مي‌گردد:

5-1- انرژي‌هاي بادي

ايران کشوري با باد متوسط است که برخي از مناطق آن باد مناسب و مداومي براي توليد برق دارد. از انرژي‌هاي بادي جهت توليد الکتريسته و نيز پمپاژ آب از چاه‌ها و رودخانه‌ها، آرد کردن غلات، کوبيدن گندم، گرمايش خانه و مواردي نظير اين‌ها مي‌توان استفاده نمود. لکن هزينه غير اقتصادي استفاده از اين انرژي به خصوص در ماشين‌هاي بادي، به کارگيري از اين انرژي را محدود ساخته است.

5-2- انرژي خورشيدي

با توجه به اولويت‌هاي اقتصادي، تکنولوژي ساخت و مشخصه‌هاي خاص هر يک از نيروگاه‌هاي خورشيدي، عمدتاً دو نوع نيروگاه خورشيدي دودکش و سهموي خطي براي شرايط ايران مورد تحليل اقتصادي قرار گرفته است.کشور ايران روي کمربند خورشيدي جهان قرار گرفته است و يکي از کشورهايي است که از تابش نور خورشيد با قدرت و توان مطلوب برخوردار مي‌باشد. با توجه به اينکه ايران کشور کوهستاني است و اکثر نقاط آن در ارتفاعي بالاتر از 1000 متر از سطح دريا واقع شده‌اند، توان دريافتي از تابش نور خورشيد آن بيشتر خواهد بود. طرح‌هاي خورشيديدر ايران شامل نيروگاه دريافت کننده مرکزي، سهموي خطي و سيستم فتوولتاييک و آبگرمکن‌هاي خورشيدي مي‌باشند. (سازمان بهينه سازي مصرف سوخت کشور، 1382، ص68)

5-3- بيوماس و بيوگاز

زيست توده، اصطلاحي در زمينه انرژي براي توصيف کليه محصولات ناشي از فتوسنتز در ميان انوع منابع تجديدپذير مي‌باشد که برخي از آنها عبارتند از:

5-3-1- محصولات و ضايعات کشاورزي

سالانه مقدار زيادي محصولات کشاورزي توليد مي‌گردد و ضايعات آن نيز بسيار زياد مي‌باشد که بسياري از آنها مجدداً استفاده نمي‌گردد. از يک لحاظ ضايعات کشاورزي را مي‌توان به دو دسته تقسيم کرد. ضايعات حاصل در مزارع يا کشتزارها و يا خارج از مزارع. ضايعات حاصل در مزارع به عنوان کود مورد استفاده واقع مي‌شوند؛ ولي فرآورده‌هاي انرژي‌زاي مهم که از محصولات و ضايعات کشاورزي به دست مي‌آيند الکل و بيوگاز مي‌باشند.

5-3-2- ضايعات و فاضلاب‌هاي صنعتي

اين مورد شامل پساب‌هاي کارخانجات مختلف مثل صنايع نساجي، الکل‌سازي،چوب و کاغذ و پساب صنايع غذايي مانند آب پنير، ملاس و تفاله ميوه‌ها مي‌باشد. در پساب کارخانجات مذکور ميزان زيادي زيست‌ توده وجود دارد که از آنها براي توليد انرژي و غذاي دام مي‌توان استفاده کرد. در مورد توليد انرژي بيشتر مسئله توليد الکل از اين پساب مطرح است. در ايران مقادير زيادي تفاله و ضايعات ميوه توليد مي‌شود که دفع آن مشکلات زيست محيطي فراواني را ايجاد کرده است.

5-3- ضايعات جامد، فاضلاب‌ها و فضولات دامي

ضايعات جامد شهري، زباله‌ها را شامل مي‌شوند که شامل دو نوع، زباله‌هاي معمولي و ويژه مي‌باشند.

الف) زباله‌هاي معمولي، مانند زباله‌هاي منازل، زباله‌هاي حجيم خانگي، زباله‌هاي غيرآلوده بيمارستاني، زباله باغ‌ها و گلخانه‌ها و زباله بخش کسبه و ادارات مي‌باشد.

ب) زباله‌هاي ويژه، مانند زباله‌هاي صنعتي، نخاله‌هاي ساختماني، لاستيک‌هاي فرسوده، مواد راديواکتيو و زاله‌هاي آلوده بيمارستاني.

بهترين روش براي حذف ضايعات جامد و استفاده بهينه از آنها تهيه کمپوست است که توسط ميکروارگانيسم‌‌هاي مختلف در حضور رطوبت و گرما در شرايط هوازي صورت مي‌گيرد. با حجم بسيار زياد زباله شهرهاي بزرگ در ايران، روش کمپوست مقرون به صرفه خواهد بود. در کشورهاي مختلف از روش‌هاي گازي کردن و پيروليز جهت تبديل ضايعات جامد به گاز استفاده شده است. گاز ايجاد شده در ژنراتورها و توربين‌هاي بخار نهايتاً به برق تبديل شده و مورد استفاده قرار گرفته است. پسماندهاي آشپزخانه منبع مناسبي براي توليد بيوگاز هستند. بيوگاز حاصل، مي‌تواند جايگزين سوخت‌هاي فسيلي آشپزخانه گردد.

5-4- انرژي زمين گرمايي

انرژي زمين گرمايي از حرارت حاصل از تجزيه مواد راديواکتيو، هسته مذاب کره، کوهزايي و واکنش‌هاي درون زمين سرچشمه مي‌گيرد. موقعيت مخازن انرژي زمين گرمايي اکثراً بر کمربند زمين لرزه جهان منطبق مي‌باشند. بنابراين با توجه به اينکه ايران روي کمربند زلزله قرارداد پتانسيل قابل توجهي در اين زمينه برخوردار است. وجود کوه‌هاي آتشفشاني و چشمه‌هاي آب گرم در اکثر نقاط ايران، نشان‌دهنده پتانسيل زمين‌ گرمايي ايران است.

5-5- انرژي هيدروژني

الکتريسته و حرارت مورد نياز براي توليد هيدروژن به روش‌هاي متفاوت (الکتروليز، ترموشيميايي، فتوليز و ترموليز) به وسيله منابع انرژي تجديدپذير گوناگون قابل تهيه مي‌باشد. براي توليد هيدروژن انرژي به صورت الکتريسته و يا به صورت حرارت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از انرژي هيدروژني از طريق آب با استفاده از روش الکتروليز قليايي يا استفاده از ذخيره‌سازي مي‌توان به عنوان سوخت وسايل نقليه، سوخت نيروگاه‌ها و مصرف انرژي در بخش خانگي استفاده نمود. با استفاده از انرژي زمين‌گرمايي مي‌توان از انرژي هيدروژني توليدي از طريق الکتروليز پيشرفته از نوع بخار آب با درجه حرارت بالا جهت مصرف در بخش‌هاي حمل و نقل، صنعتي و گرمايش در بخش خانگي و تجاري استفاده نمود. به کارگيري انرژي خورسيدي جهت توليد انرژي‌هاي هيدروژني با استفاده از الکتروليز قليايي در بخش حمل و نقل به کار گرفته مي‌شود و همچنين با استفاده از هيدروژن آزاد شده از طريق پيل سوختي مي‌توان برق نيز توليد نمود.

5-6- انرژي هسته‌اي

در ايران تاکنون جهت توليد برق از انرژي اتمي استفاده نشده است؛ در صورتي که با توجه به تجديد پذير بودن انرژي هسته اي و مهيا بودن تمام مواد اوليه آن در ايران، امکان به کارگيري گسترده آن در شبکه برق کشور وجود دارد. از طرفي در مقايسه با ديگر انرژي هاي تجديد پذير، در صورت وجود مواد اوليه و فناوري هاي مورد نياز، انرژي هسته اي مي تواند انرژي الکتريسته بيشتر و ارزان تري را وارد شبکه برق هر کشوري نمايد.

6- احياء و به روز رساني شيوه هاي سنتي بهره مندي از انرژي

يکي ديگر از راهکارهاي برخواسته از فرهنگ بومي جهت اصلاح الگوي مصرف انرژي در کشور؛ استفاده از انرژي هاي پاک به روش روش هاي سنتي مي باشد. در فرهنگ بومي و ملي ايرانيان روش هاي متعددي جهت بهره برداري از انرژي هاي پاک ابداع شده است که بازشناسي و به روز رساني آنها مي تواند در اصلاح الگوي مصرف انرژي در کشور مؤثر باشد.

براي مثال احياء غنوات که در گذشته بسيار مرسوم بوده است و مي توان بدون مصرف انرژي الکتريکي؛ زمين هاي کشاورزي را آبياري نمود. احياء آسياب هاي آبي؛ احياء سيستم هاي بادگيري خنک کننده در خانه هاي قديمي شهر يزد؛ استفاده از اختلاف سطح رودخانه ها و به کارگيري دينام در توليد الکتريسته و غيره از ديگر روش هاي استفاده از انرژي هاي پاک به روش سنتي مي باشند.

جمع بندي و پيشنهادات:

روند مصرف انرژي در کشورهاي در حال توسعه نشان مي‌دهد که رشد جمعيت،‌ توسعه فني، اقتدار سياسي،‌ استقلال ملي و شکوفايي فرهنگي رابطه مستقيمي با مصرف انرژي دارد. اين در حالي است که رشد مصرف انرژي و افزايش نياز به انرژي از يک سو و محدوديت‌هاي ذخاير و پايان پذير بودن منابع انرژي فسيلي و مشکلات زيست محيطي ناشي از مصرف اين منابع از سوي ديگر، دلايل قابل توجهي است که ضرورت صرفه جويي مصرف انرژي در جوامع بشري را يادآور مي‌شود.

درکشور جمهوري اسلامي ايران با وجود اينکه بر اساس اعتقادات ديني جامعه صرفه جويي و دوري از اسراف يک امر پسنديده و واجب محسوب مي شود، منتها ارزان بودن قيمت حامل‌هاي انرژي و در دسترس بودن انواع منابع انرژي سبب شد تا جامعه ما با تاخير قابل توجهي به ضرورت بهينه سازي مصرف انرژي بيانديشد. با اين وجود آنچه مسلم است اتخاذ راهکارهاي مناسب براي جلوگيري از اتلاف و مصرف بي‌رويه انرژي و اصلاح الگوي مصرف در کشور نيز روز به روز بيشتر احساس مي‌شود، چرا که جلوگيري از به هدر رفتن سوخت‌هاي فسيلي، علاوه بر دستيابي سريعتر به توسعه پايدار و حفظ منابع براي نسل هاي آينده،کاهش آلودگي محيط زيست که يکي از معضلات اصلي جوامع امروز است را نيز در پي خواهد داشت و با توجه به اقدامات جهاني در زمينه کاهش آلاينده ها اين خود عامل ديگري براي تلاش هر چه بيشتر در اين زمينه بشمار مي‌رود.

دستاوردهاي تحقيق حاضر مي تواند گامي مثبت در جهت اتخاذ سياست ها و راهکارهاي غير قيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران باشد که براي تحقق اين امر مهم لازم است:

1.راهکارهاي پيشنهادي که در يافته هاي اين تحقيق بيان شده است، بطور جدي مورد توجه دستکاه هاي مربوطه قرار گيرد.

2.با توجه به دستيابي ايران به انرژي هسته‌اي جهت بهره مندي از مناسب ترين انرژي تجديدپذير در ايران، ايجاد نيروگاه هاي هسته‌اي با اولويت در برنامه‌هاي دولت قرار گيرد.

3.با توجه شرايط جغرافيايي و ميدان تابش آفتاب در ايران موضوع انرژي خورشيدي نيز با جديت دنبال گردد.

4.با توجه به اعتقادات و باورهاي مذهبي و پايبندي مردم به نظرات علما و مراجع ديني، توصيه‌هاي شرعي در مورد صرفه‌جويي در مصرف انرژي به مردم داده شود.

5.دشواري توليد و عرضه انرژي اوليه و اهميت اصلاح الگوي مصرف انرژي و صرفه‌جويي در آن، در مدارس، دانشگاه ها و مراکز علمي و همچنين از طريق رسانه‌‌هاي جمعي بطور مرتب و با شيوه‌ها مناسب اطلاع رساني شود.

6.اهميت حفظ سلامت انسان و محيط زيست که با مصرف بي‌رويه انرژي به مخاطره افتاده و همچنين خطراتي که با روند صعودي موجود مصرف انرژي متوجه مردم ايران است را از نظر اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... به مردم اطلاع رساني شود.

منابع و مآخذ:

1.وزارت نيرو. (1385). \"آمار و نمودارهاي انرژي ايران و جهان 1385\" ، دفتر برنامه ريزي کلان برق و انرژي وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران

2.عشقي ملايري، بهروز. (1384). \"مجموعه مقالات دومين کنفرانس روش هاي پيشگيري از اتلاف منابع ملي\" ، تهران: فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران، صص.613-618.

3.سازمان بهينه سازي مصرف سوخت کشور. (1382). \"اطلاعات انرژي کشور 1380\" ، ايران، تهران: واحد توليد نشر ذره.

4.محمدي‌ اردهالي، مرتضي. (1382). \"مفاهيم بهينه‌سازي مصرف انرژي\"، مجله اقتصاد انرژي، شماره آبان 1381، ايران.

5.مقدم، محمدرضا. (1383). \"اصلاح سبد انرژي ايران تا سال 1400\" ، ايران، تهران: انتشارات نگاه شرقي سبز.

6.مرکز ملي آموزش مديريت انرژي (NTCEM)، (1387). \"معرفي مرکز ملي آموزش مديريت انرژي در صنعت کشور\"، معاونت امور برق و انرژي وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران.

7.ECO, (2001). ECO Regions Energy Conservation and Efficiency Workshop, Ankara, Turkey, October 2001
8.ERI (Energy Research Institute), (2000). “Thailand Energy Strategy and Policy”, Chulalongkom University, Bangkok, Thailand.
9.NEPO, (2002) b. “Outcome of the Energy Conservation Program Implementation During the Fiscal Period 1995-1999”, National Energy Policy Office: Office of the Prime Minister of Thailand
10.RCEP, (1998). “Prospects for Energy Saving and Reducing Demand for Energy in the UK.”, Royal Commission Environmental Pollution.
11.Soest D.van and E.H.Bulte, (2001). “Does the Energy-Efficiency Paradox Exist? Technological Progress and Uncertainty”, Environmental & Resource Economics, 18(1), pp.101-112.
12.Uyterlinde M.A., et.al, (1999). “Integrated Evaluation of Energy Conservation”, National Report for the Netherlands, Energy Research Center of the Netherlands, Report No. ECNC-99-005.
13.World Energy Council(WEC), (2001) a. “Energy Efficiency Policies and Indicators”, a Report by the Word Energy Council, October 2001, London, United Kingdom.
14.World Energy Council(WEC), (2008). “Energy Efficiency Policies around the World: Review and Evaluation Executive Summary”, a Report by the Word Energy Council, London, United Kingdom, ISBN: 0 946121 30 3.
+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در شنبه هفتم فروردین 1389 و ساعت 12:56 |

 

 اثر مقادیر مختلف پرتو گاما بر روی رشد و نمو گیاه تك لپه گندم و دو لپه لوبیا :

افزایش روز افزون جمعیت بشری یكی از معضلات دنیای متمدن امروزی است كه خود مشكلات جدیدی از جمله كمبود مواد غذایی در اكثر نقاط جهان و بخصوص كشورهای در حال توسعه به همراه داشته است.

در تامین غذا برای چنین جمعیت در حال رشدی، كشت گیاهان زراعتی گندم(گیاه تك لپه) و لوبیا (گیاه دو لپه) به دلیل دارابودن ارزش غذایی بالا اهمیت ویژه أی پید كرده است. در این تحقیق با استفاده از تیمار بذرهای گندم(رقم مهدوی) و لوبیا (رقم لوبیا سفید دانشكده) و مقادیر مختلف پرتو گاما (صفر، ۵۰، ۱۰۰، ۱۵۰، ۲۰۰، ۲۵۰، ۳۰۰، ۳۵۰، ۴۰۰ گری) تغییرات مورفولوژیكی و برخی از پارمترهای رشد (ارتفاع گیاه، سطح برگ، تعداد برگ، وزن تر و خشك اندام هوایی، وزن خاكستر اندام هوایی، مقدار خاكستر اندام هوایی، خاكستر اندام هوایی، مقدار فسفر و پتاسیم گیاه، تعداد سنبله و تعداد دانه در هر گیاه، وزن دانه، درصد جوانه زنی و رشد بذر) مطالعه گردید. برای هر تیمار مذكور سه تكرار در نظر گرفته شد و در هر تكرار(هرگلدان) پانزده بذر كاشته شد. قبل از اعمال هر تیمار بذرها به دو گروه خشك و مرطوب تقسیم بندی شدند. میزان رطوبت در بذرهای گندم بین ۱۴-۱۲ درصد و در لوبیا بین ۵/۱۳-۱۳ درصد در نظر گرفته شد. شرایط كاشت و آبیاری در هر یك از ارقام مورد آزمایش یكسان در نظر گرفته شد.

پس از رشد گیاهان نسل والد و تولید خوشه (در گندم) و لگوم(در لوبیا) بذرهای حاصل از آنها بدون اینكه عملیات پرتوتابی راپشت سر بگذارند، در شرایطی همانند والدین كاشته شدند. در گیاهان نسل M۱ نیز تغییرات مورفولوژیكی و برخی از پارامترهای رشد بررسی گردید.

در تمام صفات مورد مطالعه با افزایش مقدار پر تو، پارامترهای رشد كاهش می یابد. به نظر می رسد كه در مقادیر بالا پرتو شدت نقص های كروموزومی و فیزیولوژیكی بیشتر شده باشد. از جمله تغییرات مورفولوژیكی در گندم باریك شدن برگها و كوتاه شدن میانگره ها رامی توان ذكر كرد كه در مقادیر ۱۵۰ و ۳۰۰ گری پرتو گاما در نسلهای M و M۱مشاهده می شود. این تغییرات در گیاهان حاصل از بذرهای مرطوب لوبیا به صورت تقسیم لپه به سه یا چهار قسمت با اندازه نامساوی، تغییر شكل برگی، رشد نامتعادل پهنك و كلروز برگی در مقادیر ۲۵۰ تا ۳۰۰ گری در گیاهان حاصل از بذرهای خشك در مقادیر ۵۰ گری پرتو گاما نمایان است.

مطالعه پارامترهای رشد در گیاهان نسل M گندم و لوبیا نشان می دهد كه مقادیر ۱۰۰ و ۱۵۰ گری پرتو گاما موجب افزایش عملكرد گیاه می گردد. مطالعه پارامترهای رشد در گیاهان M۱ و مقایسه آن با نسل M نشان داد كه از نظر درصد رشد، سطح برگ، تعداد برگ تفاوتی بین نسلها وجود ندارد. در حالیكه ارتفاع گیاهان حاصل از بذرهای مرطوب در نسل M در مقادیر بالاتر از ۱۵۰ گری و در نسل M۱ در مقادیر بالاتر از ۲۰۰ گری كاهش معنی داری راو نسبت به شاهد نشان می دهد. همچنین وزن تر اندام هوایی در گیاهان حاصل از بذرهای مرطوب در نسل M در مقادیر ۲۰۰ گری و در نسل M۱در مقادیر ۱۰۰ و ۲۰۰ گری افزایش معنی داری در مقایسه با شاهد نشان می دهد.

وزن خشك اندام هوایی در گیاهان نسل M۱ در مقایسه با نسل M كاهش داشت ولی در مقدار ۳۰۰ گری پرتو گاما استثنائاً افزایش چشمگیری رانشان داد . به نظر می رسد كه وقوع موتاسیون چنین تغییری راموجب شده است. البته اثبات صحت و یا سقم فرضیه فوق نیاز به مطالعات بیشتر در نسلهای بعدی دارد، مقایسه نتایج حاصل از گیاهان نسل M و M۱ لوبیا نشان می دهد كه در دو نسل درصد رشد، سطح برگ، ارتفاع گیاه و وزن خشك از یك روند مشابهی تبعیت می كند. در گیاهان نسل M وزن تر اندام هوایی در مقادیر بالاتر از ۱۵۰ گری كاهش معنی داری در مقایسه با شاهد دارد در حالیكه در مقادیر ۵۰ تا ۱۵۰ گری تعداد برگ نسبت به شاهد افزایش معنی داری رادارد.

در حالیكه در نسل M۱ وزن تر اندام هوایی در مقادیر بالاتر از ۱۰۰ گری كاهش معنی داری نسبت به شاهد داشته در حالیكه تعداد برگ در مقدار مذكور افزایش معنی داری رادر مقایسه با شاهد.

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در شنبه هفتم فروردین 1389 و ساعت 12:46 |

 

مقدمه:

سال 1388 از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نام‌گذاری شده است. لذا حرکت به سوی فرهنگ مصرفی بهینه امکان توجه تخصصی به سایر جهت‌گیریها اعم از سرمایه‌گذاری و غیره را فراهم می‌کند که موجب رشد و توسعه اقتصادی جامعه می‌شود که البته خود بستگی به اصلاح ساختار فکری و فرهنگی جامعه دارد. بنابراین در این راستا ابعادی از اصلاح الگوی مصرف در سازمان‌ها و ادارات دولتی با تاکید بر بخش کشاورزی تشریح می‌گردد تا مسئولین بهتر بتوانند در باره این موضوع برنامه‌ریزی نمایند.

مستندات قانونی:

    * ماده 65 قانون برنامه چهارم توسعه: دولت موظف است نسبت به تدوین اصول توسعه پایدار بوم شناختی، به وپژه در الگوهای تولید و مصرف و دستورالعمل‌های بهینه سازی مربوطه اقدام نماید. دستگاههای مرتبط موظف به رعایت اصول و دستورالعمل‌های مذکور در طرحها و برنامه‌های اجرایی خود می‌باشند.
    * ماده 66 قانون برنامه چهارم توسعه: کلیه دستگاههای اجرایی و موسسات و نهادهای عمومی غیردولتی موظفند جهت کاهش اعتبارات هزینه‌های دولت، اعمال سیاست‌های مصرف بهینه منابع پایه و محیط‌زیست، برای اجرای برنامه مدیریت سبز شامل: مدیریت مصرف انرژی، آب، مواد اولیه و تجهیزات ( شامل کاغذ )، کاهش مواد زائد جامد و بازیافت آنها ( در ساختمان‌ها و وسائط نقلیه )، طبق آیین‌نامه‌ای که توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست و معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری با همکاری دستگاه‌های ذیربط تهیه و به تصویب هئیت وزیران خواهد رسید، اقدام نماید.
    *   بند الف ماده 18 قانون برنامه چهارم توسعه: دولت مکلف است سرمایه‌گذاری لازم به منظور اجرای عملیات زیر بنایی آب و خاک و توسعه شبکه‌های آبیاری و زه کشی در دو میلیون هکتار از اراضی کشاورزی دارای آب تامین شده را فرآهم نماید.
    * بند ﻫ ماده 18 قانون برنامه چهارم توسعه: حمایت از گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی به نحوی که درصد محصولات فرآوری شده حداقل به میزان دو برابر وضع موجود افزایش یافته و موجبات کاهش ضایعات به میزان پنجاه درصد فراهم گردد.
    * بند ط ماده 18 قانون برنامه چهارم توسعه: نوسازی باغات موجود و توسعه باغات با اولویت در اراضی شیبدار و مستعد به میزان یک میلیون هکتار با تامین منابع ارزان قیمت و در راستای توسعه صادرات.

    ساختار مناسب: دولت در هر سازمان اقدام به سازماندهی یک تشکل می‌نماید که وظیفه دارد، برای اصلاح الگوی مصرف همکار برنامه‌ریز، مجری، ناظر و کنترل کننده باشند.

     راهکارهای مناسب: راهکارهای مناسب جهت مدیریت صحیح  اصلاح الگوی مصرف درسه  بخش جداگانه به شرح زیر بررسی می‌گردد:

الف) اصلاح برخی شیوه‌های رایج در عرصه کشاورزی

١- تسریع در انتقال یافته‌های تحقیقاتی از طریق تشکل‌های غیردولتی و توانمند با پوشش وسیع در کل کشور

2- توانمند سازی و سازماندهی تشکل‌های فعال در زیربخش کشاورزی از زنجیره تولید تا بازاریابی محصولات کشاورزی در عرصه داخلی و خارجی

3- بهینه سازی مصرف کود و سم

    * انجام آزمون خاک و تعیین نیاز کودی هر منطقه به منظور بهینه کردن مصرف کود شیمیایی
    * کوددهی به مزارع بر اساس توصیه‌های کودی
    * استفاده از کودهای آلی
    * استفاده از کودهای حیوانی به منظور حفظ و تقویت بافت خاک
    * اجرای روشهای مبارزه تلفیقی با آفات و بیماریهای گیاهی
    * مصرف سموم بر اساس دستورالعمل‌های ارائه شده توسط مروجین و کارشناسان ذیربط
    * کشت ترکیبی و استفاده از ارقام مقاوم به آفات و بیماریها
    * استفاده از روشهای مبارزه بیولوژیک با آفات و بیماریهای گیاهی

4- بهینه سازی مصرف آب با اجرای روش‌های آبیاری تحت فشار

    * اجرای روشهای آبیاری تحت فشار
    * توسعه کشتهای هیدروپونیک
    * استفاده از تجهیزات مدرن پمپاژ و انتقال آب
    * اجرای شبکه‌های لوله گذاری
    * اجرای طرح‌های کوچک تامین آب
    * پوشش انهار سنتی
    * تجهیز و نوسازی اراضی شامل:
    * یکپارچه سازی اراضی و تسطیح آن
    * اجرای طرح‌های آبخیزداری و مهار آب در سر شاخه‌ها
    * استفاده از آبهای نامتعارف جهت آبیاری
    * اجرای روشها ی علمی کم آبیاری

5- استفاده از شیوه‌های نوین خاک‌ورزی بخصوص خاک‌ورزی حفاظتی

6- کاهش و بهینه سازی مصرف سوخت‌های فسیلی

    * برقی کردن چاههای کشاورزی
    * جایگزینی انرژی باد به جای سوختهای فسیلی در پمپاژ آب کشاورزی
    * جایگزینی ماشین آلات فرسوده و کم بازده با ماشین آلات مدرن
    * توسعه مکانیزاسیون و افزایش ضریب مکانیزاسیون در کلیه فعالیتهای کشاورزی
    * اصلاح تکنیک‌های کاشت، داشت و برداشت
    * استفاده از انرژی بیوماس در تولید انرژی حرارتی در روستاها

7- استفاده از سوخت‌های پاک و جایگزین

8- کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای

9- استفاده از روش‌های مناسب برای کاهش ضایعات در محصولات کشاورزی

    * استفاده از روشهای مدرن برداشت و بسته بندی و توزیع محصولات کشاورزی به منظور کاهش تولید ضایعات
    * مدیریت صحیح ضایعات و پسماندهای کشاورزی
    * استفاده از ماشین آلات پیشرفته بذر پاشی به منظور کاهش تلفات بذر در حین عملیات کاشت
    * استفاده از بذر بوجاری شده و مرغوب
    * توسعه صنایع تبدیلی تکمیلی و فرآوری محصولات کشاورزی به منظور کاهش تلفات محصولات

10 - مدیریت پسماندها و بقایای گیاهی در عرصه کشاورزی

 11 - تدوین برنامه‌های آمایش سرزمین و ارزیابی توان تولید مناطق مختلف کشور و تعیین الگوی مناسب کشت.

 12- بازچرخانی پساب و فاضلاب تصفیه شده در بخش کشاورزی

 13 - بکارگیری استانداردهای تولید و توزیع محصولات کشاورزی

   ب) افزایش کارآیی و اثر بخشی در محیط‌های اداری

    * هدایت یافته‌های تحقیقاتی به سمت اقتصادی کردن و مشتری مداری آن
    * شروع فعالیت‌ها در راستای خصوصی سازی و اجرای اصل 44 قانون اساسی با برنامه‌ریزی سالیانه کاهش مسئولیت دولتی در یک برنامه 10 ساله
    * ایجاد اتاق‌های فکر مجازی با طرح موضوعات مختلف با هدف کاستن از جلسات حضوری و غیرضروری که صرفه جویی کلان در هزینه‌ها و زمان را در بر دارد.
    * اعزام کارشناسان به کشورهای نیازمند که فاقد توان کارشناسی برای توسعه فعالیتهای بخش کشاورزی می‌باشند. ( در حوزه‌های آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین)
    * تهیه بانک اطّلاعات کلیه کارکنان در بخش کشاورزی شاغل و غیر شاغل ( بازنشسته ) در وب‌گاه هر دستگاه از طریق تشکیل اتاق‌های فکر مجازی به منظور برخورداری از خرد جمعی در تصمیمات.
    * تهیه بانک اطّلاعات موضوعی و محصولی که با تغییر و تحولات در نیروی کارشناسی  یا  مدیریتی از دوباره کاری‌ها و موازی کاری‌ها جلوگیری به عمل آید.
    * توافقنامه با دانشگاههای کشور و بخش خصوصی در بر پایی تورهای علمی – تخصصی و برگزاری همایش‌ها و نشست‌ها و همچنین اختصاص فضا در دستگاههای اجرایی برای ارتباط بهتر اساتید دانشگاه و کارشناسان و متخصصین بخش اجرا.
    * استفاده از ساختمان موزه بصورت آزاد برای کسب درآمد.

ج ) دستورالعمل‌های اجرایی

    * سفر‌های کاری: در مورد ارائه دستورالعمل در زمینه جابه جا شدن کارکنان در سطح شهرها، ماموریت‌ها و حمل و نقل کالاهای مورد نیاز هر سازمان، می‌توان این موضوع را به چند زیر مجموعه به شرح زیر تفکیک نمود:
    * سرویس اداری شبکه حمل و نقل عمومی شهری
    * اتومبیل شخصی
    * تعاونی اتومبیل
    * تاکسی خطی
    * آژانس
    * مسافرکش
    * دوچرخه
    * پیاده

    مصرف انواع انرژی: صرفه جویی در انرژی و وقت کارکنان در هر یک از روش‌های جابه جا شدن می‌تواند به عنوان دستور جلسه در جلسات سازمان‌ها بررسی شده و بهینه یابی گردد.

    *    در این زمینه زیر ساخت‌های بسیاری باید توسط دولت اجرا گردد، از جمله:
    *    تهیه کارت ماهیانه اتوبوس و مترو، ایجاد پارکینگ‌های جانبی مجهز به سرویس اداری و گسترش معابر سبز در سطح سازمان‌ها.
    * استفاده بهینه: بازبینی مستمر، اصلاح دائمی مسیر شبکه سرویس‌ها و کنترل پیگیر ظرفیت آن‌ها.
    * صرفه جویی: جایگزین نمودن مسیرهای غیر کارا با ایجاد سرویس مشترک با سازمان‌های هم مسیر
    * تعاونی اتومبیل:
    * استفاده بهینه: تشویق کارکنان به تشکیل تعاونی‌های اتومبیل، جهت بهره‌گیری از یک خودرو توسط چند همکار.
    * صرفه جویی: کارکنان ( حداقل ) به عدم انجام سفرهای کاری به صورت تک سرنشین تشویق خواهند شد.
    * تاکسی خطی:
    * استفاده بهینه: طراحی جامع شبکه تاکسی‌های خطی، جهت پوشش کامل مسیرهائی که نه اتوبوس دارد و نه تاکسی رو می‌باشند.
    * صرفه جویی: حذف  تدریجی سوء استفاده کنندگان از این ناهماهنگی‌ها و رفاه مردم به خصوص قشر کارکنان دولتی.
    * آژانس:
    * استفاده بهینه: صدور پروانه شرکت‌های کرایه اتومبیل تحت برنامه ریزی غیر متمرکز و جامع که تمام سطح شهر را پوشش دهد.
    * صرفه جویی: این شبکه در بسیاری موارد توانسته و می‌تواند جایگزین استفاده از خودرو شخصی گردد که مثبت است.
    * مسافرکش:
    * استفاده بهینه: تهیه شناسنامه کاری و به کارگیری این افراد نیازمند ( دارای خودرو ) در شبکه توسعه پایدار تاکسی خطی در سراسر شهر.
    * صرفه جویی: با حذف این خودروهای بدون برنامه مخل ترافیک می‌توان در مصارف و هزینه‌های شهروندان و جامعه صرفه جویی بسیار نمود.
    * دوچرخه:
    * استفاده بهینه: طراحی و اجرای سرویس‌های دوچرخه توسط بخش خصوصی تحت نظارت می‌تواند بسیاری از کارکنان را جذب کند.
    * صرفه جویی: با طراحی شبکه معابر دوچرخه رو به گسترش فرهنگ دوچرخه سواری دستاوردهای بسیاری حاصل خواهد شد.
    * پیاده:
    * استفاده بهینه: با حذف تدریجی تردد خودروها از برخی از قطعات معابر شهری و ایجاد گذرگاههای مجهز و سبز، می‌توان فرهنگ پیاده روی را رایج نمود.
    * صرفه جویی: با اجرای این طرح در بسیاری از هزینه‌های رفت و آمد، آلودگی‌ها، بهداشت و سلامت و.... صرفه جویی می‌شود.

    مصرف انواع انرژی: انرژی مصرفی سازمان‌ها به صورت انرژی روشنایی، گرمایشی و سرمایشی در وهله اول و انرژی مربوط به تجهیزات اداری و دیگر مصارف روزمره از قبیل سوخت وسائط نقلیه و تجهیزات مخابراتی از قبیل تلفن همراه، اینترنت و غیره مطرح می‌باشد. در این زمینه دستورالعمل‌هایی را می‌توان جهت اجراء در سازمان‌ها ارائه نمود، که به شرح زیر تفکیک می‌گردد:

    صرفه جویی در مصرف انرژی روشنایی: دراغلب سازمان‌ها در روال معمول برخی از اتاق‌ها، راهروها و سالن انتظار یا سالن‌های اجتماعات، سرویس‌های بهداشتی و دیگر مکان‌هایی که ساعت‌ها مراجعینی ندارند، بدون هیچ کنترل یا دلسوزی با چراغ‌های مختلف ( اکثراً پرمصرف ) از روشنایی غیر ضروری برخوردار هستند که با حذف هر یک از این روشنایی‌های زائد، می‌توان صرفه جویی فراوان را عاید هر سازمان نمود که حاصل آن رقم بسیار چشمگیری می‌شود و امروز بدون برنامه اسراف می‌گردد.

    شیوه‌های جلوگیری از اسراف و صرفه جویی در مصرف انرژی:

    * نصب حس گر روشنایی در اماکن ضروری
    * جایگزین نمودن لامپ‌های کم مصرف به جای لامپ‌های معمولی
    * نصب چراغ‌های کم مصرف یا فلورسنت در راهروها و اماکن عمومی
    * نصب سامانه هوشمند و حس گرهای مکانیکی در محوطه سازمان
    * استفاده از نورطبیعی در اتاق‌های اداری
    * کنترل ولتاژ برق توسط تجهیزات ایمنی تغییر ولتاژ، جهت حفاظت از دستگاههای برقی
    * استاندارد نمودن تجهیزات
    * عدم استفاده از چراغ‌های دارای لامپ‌های متعدد
    * استفاده از تجهیزات اداری از قبیل دستگاه تکثیر، رایانه و..... که در صورت عدم استفاده خودبه خود خاموش می‌شوند.
    * استفاده از سامانه روشنایی خورشیدی و باطری خورشیدی در سازمان
    * استفاده از انرژی بادی، انرژی غیرفعال و فعال خورشیدی، جهت تامین انرژی روشنایی
    * استفاده از یخچال و فریزر دارای برچسب انرژی که دارای بازدهی بیشتر و مصرف کمتر می‌باشند.

    صرفه جویی در مصرف انرژی گرمایشی: گروه مربوطه در هر سازمان باید کلیه جزئیات نامناسب ساختمانی و مرتبط با هدررفتن انرژی را به طور مستمر بررسی کرده، طی جلسات، مشاوره و یافتن راهکار جهت رفع آن‌ها اقدام نماید. از جمله نکاتی که این گروه باید مورد توجه قرار دهد عبارتست از:

    * بررسی نقائص عمده طراحی ساختمان از دیدگاه معماری
    * بررسی ارتباط بیرون و داخل ساختمان به صورت مستقیم
    * بررسی عایق بندی ساختمان
    * بررسی جزئیات فنی ساختمان

    شیوه‌های جلوگیری از هدر رفت انرژی در سامانه گرمایشی ساختمان:

    * نصب ترموستات و تنظیم آن روی حداقل 18 و حداکثر 21 درجه سانتی گراد برای فضاهای داخل دفاتر کار و سالن‌های اجتماعات و مشابه آن در فصل زمستان
    * تدارک پرده‌های مناسب برای پنجره‌ها
    * به کارگیری " تنظیم کننده زمانی " که قبل از ساعت کار بتواند سامانه گرمایش سازمان را روشن کرده و در پایان ساعات کار یا قبل از پایان کار به طور خودکار این سامانه را خاموش نماید.
    * به کار گیری آبگرمکن خورشیدی برای تامین آب گرم مصرفی
    * در صورت نداشتن سامانه مرکزی گرمایشی، استفاده از بخاری‌هایی که دارای سامانه کنترل هوشمند دما و کنترل زمانی هستند
    * عایق بندی ساختمان
    * مسدود نمودن خروجی دودکش‌های بخاری و کانال‌های کولر در صورت عدم استفاده
    * نظارت مستمر بر قسمتهای مختلف ساختمان

    صرفه جویی در مصرف انرژی سرمایشی: در ساختمان وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها، عدم وجود سایه بان به صورتی که جلوی تابش مستقیم آفتاب را بگیرد و تابش مستقیم خورشید به پنجره‌ها، سقف و دیوارهای بدون عایق حرارتی، تماماً به این معنی می‌باشد که هزینه تامین سرمایش در تابستان برای سازمان بسیار بالا است.

    * شیوه‌های صرفه جویی در مصرف انرژی سرمایشی:
    * استفاده از پنکه به جای سامانه تهویه مطبوع، چیلر و هزینه‌های بالای این قبیل سامانه‌ها
    * نصب سامانه تنظیم گر زمانی
    * خاموش نمودن دستگاه‌های تهویه در زمان تعطیلات و موارد غیر ضروری
    * بسته نگهداشتن درها و پنجره‌ها در هنگام روشن نمودن سامانه‌های سرمایشی
    * نصب سایبان مناسب روی کلیه پنجره‌ها و نورگیرها
    * استفاده از شیشه‌های بازتابنده، جهت کاهش انرژی مصرفی

    مصرف بهینه کاغذ:

    * نصب تابلوی صرفه جویی در مصرف کاغذ در هر سازمان و اطلاع رسانی مستمر به کارکنان
    * تفکیک نمودن سطل زباله از سطل زباله کاغذ برای استفاده مجدد از کاغذ
    * استفاده از کاغذ‌های کوچک برای یادداشت و پیام‌های کتبی جزیی
    * استفاده از کاغذ‌های باطله  در صورت امکان
    * جلوگیری از تکثیر بی مورد گزارشات
    * استفاده از دورنگار و یا بهتر از آن پست الکترونیکی (رایانامه)
    * ارسال بخشنامه، اطلاعیه، خبرنامه، روزنامه، هفته نامه و هر نوع نشریه خبری، از سامانه بدون کاغذ ( اینترنت داخلی) استفاده شود.
    * استفاده از کاغذ‌های باطله در هنگام تکثیر

    مدیریت مواد زائد جامد ( پسماندها): در زمینه برخورد صحیح با معضل مواد زائد جامد، قبل از هر اقدام پیشنهاد می‌شود سه زیر ساخت بنیادی توسط دستگاه‌های دولتی و با همیاری سازمان‌های ذیربط بخصوص سازمان بازیافت در هر استان صورت گیرد.

    * همان گونه که اشاره گردید دولت در هر سازمان اقدام به سازماندهی یک تشکل می‌نماید که وظیفه دارد مواد زائد جامد به سه گروه عمده تفکیک نماید:

    الف ) ضایعات حاصل از خرید کالاها و مواد مصرفی سازمان:

    * ضایعات حمل و نقل مواد اولیه و کالاهای مصرفی
    * بسته بندی‌های خاص
    * زایدات کارتن و مقوا
    * پلاستیک و سلفون و دیگر مواد مصنوعی
    * کاغذ‌های بسته بندی
    * یونولیت و مواد غیر سازگار با محیط زیست
    * انواع شیشه به صورت ظروف نگهداری مواد

    ب ) ضایعات ناشی از مصارف کارکنان:

    * لوازم تحریر و تجهیزات اداری
    * کاغذ به طور خاص
    * مبلمان دفتر کار
    * تجهیزات و ماشین‌آلات اداری
    * قطعات خاص مصرفی دستگاه تکثیر، رایانه و.....

    ج) ضایعات تولید، فروش یا خدمات جاری سازمان:

    * ضایعات ناشی از تولید روزمره
    * ضایعات ناشی از صحافی، بسته بندی و ارائه کالا
    * ضایعات مراسلات اداری
    * ضایعات حمل و نقل و ارسال کالاها
    * سایر مواد زائد تولیدی ( کالا و مواد)

    صرفه جویی در هزینه‌های مخابراتی:

    * محدودنمودن زمان مکالمه با تلفن‌های سازمان در حد 3 دقیقه و قطع شدن مکالمه 15 ثانیه پس از اخطار خودکار سامانه و درست در مرز 3 دقیقه مکالمه.
    * اختصاص یک تلفن نظارت شده برای مکالمات اداری طولانی تر از 3 دقیقه
    * استفاده از صفر بند در سامانه مخابرات سازمان
    * نصب تلفن‌های عمومی در دسترس کارکنان
    * باز نمودن حساب ویژه برای افرادی که نیاز به ارتباطات بین شهری یا بین‌المللی دارند.
    * استفاده از دورنگار
    * استفاده از شبکه جهانی اینترنت
    * استفاده از سامانه مکالمه برقی ( آیفون) به جای استفاده از تلفن
    * استفاده از کنفرانس‌های مدار بسته
    * تغذیه در سازمان‌ها و پذیرایی‌ها: باید دستوالعمل‌های مناسبی در این زمینه توسط گروه هر سازمان بسته به نوع تغذیه و پذیرایی در سازمان متبوع مدون گردد.

    مصرف بهینه آب و برق:

    * بازرسی مستمر فلاش تانک‌ها و سامانه شیلنگ و شیر‌آلات دستشویی‌ها
    * استفاده از شیر‌آلات هوشمند یا پدالی و ادوات کاهنده آب
    * استفاده از سامانه آبگرمکن خورشیدی
    * استفاده از ماشین رختشویی و ظرفشویی دارای برچسب انرژی
    * استفاده از آب بازیافتی برای آبیاری فضای سبز
    * استفاده از آب بازیافتی برای شستشوی قسمتهای مختلف ساختمان
    * در صورت امکان اقدام به ساخت تصفیه خانه محلی فاضلاب جهت بازیافت آب
    * کنترل سالیانه سامانه‌های لوله کشی، شیرها و بستن شیر فلکه‌ها در تعطیلات و بازدید از محفظه کنتور و نشت احتمالی  آن.

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در شنبه هفتم فروردین 1389 و ساعت 12:12 |

بايد با «مديريت صحيح و مدبرانه مصرف»، در سطوح فردي، سازماني و ملي از هزينه‌هاي مازاد و بي‌رويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بستر سازي براي توسعه كشور در زمينه‌هاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد.

مقدمه: از آنجا كه اقتصاد ما، يك اقتصاد دولتي مي‌باشد، هزينه‌هاي يارانه‌اي دولت براي كالاهاي مصرفي و انرژي، بسيار بالاست (حدود 90 هزار ميليارد تومان در سال) و اين امر لطمات شديدي را به اقتصاد ما وارد مي‌سازد زيرا درآمدهاي نفتي و صادراتي را كه بايد صرف امور زيربنايي و عمراني گردد، به خود اختصاص مي‌دهد و حذف آن نيز علاوه بر افزايش فاصله‌هاي طبقاتي، فشار شديدي را بر اقشار محروم جامعه وارد مي‌سازد؛ لذا بايد با «مديريت صحيح و مدبرانه مصرف»، در سطوح فردي، سازماني و ملي از هزينه‌هاي مازاد و بي‌رويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بستر سازي براي توسعه كشور در زمينه‌هاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد.

در اين مقاله به روشها و راهكارهاي مديريت مصرف اشاره مي‌گردد.
اهميت موضوع:
مديريت مصرف به مجموعه روش‌ها و اقداماتي گفته مي‌شود كه براي بهينه سازي مصرف به كار گرفته مي‌شود. اين روش‌ها معمولاً به سه گروه تقسيم مي‌شوند. گروه اول- روشهايي هستند كه هزينه‌اي نداشته باشند مثلا استفاده درست از وسايل و دستگاهها و مراقبت و نگهداري از آنها.
گروه دوم- روش‌هايي هستند كه هزينه دارند اما اين هزينه‌ها چندان زياد نيست (روشهاي كم هزينه) مانند تعمير و نگهداري وسايل، اندازه‌گيري ميزان مصرف انرژي در دستگاه‌هاي مختلف يك كارخانه و نظارت بر تغيير مصرف هر دستگاه، عايق كاري لوله‌ها و كانالها، اجراي برنامه‌هاي آموزشي در خصوص روشهاي كاهش انرژي.
گروه سوم- روشهاي پرهزينه هستند. در اين روشها بايد تغييرات اساسي جهت بهبود مصرف انرژي در دستگاه‌ها، تاسيسات و ساختمانها بوجود آورد مثلا اگر كارخانه‌اي كهنه و قديمي باشد بايد در صورت نياز و امكان صرفه‌جويي انرژي، دستگاه‌هاي آنرا با دستگاه‌هاي نو تعويض كرد يا دستگاه‌هاي تكميلي در جهت جلوگيري از اتلاف انرژي نصب نمود يا اگر ساختماني كهنه شده باشد بايد تمام تاسيسات گرمايش و سرمايش آنرا تعويض كرد.
همه ما مصرف كننده انرژي هستيم و در خانه، خيابان، محل كار و رفت و آمدهاي خود از يكي از انواع انرژي استفاده مي‌كنيم. براي آنكه بتوانيم مديريت مصرف انرژي را بهتر انجام دهيم لازم است بين اين مصرف‌كننده‌هاي گوناگون تقسيم بندي بوجود آوريم و آنان را به چند بخش تقسيم كنيم. اين بخشها عبارتند از:
1- خانگي
2- تجاري
3- صنعتي
4- كشاورزي
5- عمومي
6- ساير مصرف كنندگان
هر يك از اين بخشها يكي از انواع انرژي را بيشتر مورد استفاده قرار مي دهند. در مديريت مصرف بايد هر كدام از آنها روشهاي مناسبي را كه براي مصرف كنندگان آنها مفيد است پيشنهاد كنيم.
بخش‌هاي خانگي و تجاري
اين بخش به وسايل و مصرف كننده‌هاي انرژي كه در خانه و يا در مغازه‌ها و فروشگاه‌هاي خانگي مثل يخچال، فريزر، تلويزيون، ماشين لباسشويي، جارو برقي، اجاق، روشنايي و دستگاه‌هاي گرمايش و سرمايش، جزء مصرف‌كننده‌هاي اين بخش هستند. در اين بخش، بيشتر از انرژي برق استفاده مي‌شود و مهمترين مصرف آن براي گرمايش و سرمايش و روشنايي است. در كشور ما 34? از انرژي يعني تقريبا يك سوم انرژي، در اين بخش مصرف مي‌شود. بنابراين، اعمال مديريت انرژي در اين بخش بسيار مهم است. اقدامات مديريت مصرف در اين بخش شامل موارد مختلفي مي‌شود. آگاه سازي و آموزش مصرف كنندگان اولين اقدام مهم به شمار مي رود. همانطور كه گفتيم همه افراد در هر موقعيتي كه باشند مصرف كننده انرژي در بخش‌هاي خانگي و تجاري هستند. هم خود از وسايل انرژي بر استفاده مي كنند و هم خدمات مراكز تجاري و شبكه حمل و نقل بهره مي‌برند. به همين دليل آگاه سازي و آموزش مصرف كنندگان بايد در همه سنين و همه اقشار اجتماعي انجام بگيرد. آموزش راههاي درست استفاده از وسايل خانگي به وسيله معلمان و دبيران به دانش آموزان، انتشار كتاب و جزوه براي كودكان و نوجوانان، انتشار دفترچه‌هاي راهنماي استفاده صحيح از دستگاه‌ها و پخش برنامه‌هاي راديو و تلويزيوني، روشهايي هستند كه مي‌توان براي مصرف بهينه انرژي از آنها استفاده كرد. روش ديگر مديريت انرژي در اين بخش آن است كه از توليد كنندگان بخواهيم دستگاه‌ها و ساختمان‌هايي با مصرف بهينه انرژي بسازند. مي‌دانيم كه يخچالها و فريزهاي ما، بيشتر از استاندارد جهاني انرژي مصرف مي‌كنند. همينطور ساختمانها، فروشگاهها و مغازه‌ها را مي‌توان طوري طراحي كرد كه مصرف انرژي كمتر بشود، مثلا مي توان براي روشنايي ساختمان، بيشتر از نور خورشيد استفاده كرد يا ساختمان را خوب عايق كاري كرد تا سرما از بيرون به داخل ساختمان نفوذ نكند و گرما از داخل بيرون نرود.
بخش صنايع
منظور از اين بخش، مصارفي از انرژي است كه در كارخانجات به مصرف مي‌رسد تا انواع كالاها توليد شود و در اختيار مصرف كنندگان قرار گيرد. تمامي كارخانجات، مصرف كنندگان بزرگ انرژي هستند، اما بعضي از آنها بيشتر از ديگران انرژي مصرف مي كنند. به اين گروه كارخانجات بسيار انرژي بر مي‌گويند.
كارخانجات توليد سيمان، فولاد و فلزات و همچنين نيروگاهها يعني كارخانجات توليد برق، انرژي زيادي به صورت برق يا مواد سوختي مصرف مي‌كنند. نوع انرژي مصرف شده در صنايع يكسان نيست و به نوع صنعت وابسته است. در صنايع شيميايي بيشتر از انرژي فسيلي (نفت و گاز) و در صنايع فلزي (با كوره‌هاي الكتريكي نظير صنايع فولاد، آلومينيوم، آهن، مس) بيشتر از انرژي برق استفاده مي‌شود. در بعضي از صنايع هم مثل صنايع ساخت سيمان، كاغذسازي و صنايع غذايي (نظير صنايع قند وشكر) از هر نوع انرژي به ميزان تقريبا يكساني استفاده مي‌شود. در كشور ما تقريبا 27? يعني حدود يك سوم از كل انرژي در اين بخش مصرف مي‌شود. اما بايد توجه داشت كه مصرف انرژي در اين بخش- كه در حال حاضر كمتر از بخش خانگي و تجاري است- به سرعت افزايش مي‌يابد، زيرا كشورمان در حال سازندگي است و تعداد كارخانجات روز به روز بيشتر مي‌شوند. بنابراين، اعمال مديريت مصرف در اين بخش نيز حائز اهميت است. اقدامات مديريت مصرف در بخش صنايع شامل چند رده مهم مي‌شود كه عبارتند از: آموزش و آگاه سازي، مميزي انرژي مديريت بار و بازيافت انرژي.
آموزش و آگاه سازي
نخستين اقدام، اقدامات آموزشي و آگاه‌سازي هستند. تشكيل دوره‌هاي آموزشي و سمينارها، انتشار كتابها و تهيه فيلم‌هاي آموزشي براي مديران و تكنسينهاي كارخانه‌ها، راههاي استفاده درست از وسايل و روشهاي كنترل و نظارت و امكانات بهينه‌سازي مصرف انرژي را به آنها مي آموزد. تجربه كشورهاي مختلف نشان داده است كه برنامه‌هاي آموزش و آگاه‌سازي مي‌توانند نقش موثري در كاهش مصرف انرژي و بهينه سازي آن داشته باشند. برآوردها نشان داده كه اقدامات انجام شده در اين زمينه تا 20 درصد انرژي را كاهش داده است. آموزش و آگاه سازي در هر يك از بخشهاي انرژي بر، شكل خاصي دارد كه در هر مورد به آنها اشاره خواهيم كرد.
مميزي انرژي
مميزي انرژي به روش‌هايي گفته مي‌شود كه وضعيت يك كارخانه را از لحاظ مصرف انرژي مشخص مي كند. در اين روش‌ها، چند مرحله اساسي وجود دارد، مرحله اول آن فعاليتهاي كارخانه و محصولات آن، نوع انرژي‌هايي كه بكار مي‌برد، روشهايي كه براي توليد از آنها استفاده مي‌كند و همچنين دستگاهها و ماشين‌هايي كه در آن كارخانه مشغول بكار هستند، مشخص مي‌شود كه چه مقدار انرژي با چه هزينه‌اي در كجاي كارخانه به مصرف مي‌رسد، آيا بخشي از اين انرژي تلف مي‌شود؟ اگر چنين است، دليل تلف شدن انرژي چيست؟ در كجاي كارخانه يا در كدام دستگاه‌ها و ماشينها اين اتلاف انرژي وجود دارد؟ ميزان اتلاف چقدر است؟
سومين مرحله، اندازه‌گيري‌هاي مختلف است. ساده‌ترين روش اندازه گيري آن است كه صورت‌ حسابهاي برق و مواد سوختي كارخانه را بررسي كنيم و ببينيم در يك دوره زماني مشخص چقدر انرژي مصرف شده است، سپس بايد حجم توليدات كارخانه را محاسبه كنيم و ببينيم در همان مدت، چه مقدار محصول توليد شده و براي هر محصول چقدر انرژي مصرف كرده ايم؟ نتيجه اين محاسبه، يعني ميزان مصرف انرژي براي هر واحد توليد را شدت انرژي مي ناميم. مطالعات نشان داده است كه ميزان شدت انرژي در كشور ما تقريبا سه برابر بيشتر از ساير كشورهاست، يعني ما براي آن كه محصول مشخصي را در مقايسه با ساير كشورها توليد كنيم سه برابر بيشتر از انرژي استفاده مي‌كنيم.
چهارمين مرحله آن است كه اولويتها را براي انجام دادن اصلاحات تعيين كنيم، يعني به مسئولان كارخانه نشان دهيم كه از كجا و از چه بخشهايي بهينه سازي مصرف انرژي را آغاز كنيم.
آخرين مرحله آن است كه هزينه‌هاي لازم براي اصلاحات را برآورد كنيم و تعيين كنيم كه اگر كارخانه در اين كار سرمايه‌گذاري كند چقدر در هزينه انرژي خود صرفه‌جويي خواهد كرد و در چه مدت سرمايه‌اش باز خواهد گشت. مجموعه اين موارد به صورت يك گزارش و دستور العمل مشخص به مسئول كارخانه ارائه مي‌شود تا اصلاحات لازم را انجام دهد.
تعيين رفتار مصرف‌كننده
رفتار مصرف‌كننده از موضوعات جديد حوزه بازاريابي به شمار مي‌رود. اولين كتب در اين باره در دهه 1960 تاليف شده است. ولي سابقه اين موضوع به پيشتر بر مي گردد. به عنوان نمونه مي توان به دهه 1950 اشاره كرد كه ايده‌هاي فرويد توسط بازاريابان مورد استفاده قرار گرفت. رفتار مصرف كننده موضوعي بحث انگيز و چالشي است كه در برگيرنده افراد و آنچه خريد مي‌كنند، چرا و چگونگي خريد آنها، بازاريابي و آميزه بازاريابي و بازار است.
ويلكي و سالمون رفتار مصرف كننده را بدين صورت تعريف نموده‌اند: فعاليت‌هاي فيزيكي، احساسي و ذهني كه افراد هنگام انتخاب، خريد، استفاده و دورانداختن كالا و خدمات در جهت ارضاي نيازها و خواسته‌هاي خود انجام مي‌دهند.
در تعريفي ديگر رفتار مصرف كننده اين گونه تشريح شده است: مجموعه فعاليت‌هايي كه مستقيماً در جهت كسب، مصرف و دورانداختن كالا و خدمات صورت مي‌گيرد. اين فعاليتها شامل فرايند تصميماتي است كه قبل و بعد از اين اقدامات انجام مي‌پذيرند.
نكات كليدي رفتار مصرف كننده
1. رفتار مصرف كننده برانگيخته است: به عبارت ديگر رفتار مصرف كننده عموماً در راستاي رسيدن به هدفي خاص است.
2. رفتار مصرف كننده شامل فعاليت‌هاي زيادي است: ويژگي اساسي تعاريف ارائه شده از رفتار مصرف كننده، تمركز بر فعاليت‌ها است. همچنين بايد بين فعاليت‌هاي عمدي و تصادفي تمايز قايل شد. برخي از فعاليت‌ها از قبيل صحبت با مشتري و تصميم خريد، رفتارهاي عمدي هستند. در مقابل مواقعي پيش مي‌آيد كه فردي كه براي خريد كالاي خاصي وارد فروشگاه شده است چيز ديگري را كه قصد خريد آن را نداشته خريداري مي‌كند.
3. رفتار مصرف كننده يك فرايند است: مباحث انتخاب، خريد، استفاده و دورانداختن كالا بر فرايندي بودن رفتار مصرف كننده دلالت مي‌كنند. بطور كلي فرايند رفتار مصرف كننده سه مرحله مرتبط فعاليتهاي قبل از خريد، فعاليتهاي ضمن خريد و فعاليتهاي بعد از خريد را در برمي‌گيرد.
4. رفتار مصرف كننده از نقطه نظر زماني و پيچيدگي متفاوت است: منظور از پيچيدگي تعداد فعاليتها و سختي يك تصميم است. دو ويژگي زمانبري و پيچيدگي باهم در ارتباط مستقيم هستند يعني با ثابت در نظر گرفتن بقيه عوامل هر چه تصميمي پيچيده تر باشد، زمان بيشتري صرف آن خواهد شد.
5. رفتار مصرف كنندگان شامل نقشهاي مختلفي است: حداقل سه نقش عمده در فرايند رفتار مصرف كننده وجود دارد. كه عبارتند از:
a. تاثير گذار
b. خريدار
c. استفاده كننده
6. رفتار مصرف‌كننده تحت تاثير عوامل خارجي است: رفتار مصرف‌كننده تا حد زيادي از نيروهاي خارجي مانند فرهنگ، گروههاي مرجع، خانواده و... تاثير مي‌گيرد.
7. رفتار مصرف افراد مختلف باهم متفاوت است: افراد مختلف بواسطه تفاوتهاي فردي، رفتارهاي مصرف مختلفي بروز مي‌كنند. به همين دليل است كه بازاريابان اقدام به تقسيم بازار مي‌كنند.
چرا مطالعه رفتار مصرف كننده مهم است؟
توسعه مطالعات رفتار مصرف كننده، نتيجه چرخش فلسفه بازاريابي از گرايش توليد و محصول به گرايش فروش و سپس گرايش بازاريابي است. عوامل ديگري نيز در گسترش مطالعات رفتار مصرف‌كننده دخيل بوده اند كه عبارتند از: سرعت زياد معرفي محصولات جديد، چرخه‌هاي كوتاه تر عمر محصولات، افزايش جنبش‌هاي حمايت از مصرف كنندگان بوسيله گروههاي خصوصي و سياست گذاران عمومي، توجه به محيط زيست و رشد بازاريابي خدمات.
در چنين فضايي داشتن درك صحيح از مصرف كنندگان و فرايند مصرف، مزيت‌هاي متعددي را در بر دارد. اين مزيتها شامل كمك به مديران در جهت تصميم گيري، تهيه يك مبناي شناختي از طريق تحليل رفتار مصرف كنندگان، كمك به قانون گذاران و تنظيم كنندگان براي وضع قوانين مربوط به خريد و فروش كالا و خدمات و در نهايت به مصرف كنندگان در جهت تصميم‌گيري بهتر مي‌باشد. رفتار مصرف كننده در طراحي كمپين‌هاي تبليغاتي نيز نقشي حياتي ايفا مي‌كند. با علم به نحوه رفتار مخاطبان است كه مي توان رسانه و پيام مناسب را انتخاب كرد. به علاوه مطالعه رفتار مصرف كننده مي‌تواند در فهم عوامل مربوط به علوم اجتماعي كه رفتار انسان را تحت تاثير قرار مي‌دهند، به ما كمك كند. بر اين اساس تحليل رفتار مصرف كننده در مواردي همچون طراحي آميخته بازاريابي، بخش‌بندي بازار و تعيين موقعيت و متمايز سازي محصول نيز امري لازم و حياتي است.
تحليل و مطالعه رفتار مصرف كننده بدنبال پاسخ سوالات زير است:
1. مردم چگونه از نيازشان به كالا يا خدمات خاصي آگاه مي‌شوند؟
2. مصرف كنندگان چگونه كالا يا خدمات خود را پيدا مي‌كنند؟
3. مصرف كنندگان چگونه انتخاب نهايي را بعمل مي‌آورند؟
4. چه اتفاقي مي‌افتد وقتي كالا يا خدمت شما، ارائه مي‌شود؟
5. محصول شما چگونه انتخاب مي‌شود؟
6. چگونه پول محصول شما پرداخت مي‌شود؟
7. محصول شما چگونه ذخيره مي‌شود؟
8. چگونه محصول شما جابجا مي‌شود؟
9. مشتريان از محصول شما چگونه استفاده مي‌كنند؟
10. مشتريان وقتي از محصول شما استفاده مي‌كنند به چه كمكي نياز دارند؟
11. آيا امكان پس دادن يا معاوضه وجود دارد؟ علل آن چيست؟
12. چگونه محصول شما تعمير يا سرويس مي‌شود؟
13. چه اتفاقي مي افتد وقتي محصول شما مصرف مي‌شود يا كاربردش تمام شود؟
ديدگاه‌هاي پژوهشي رفتار مصرف‌كننده
يك مشخصه كليدي رشته رفتار مصرف‌كننده، پايگاه تحقيقاتي آن است. تحقيقات انجام شده بر روي رفتار مصرف كننده را جهت راهنمايي به سه جنبه تقسيم‌بندي مي‌كنند. اين تقسيم‌بندي به عنوان راهنما در مورد اين كه چگونه فكر كنيم و عوامل موثر در رفتار اكتسابي مصرف‌كننده را شناسايي كنيم عمل مي‌كند.
1. ديدگاه تصميم گيري: در طول دهه 1970 و اوايل 1980، پژوهشگران بر اين نظريه كه مصرف كنندگان تصميم گيرندگاني عقلايي هستند تمركز داشتند. ريشه‌هاي اين رويكرد در روان شناسي شناختي و اقتصاد قرار دارد. در اين رويكرد بررسي مي‌شود كه مصرف كنندگان چگونه به وجود يك مسئله پي مي‌برند و در خلال سلسله مراحلي سعي در حل منطقي آن مي‌كنند. اين مراحل شامل تشخيص مسئله، تحقيق، ارزيابي بديل، انتخاب و ارزيابي بعد از اكتساب مي‌باشد.
2. ديدگاه تجربي: در اين ديدگاه فرض بر اين است كه مصرف كنندگان گاهي بر اساس تصميم‌گيري كاملاً عقلايي خريد نمي كنند. در مقابل گاهي آنها براي سرگرمي، خيال‌پردازي و هيجانات و احساسات مبادرت به خريد كالا و خدمات مي كنند. ريشه‌هاي اين ديدگاه در روان شناسي انگيزشي و همچنين حوزه‌هاي جامعه‌شناسي و انسان‌شناسي است. محققاني كه ديدگاه تجربي را به خدمت مي گيرند از روشهاي تفسيري تحقيق استفاده مي‌كنند. مفسرين براي كسب فهمي از فرايند مصرف حتي به ثبت فرهنگ عامه و سنتهاي جامعه نيز مي‌پردازند.
3. ديدگاه رفتاري: در اين ديدگاه فرض بر اين است كه نيروهاي قوي محيطي مصرف كننده را به سمتي سوق مي‌دهند كه او بدون احساسات و يا باورهاي قوي از پيش ساخته شده اقدام به خريد يك محصول نمايد. در اين هنگام مصرف كننده از طريق فرايند عقلايي تصميم‌گيري يا متكي بر احساسات، اقدام به خريد محصول نمي كند. در عوض خريد او ناشي از تاثير مستقيم رفتار از طريق نيروهاي محيطي از قبيل ابزارهاي ارتقاي فروش، هنجارهاي فرهنگي، محيط فيزيكي و يا فشارهاي اقتصادي است.
نتيجه گيري:
در سالهاي اخير نوعي آگاهي و توجه به افزايش بي‌رويه مصرف انرژي و وجود محدوديت‌هاي متعدد در توسعه منابع توليد سبب شده است كه مطالعات همه جانبه‌اي در سطح جهان در مورد راهكارهاي كاهش مصرف انرژي بعمل آيد و در عين حال به روند توسعه و رشد كشورها لطمه اي وارد نيايد. در اين راستا صنعت برق كه از صنايع زيربنايي كشور است مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد. احداث تاسيسات توليد، انتقال و توزيع انرژي الكتريكي نياز به سرمايه گذاري سنگين و صرف زمان طولاني دارد بعنوان مثال حداقل زمان لازم براي احداث يك نيروگاه 3 سال مي‌باشد و براي اينكه يك كيلووات برق به مصرف كننده برسد صدها دلار سرمايه لازم دارد. بنابراين با يك كيلووات صرفه‌جويي در مصرف برق مقدار زيادي در هزينه و زمان صرفه‌جويي مي‌شود.

• رفتار مصرف‌كننده يك فرايند است: مباحث انتخاب، خريد، استفاده و دورانداختن كالا بر فرايندي بودن رفتار مصرف كننده دلالت مي‌كنند. بطور كلي فرايند رفتار مصرف كننده سه مرحله مرتبط فعاليت‌هاي قبل از خريد، فعاليت‌هاي ضمن خريد و فعاليت‌هاي بعد از خريد را در برمي‌گيرد

در كشورهاي در حال توسعه عوامل جبري از جمله رشد سريع جمعيت، توسعه شهرنشيني، افزايش سطح زندگي و رفاه، توسعه صنعتي و تجاري موجب شده است كه ضرورتاً دامنه مصرف انرژي گسترش يابد. در چنين كشورهايي در عين نياز به توسعه سريع در ابعاد مختلف زندگي با توجه به تنگناها ناگزير بايد در جهت منطقي ساختن و نيز صرفه جويي مصرف انرژي اقدام و چاره جويي بعمل آيد. افزايش سطح زندگي و توسعه صنعت و در نتيجه رشد توليد ناخالص ملي هر كشوري بصورت سريع و تزايدي دامنه مصرف انرژي را گسترده‌تر مي‌سازد. از اينرو در كنار مسائل مهندسي و فن آوريهاي بهينه سازي مصرف انرژي بايد در زمينه فرهنگ‌سازي از طريق آموزش و اطلاع رساني نيز فعال بود به گونه‌اي كه جامعه در حال توسعه خود را بصورت منطقي در جهت مصرف بهينه و كاهش مصارف زائد و جلوگيري از اتلاف انرژي هدايت كنيم بدون آنكه به رشد متناسب اقتصادي و اجتماعي لطمه‌اي وارد سازيم.

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در شنبه هفتم فروردین 1389 و ساعت 11:51 |

فناوري نانو هيچ زمينه علمي را به حال خود رها نکرده است . علوم کشاورزي نيز از اين قاعده جدا نيستند .تا به حال کاربردهاي متعددي از فناوري نانو در کشاورزي ، صنايع غذايي و علوم دامي مطرح شده است.

رابطه ميان فناوري نانو وعلوم کشاورزي در زمينه هاي زير قابل بررسي است:
1- نياز به امنيت در کشاورزي و سيستم هاي تغذيه اي
2- ايجاد سيستم هاي هوشمند براي پيشگيري و درمان بيماريهاي گياهي
3-خلق وسايل جديد براي پيشرفت در تحقيقات بيولوژي و سلولي
4-بازيافت ضايعات حاصل از محصولات کشاورزي


کاربردهای نانو در گیاه پزشکی :

کنترل فعاليت های اجزای سلولی گياهان بدون آسيب رسانی به آنها
شيوه های کنونی برای بررسی سلول ها بسيار ابتدايی است و دانشمندان برای شناخت آنچه که در سلول اتفاق می افتد ناگريزند سلول ها را از هم بشکافند و در اين حال بسياری از اطلاعات مهم مربوط به سيالهای درون سلول یا ارگانهای موجود در آن از بين می رود. پيشرفت های نانوفناوری بطور خاص مطالعات بنيادی زيست شناسی را تقويت خواهد کرد.
- حسگرهاي هوشمند و سيستم‌هاي حمل هوشمند به منظور رديابي و مبارزه ی سريع و مفيد با ويروس‌ها و ساير عوامل بيماریزا گياهي به کار می روند.
- تيمار مولكولي بيماريها، رديابي سريع بيماريها، افزايش توانمندي گياهان براي جذب مواد مورد نياز
امروزه صدها نوع ماده شیمیایی برای محافظت گیاهان در مقابل عوامل بیماریزا توسط کارخانجات تولید کننده در دنیا به بازار عرضه می گردد که متاسفانه عوارض وخسارت مختلفی را به محیط زیست وارد نموده است.

سموم گیاهی که به روش نانو تهیه میگردد  قابليت حرکت در گياه را دارند در بسته هايي که حاوي نشاني خاصي هستند قرار ميگيرند. برچسب نشاني يک کد مولکولي است که بر روي بسته نصب شده و به بسته اجازه ميدهد که به بخشي از گياه که مورد حمله عامل بيماري يا آفت قرار گرفته تحويل داده شود.اين ناقلين در ابعاد نانو همچنين داراي خود تنظيمي نيز مي باشند به اين معني که دارو فقط به ميزان لازم به بافت گياهي تحويل داده مي شود.  دقت در رديابي بافت هدف و ميزان اندک اما موثر دارو باعث مي شود استفاده از سموم در کشاورزي به حداقل برسد.

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطب رجوع کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در پنجشنبه پنجم فروردین 1389 و ساعت 13:51 |

كمبينات مدل PE PENTA

يكي ازادوات پيشرفته كه پس از بررسي و تحقيق توسط شركت درمناطق مختلفي از كشورمان مورد آزمايش قرارگرفت دستگاه كمبينات مدل PE PENTA مي باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در پنجشنبه پنجم فروردین 1389 و ساعت 13:47 |

ساقه خرد کن
برداشت محصولات ازاهمیت ویژه ای برخوردار است طوری که درکشاورزی عدم بهبود روشهای برداشت به منزله عدم تکمیل عملیات کشاورزی قلمداد شده و می تواند خسارت زیادی را به همراه داشته باشد. بقایای گیاهی پس از برداشت باید ازروی خاک حذف شده تا روند بسترسازی برای کشت بعدی دچار خلل نگردد متأسفانه در بسیاری از مناطق این بقایا را می سوزانند و خسارات زیادی به محیط زیست و خاک وارد می آورند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در پنجشنبه پنجم فروردین 1389 و ساعت 13:44 |


Powered By
BLOGFA.COM