حاصلخیزی خاک های زراعی(رامین)

                                            حاصلخیزی خاک های زراعی

توان تولید و باروری خاک از فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژی خاک است. توازن پایدار این فرایندها به همراه مدیریت مناسب بهرهبرداری از خاک موجب تداوم باروری میشود؛ هر گونه اقدام در جهت بر هم زدن این تعادل اثراتی جبرانناپذیر به دنبال دارد. از طرفی افزایش جمعیت با نرخ بیش از 2درصد در درازمدت شرایطی ناپایدار به وجود خواهد آورد. در بسیاری از کشورها، برای 50 تا 100 سال آینده، تولیدات کشاورزی باید دست کم سالانه 3 درصد رشد داشته باشد. تحقق این اهداف نیاز به بهرهبرداری بیشتر از مواد غذایی خاک دارد. مشکل اساسی رسیدن به این مقدار رشد در تولیدات کشاورزی میباشد که در آن کمیت منابع محیط و ظرفیت تولید اراضی و منابع آبی حفظ شود. مدیریت پایدار منابع و کاربرد فناوری مناسب در ارتباط با بهرهوری از منابع آب و خاک و منابع غذایی باید به گونهای باشد که هدف فوق تحقق یابد.

اهمیت حاصلخیزی خاک: حاصلخیزی خاک توصیفکننده توانایی و قابلیت خاک برای تامین شرایط رشد پایا، بهینه و مطلوب گیاه است. در گذشته حاصلخیزی خاک، صرفاً تامین نیاز عنصری NPK بوده است. پس از آن اهمیت ماده آلی مورد توجه قرار گرفت و
سرانجام بحث ریزمغذیها مطرح شد. سپس سیستم دینامیکی زیستی (Biodynamic System) مورد بررسی قرار گرفت که توسط دانشمندی آلمانی به نام Roudolph Steuner ارائه شد و کشاورزی به عنوان یک سیستم پایدار درون اکوسیستم معرفی گردید و نام آن از واژه یونانی «بیو» که به معنی «انرژیزیستی» است، گرفته شده است. در این سیستم جانوران به عنوان یک قسمت از اکوسیستم کشاورزی در نظر گرفته شدهاند. استانداردهای بیودینامیک محدودتر از کشاورزی آلی بود و در کشاورزی بیودینامیک متدهایی شبیه به هومیوپاتی کنونی رایج بوده است و سرانجام بحث کشاورزی آلی مطرح شد (Smith ، 2002).

هر چند استفاده از کودهای معدنی ظاهراً سریعترین و مطمئنترین راه برای تامین حاصلخیزی خاک به شمار میرود، لیکن هزینههای زیاد مصرف کود، آلودگی و تخریب محیط زیست و خاک، نگرانکننده است. بنابراین، استفاده کامل از منابع گیاهی غذایی قابل تجدید موجود (آلی و بیولوژیکی) به همراه کاربرد بهینهای از مواد معدنی، نقش مهمی در جهت حفظ باروری، ساختمان و فعالیتحیاتی خاک ایفا میکند. در ایران با اقلیم غالب خشک و نیمه خشک نه تنها خاکها عموماً از نظر مواد آلی فقیر بوده (کمتر از یک درصد) بلکه به جهت بالا بودن دما، ثابت نگهداشتن و حفظ مقدار ماده آلی خاک بسیار دشوار میباشد.

شکل 1- دشواری حفظ مواد آلی در خاکهای زراعی مناطق خشک و نیمه خشک (Laegried و همکاران، 1999).

علاوه بر آن با توجه مشکل یارانهای کودهای شیمیایی، هدف دستیابی به افزایش عملکرد هکتاری، علاوه بر ترمیم مواد آلی خاکها میباشد که مستلزم حمایتهای عملی دولت و نیازمند عزم ملی میباشد چرا که علاوه بر ترویج فرهنگ مصرف کودهای آلی در کشاورزی، نیاز به تولید انبوه این کودها میباشد.

l سلامت و کیفیت خاک: مواد آلی به علت اثرات سازندهای که بر خصوصیات فیزیکی (پایداری خاکدانهها)، شیمیایی (افزایش ظرفیت نگهداری عنصری) و بیولوژیکی (اکتیویته بیوماس میکروبی) دارد، به عنوان رکن باروری خاک شناخته شده است. به طور خلاصه نقش ماده آلی در تامین سلامت و کیفیت خاک را میتوان به شرح زیر بیان داشت:

1ـ منبع کربن و انرژی برای میکروارگانیسمهای خاک، 2ـ منبع عناصر غذایی نظیر نیتروژن، گوگرد، فسفر و … ، 3ـ پایداری و نگهداری ذرات خاک به عنوان خاکدانه یا خاک واحد و کاهش خطر فرسایش خاک، 4ـ توسعه تخلخل خاک و افزایش ظرفیت نگهداری هوا و آب و تسهیل توسعه و رشد ریشهای، 5ـ حفظ و ابقای عناصر غذایی و جلوگیری از هدررفت آنها با افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) و ظرفیت تبادل آنیونی (AEC)، 6ـ جلوگیری از فشردگی و تراکم خاک با پائین نگهداشتن وزن مخصوص ظاهری و ممانعت از ایجاد قشرها و پوستههای سخت، ترک و گسل، 7ـ افزایش قابلیت خاکورزی و تغییر در خصوصیات خاک مثل کاهش چسبندگی، افزایش نفوذپذیری و نرمی خاک، 8ـ ابقای کربن از اتمسفر و دیگر منابع، 9ـ کاهش اثرات محیطی منفی مثل اثر حشرهکشها، فلزات سنگین و بسیاری از آلایندههای دیگر، 10- افزایش قدرت بافری خاک و مقابله با تغییرات سریع اسیدیته خاک و 11- افزایش سرعت نفوذ آب در خاک و کاهش تولید رواناب.

l اثر مواد آلی بر حاصلخیزی و باروری خاک: همانگونه که ذکر شد توان باروری خاک حاصل اثرات سازنده فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک است. لذا مناسب خواهد بود تا به طور اختصار اثرات مواد آلی بر این ویژگیها مورد بررسی قرار گیرد.

l ویژگیهای فیزیکی خاک: ویژگیهای فیزیکی خاک که از عوامل مهم و مشخصکننده رشد گیاهان میباشند، خود تابع عوامل مختلف است. در این بحث اثر متقابل مهمترین خواص فیزیکی خاک و ماده آلی مورد بررسی قرار میگیرد.

1ـ رنگ خاک: رنگ خاک شاخص دقیقی برای تعیین حاصلخیزی نیست زیرا شاخصی کیفی به شمار میرود. در برخی موارد رنگ تیرة خاک میتواند نشاندهندة میزان مادة آلی مناسب و کافی باشد. هر چه رنگ خاک زراعی تیرهتر باشد به دلیل گرمتر شدن زودتر سطح خاک، در بهار زمان کشت تسریع میشود.

2ـ ساختار خاک: آرایش ذرات خاک در تشکیل خاکدانهها، اندازه و پایداری خاکدانهها، بر روی تخلخل، نفوذپذیری و مقاومت آنها بسیار مؤثر است و ماده آلی به دلیل ایجاد هسته مرکزی در تشکیل خاکدانهها در پایداری و قوام آنها بسیار موثر است (رجوع به نشریه فنی شماره 297).

3ـ تخلخل خاک و نفوذپذیری آن:تخلخل خاک مبین حجم منافذ و روزنههای خاکی است و معبری برای جریان آب و هوا محسوب میشود. میزان تخلخل خاک (60-30 درصد)، تابعی از ساختمان، بافت و محتوای ماده آلی خاک میباشد. مادة آلی با بهبود شرایط خاکدانهسازی، وضعیت تخلخل خاک و نفوذپذیری آن را بهبود میبخشد.

4ـ بافت خاک: بسیاری از خواص خاک مثل تخلخل، نفوذپذیری، قابلیت فراهمی و ابقای عناصر غذایی تابعی از بافت خاک میباشند. ذرات شنی با اندازه mm2-05/0 بر توزیع هوادهی و زهکشی خاک بسیار مؤثرند اما در حاصلخیزی خاک نقش کمتری دارند. رس که اندازه ذرات آن کوچکتر از mm002/0 است واجد بار منفی، سطح ویژة وسیع و خاصیت ابقای عناصر غذایی میباشد اما در کلاسهبندی بافت خاک خواص فیزیکی کمرنگتری در نفوذپذیری و زهکشی دارد. مادة آلی دارای خاصیت اصلاحکننده بافت در خاکهای سبک و سنگین است.

5ـ ظرفیت نگهداری آب خاک: میزان ظرفیت نگهداری آب خاک متأثر از نوع بافت و میزان مادة آلی میباشد. در حالتهای مختلف میزان آب خاک متفاوت است.

6ـ عمق خاک: عمق ریشهها بر مقدار خاک در دسترس ریشهها که آب و مواد غذایی را برای گیاه تأمین میکند، موثر است و بوسیله سطح ایستابی، سنگ بستر، کفهها و سخت لایهها و pH پائین محدود میشود.

7ـ شیب خاک: میزان رواناب تابعی از شیب خاک است، زیرا میزان فرسایش در آن بالاتر است و برای کاهش فرسایش خاک، عملیات مدیریتی خاصی را طلب میکند. ماده آلی با افزایش نفوذپذیری خاک باعث کاهش رواناب ایجاد شده و کاهش فرسایش میشود.

 توان تولید و باروری خاک از فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژی خاک است. توازن پایدار این فرایندها به همراه مدیریت مناسب بهرهبرداری از خاک موجب تداوم باروری میشود؛ هر گونه اقدام در جهت بر هم زدن این تعادل اثراتی جبرانناپذیر به دنبال دارد. از طرفی افزایش جمعیت با نرخ بیش از 2درصد در درازمدت شرایطی ناپایدار به وجود خواهد آورد. در بسیاری از کشورها، برای 50 تا 100 سال آینده، تولیدات کشاورزی باید دست کم سالانه 3 درصد رشد داشته باشد. تحقق این اهداف نیاز به بهرهبرداری بیشتر از مواد غذایی خاک دارد. مشکل اساسی رسیدن به این مقدار رشد در تولیدات کشاورزی میباشد که در آن کمیت منابع محیط و ظرفیت تولید اراضی و منابع آبی حفظ شود. مدیریت پایدار منابع و کاربرد فناوری مناسب در ارتباط با بهرهوری از منابع آب و خاک و منابع غذایی باید به گونهای باشد که هدف فوق تحقق یابد.

اهمیت حاصلخیزی خاک: حاصلخیزی خاک توصیفکننده توانایی و قابلیت خاک برای تامین شرایط رشد پایا، بهینه و مطلوب گیاه است. در گذشته حاصلخیزی خاک، صرفاً تامین نیاز عنصری NPK بوده است. پس از آن اهمیت ماده آلی مورد توجه قرار گرفت و
سرانجام بحث ریزمغذیها مطرح شد. سپس سیستم دینامیکی زیستی (Biodynamic System) مورد بررسی قرار گرفت که توسط دانشمندی آلمانی به نام Roudolph Steuner ارائه شد و کشاورزی به عنوان یک سیستم پایدار درون اکوسیستم معرفی گردید و نام آن از واژه یونانی «بیو» که به معنی «انرژیزیستی» است، گرفته شده است. در این سیستم جانوران به عنوان یک قسمت از اکوسیستم کشاورزی در نظر گرفته شدهاند. استانداردهای بیودینامیک محدودتر از کشاورزی آلی بود و در کشاورزی بیودینامیک متدهایی شبیه به هومیوپاتی کنونی رایج بوده است و سرانجام بحث کشاورزی آلی مطرح شد (Smith ، 2002).

هر چند استفاده از کودهای معدنی ظاهراً سریعترین و مطمئنترین راه برای تامین حاصلخیزی خاک به شمار میرود، لیکن هزینههای زیاد مصرف کود، آلودگی و تخریب محیط زیست و خاک، نگرانکننده است. بنابراین، استفاده کامل از منابع گیاهی غذایی قابل تجدید موجود (آلی و بیولوژیکی) به همراه کاربرد بهینهای از مواد معدنی، نقش مهمی در جهت حفظ باروری، ساختمان و فعالیتحیاتی خاک ایفا میکند. در ایران با اقلیم غالب خشک و نیمه خشک نه تنها خاکها عموماً از نظر مواد آلی فقیر بوده (کمتر از یک درصد) بلکه به جهت بالا بودن دما، ثابت نگهداشتن و حفظ مقدار ماده آلی خاک بسیار دشوار میباشد.

شکل 1- دشواری حفظ مواد آلی در خاکهای زراعی مناطق خشک و نیمه خشک (Laegried و همکاران، 1999).

علاوه بر آن با توجه مشکل یارانهای کودهای شیمیایی، هدف دستیابی به افزایش عملکرد هکتاری، علاوه بر ترمیم مواد آلی خاکها میباشد که مستلزم حمایتهای عملی دولت و نیازمند عزم ملی میباشد چرا که علاوه بر ترویج فرهنگ مصرف کودهای آلی در کشاورزی، نیاز به تولید انبوه این کودها میباشد.

l سلامت و کیفیت خاک: مواد آلی به علت اثرات سازندهای که بر خصوصیات فیزیکی (پایداری خاکدانهها)، شیمیایی (افزایش ظرفیت نگهداری عنصری) و بیولوژیکی (اکتیویته بیوماس میکروبی) دارد، به عنوان رکن باروری خاک شناخته شده است. به طور خلاصه نقش ماده آلی در تامین سلامت و کیفیت خاک را میتوان به شرح زیر بیان داشت:

1ـ منبع کربن و انرژی برای میکروارگانیسمهای خاک، 2ـ منبع عناصر غذایی نظیر نیتروژن، گوگرد، فسفر و … ، 3ـ پایداری و نگهداری ذرات خاک به عنوان خاکدانه یا خاک واحد و کاهش خطر فرسایش خاک، 4ـ توسعه تخلخل خاک و افزایش ظرفیت نگهداری هوا و آب و تسهیل توسعه و رشد ریشهای، 5ـ حفظ و ابقای عناصر غذایی و جلوگیری از هدررفت آنها با افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) و ظرفیت تبادل آنیونی (AEC)، 6ـ جلوگیری از فشردگی و تراکم خاک با پائین نگهداشتن وزن مخصوص ظاهری و ممانعت از ایجاد قشرها و پوستههای سخت، ترک و گسل، 7ـ افزایش قابلیت خاکورزی و تغییر در خصوصیات خاک مثل کاهش چسبندگی، افزایش نفوذپذیری و نرمی خاک، 8ـ ابقای کربن از اتمسفر و دیگر منابع، 9ـ کاهش اثرات محیطی منفی مثل اثر حشرهکشها، فلزات سنگین و بسیاری از آلایندههای دیگر، 10- افزایش قدرت بافری خاک و مقابله با تغییرات سریع اسیدیته خاک و 11- افزایش سرعت نفوذ آب در خاک و کاهش تولید رواناب.

l اثر مواد آلی بر حاصلخیزی و باروری خاک: همانگونه که ذکر شد توان باروری خاک حاصل اثرات سازنده فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک است. لذا مناسب خواهد بود تا به طور اختصار اثرات مواد آلی بر این ویژگیها مورد بررسی قرار گیرد.

l ویژگیهای فیزیکی خاک: ویژگیهای فیزیکی خاک که از عوامل مهم و مشخصکننده رشد گیاهان میباشند، خود تابع عوامل مختلف است. در این بحث اثر متقابل مهمترین خواص فیزیکی خاک و ماده آلی مورد بررسی قرار میگیرد.

1ـ رنگ خاک: رنگ خاک شاخص دقیقی برای تعیین حاصلخیزی نیست زیرا شاخصی کیفی به شمار میرود. در برخی موارد رنگ تیرة خاک میتواند نشاندهندة میزان مادة آلی مناسب و کافی باشد. هر چه رنگ خاک زراعی تیرهتر باشد به دلیل گرمتر شدن زودتر سطح خاک، در بهار زمان کشت تسریع میشود.

2ـ ساختار خاک: آرایش ذرات خاک در تشکیل خاکدانهها، اندازه و پایداری خاکدانهها، بر روی تخلخل، نفوذپذیری و مقاومت آنها بسیار مؤثر است و ماده آلی به دلیل ایجاد هسته مرکزی در تشکیل خاکدانهها در پایداری و قوام آنها بسیار موثر است (رجوع به نشریه فنی شماره 297).

3ـ تخلخل خاک و نفوذپذیری آن:تخلخل خاک مبین حجم منافذ و روزنههای خاکی است و معبری برای جریان آب و هوا محسوب میشود. میزان تخلخل خاک (60-30 درصد)، تابعی از ساختمان، بافت و محتوای ماده آلی خاک میباشد. مادة آلی با بهبود شرایط خاکدانهسازی، وضعیت تخلخل خاک و نفوذپذیری آن را بهبود میبخشد.

4ـ بافت خاک: بسیاری از خواص خاک مثل تخلخل، نفوذپذیری، قابلیت فراهمی و ابقای عناصر غذایی تابعی از بافت خاک میباشند. ذرات شنی با اندازه mm2-05/0 بر توزیع هوادهی و زهکشی خاک بسیار مؤثرند اما در حاصلخیزی خاک نقش کمتری دارند. رس که اندازه ذرات آن کوچکتر از mm002/0 است واجد بار منفی، سطح ویژة وسیع و خاصیت ابقای عناصر غذایی میباشد اما در کلاسهبندی بافت خاک خواص فیزیکی کمرنگتری در نفوذپذیری و زهکشی دارد. مادة آلی دارای خاصیت اصلاحکننده بافت در خاکهای سبک و سنگین است.

5ـ ظرفیت نگهداری آب خاک: میزان ظرفیت نگهداری آب خاک متأثر از نوع بافت و میزان مادة آلی میباشد. در حالتهای مختلف میزان آب خاک متفاوت است.

6ـ عمق خاک: عمق ریشهها بر مقدار خاک در دسترس ریشهها که آب و مواد غذایی را برای گیاه تأمین میکند، موثر است و بوسیله سطح ایستابی، سنگ بستر، کفهها و سخت لایهها و pH پائین محدود میشود.

7ـ شیب خاک: میزان رواناب تابعی از شیب خاک است، زیرا میزان فرسایش در آن بالاتر است و برای کاهش فرسایش خاک، عملیات مدیریتی خاصی را طلب میکند. ماده آلی با افزایش نفوذپذیری خاک باعث کاهش رواناب ایجاد شده و کاهش فرسایش میشود.

خواص شیمیایی خاک:

1ـ کلوئیدهای خاک: کلوئیدهای خاک از بخشهای فعال شیمیایی خاک میباشد که شامل رس، هوموس و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشند. کلوئیدها دارای بار منفی هستند و مجموع این بارهای منفی ظرفیت تبادل کاتیونی نامیده میشود. CEC مبین مقدار کاتیون ابقا شده در 100 گرم خاک (آون خشک) میباشد که بر حسب سانتیمول در کیلوگرم (Cmol/kg) بیان میشود. جدول یک میزان CEC کلوئیدهای خاکی آلی و برخی رسهای لایهای نشان داده شده است.
 
میزان جذب کاتیونی تابعی از بار، اندازه و غلظت کاتیون است. اگر دو کاتیون همبار باشند، کاتیون واجد شعاع بزرگتر، قویتر جذب میشود زیرا کاتیونهای بزرگتر، شعاع آبگیری کوچکتری دارند. CEC در تمام خاکها تابع میزان رس، نوع رس، مادة آلی، pH و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشد. علاوه بر تاثیر مواد آلی در ویژگیهای شیمیایی، از اثرات مهم این مواد تامین عناصر غذایی و برقراری توازن تغذیهای میباشد. عدم مصرف مواد آلی در اراضی زراعی باعث لطمات غیر قابل جبرانی در حاصلخیزی خاکها میشود. متاسفانه مصرف کودهای آلی در جامعه کشاورزی ما، تقریب به بوته فراموشی سپرده شده است. علیرغم دشواریهای اجرایی، وزارت جهاد کشاورزی برای نیل به کشاورزی پایدار، در نظر دارد تهیه مواد آلی را مورد توجه و حمایت قرار دهد. خوشبختانه منابع تامین کودهای آلی در ایران دارای تنوع زیادی است و شامل کودهای حیوانی، کمپوست حاصل از بقایای شاخه و برگ گیاهان، کمپوست حاصل از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حاصل از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچخوراکی، از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حال از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچ خوراکی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات دخانیات و چای خشک کنی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات قند، کمپوست حاصل از تخمیر زبالههای شهری، شاخههای هرس شدهچای، خرما، کمپوست حال از تخمیر فاضلاب شهری، کمپوست حال از ضایعات حاصل از ضایعات نیشکر، کودهای آلی حاصل از ضایعات بسته و پودر استخوان و سایر مواد مشابه که علاوه بر اصلاح نسبت کربن به ازت، غلظت عناصر غذایی مورد استفاده گیاهان زراعی را افزایش میدهد.
n برقراری توازن تغذیهای: باروری و حاصلخیزی یک خاک علاوه بر وابسته بودن به مقدار عناصر غذایی به توازن و تعادل آنها نیز شدیداً وابسته است. به طوری که در حالت عدم توازن و تعادل تغذیهای، مصرف کودها نه تنها موثر واقع نمیشود، حتی در بعضی مواقع در جهت عکس عمل کرده و کشاورزان را متحمل ضررهای اقتصادی فراوانی میکنند. مثلاً در سطح ثابت K،افزایش کود ازتی نه تنها افزایش عملکردی را به دنبال نداشته بلکه در بعضی مواقع منجر به کاهش آن نیز شده است، لذا اهمیت توازن تغذیهای در بعضی موارد و در مورد بعضی عناصر بیش از خود آنهاست بطوریکه متخصصین تغذیه اغلب برای آگاهی از وضعیت تغذیهای گیاهان نسبتهای بین عناصر را به غلظت واحد آنها ترجیح میدهند، اما از طرفی هم ایجاد توازن تغذیهای و مصرف متعادل کودهای شیمیایی کاری بسیار دشوار و وقتگیر است و نیازمند صدها آزمایش کودی در مناطق مختلف میباشد که غالباً هم به خاطر شرایط پیچیده خاک، نیاز و قدرت متفاوت گیاهان، رفتارهای متفاوت عناصر در خاک، عوامل متغیر محیطی و شرایط مدیریتی مزرعه نتایج مطلوبی نمیدهند. بنابراین استفاده از کودهای دامی که اکثریت عناصر مورد نیاز گیاهان را تقریباً به نسبتی که آنها جذب میکنند دارا هستند دامنه موفقیت را افزایش میدهند. چرا که در یک تن کود دامی خوب 4 کیلوگرم N- 3 کیلوگرم P2O5- 3/5 کیلوگرم K2O- 4 کیلوگرم Cao- 2 کیلوگرم MgO – 5/0 کیلوگرم گوگرد و به مقداری کمتر ریزمغذیها وجوددارد و خاک را در درازمدت در جهت تعادل پیش خواهد برد. بنابراین با افزودن 30 تن کود دامی مرغوب به یک هکتار خاک زراعی حدود 120 کیلوگرم ازت، 90 کیلوگرم فسفر، 160 کیلوگرم پتاسیم و … به خاک افزوده میشود که تقریباً با نیاز گیاهان مطابقت دارند و البته بسته به نوع خاک و گیاه بایستی کاستیها را توسط کودهای شیمیایی جبران نمود.

n اثر مواد آلی بر خواص بیولوژیکی خاک: خاک یک محیط زنده است که بسته به نوع آن در هر سانتیمتر مکعب آن میلیونها موجود زنده از جمله قارچها، باکتریها و … زندگی میکنند و مهمترین نقش را در تخریب و تحول مواد آلی در خاک بر عهده دارند و به مراحل هوموسی و معدنی شدن مواد آلی سرعت میبخشند.

با مطالعه بیولوژی ارگانیسمهای خاک میتوان دریافت که با افزایش مواد آلی خاک، محیط جهت رشد آنها مساعدتر شده و بر جمعیت آنها افزوده میشود، طوری که هر چه مواد آلی خاک (تا حدی) افزایش یابد ارگانیسمهای آن زیاد شده و خاک شکل زندهتری به خود میگیرد و هر چه خاک زندهتر باشد به دلایل زیر حاصلخیزتر خواهد بود:

تولید هوموس (هوموس به خاطر خواص کلوئیدی یکی از ارکان حاصلخیزی خاک است)،

معدنی شدن وگردش سریع عناصر غذایی،

افزایش جذب عناصر غذایی توسط گیاهان به خصوص در مورد فسفر،

افزایش تثبیت ازت (باکتریهای آزاد-ریزوبیومها و …) و

اکسیداسیون گوگرد و تبدیل آن به شکل قابل جذب (SO2-4) که این مسئله در خاکهای آهکی کشور ما اهمیت قابل ملاحظهای دارد، چون که در این نوع خاکها به علت بالا بودن pH تیوباسیلوسها جمعیت کمی داشته و افزایش عنصری به خاکها اغلب بیثمر بوده و به شکل قابل جذب آن تبدیل نمیشود، لذا با وجود ماده آلی میکروارگانیسمهای دیگر وارد عمل شده و در نتیجه گوگرد را به سولفات که قابل استفاده برای گیاهان است تبدیل مینمایند (Moody، 1994). در سطور گذشته راجع به اثرات مواد آلی به خواص سه گانه خاک بحث شد. حال این سئوال مطرح است که چه عواملی میزان مواد آلی خاک را کنترل میکنند؟

n عوامل کنترلکننده ماده آلی در خاک : مقدار ماده آلی خاک به وسیله تعادل بین اضافه شدن مواد آلی گیاهی و جانوری و مقدار هدررفت و تجزیه آن کنترل میشود. مکانیسمهای اضافه شدن و کاهش یافتن ماده آلی به وسیله عوامل و فعالیتهای مدیریتی به شدت تحت کنترل قرار میگیرند. مقدار آب قابل دسترسی برای رشد گیاه اولین فاکتور کنترل کننده در تولید مواد گیاهی است. حاصلخیزی خاک و میزان دمای هوا دو عامل عمده دیگر به شمار میآیند. سرعت تجزیه ماده آلی در دمای نزدیک به صفر درجه خیلی پائین است اما با افزایش دما سرعت تجزیه ماده آلی به شدت افزایش مییابد. استرس و تنشهای اعمال شده و وجود مواد شیمیایی سمی در خاک میتوانند از عوامل محدودکننده تولید بیوماس گیاهی باشند. میزان شدت تابش نور خورشید، محتوی دیاکسید کربن در اتمسفر و رطوبت نسبی از عوامل کنترلی دیگر میباشند. مقدار ماده آلی که در خاک باقی میماند به جمعیت مصرفکننده هتروتروف وابسته است. مجموعه عملیات مدیریتی که موجب افزایش مقدار مواد آلی میشود شامل اقداماتی برای افزایش تولیدات گیاهی، جلوگیری از هدررفت و اقداماتی برای جلوگیری از تجزیه و تخریب سریع مواد آلی میشود که شامل موارد زیر میباشد:

1- افزایش عملکرد و تولیدات گیاه با اعمال:

آبیاری،

کوددهی مناسب و افزایش تولید بیوماس گیاهی،

استفاده از گیاهان پوشاننده (Cover crop)،

بهبود و اصلاح زیستی گیاهان ایستا،

احیاء جنگلداری و

احیاء چمنزارها و مراتع.

2- افزایش فراهمی مواد آلی:

حفاظت از آتشسوزی و عدم آتش زدن مزارع بعد از درو،

کنترل آفات، حشرات، جوندگان،

استفاده از کود دامی و فاضلاب غنی از کربن،

کنترل شخم،

استفاده کنترل شده گیاهان به منظور چرا در موقع مقتضی و

ممانعت از چرای بیرویه.

3- کاهش تجزیه یا تخریب ماده آلی:

کاهش یا حذف شخم غیر ضروری،

استفاده از گیاهان پوشاننده (Cover crop) و

نگهداری حالت اشباع خاک در برخی موارد خاص، هر چند ممکن است باعث برخی مشکلات دیگر شود (White، 1997).

n مروری بر کودهای آلی: تاکنون در مورد اهمیت ماده آلی در خاکها بحث و گفتگو شد، در ایجاد مروری بر منابع کودهای آلی و انواع آن ضروری به نظر میرسد. کودهای آلی شامل کودهای حیوانی، سبز، ضایعات کشاورزی و زباله شهری (کمپوست) میشوند.

1- کودهای دامی: کودهای دامی یا حیوانی را سرگین و گمیز دامها و کاه و کلشی که برای تهیه بستر آنها به کار میرود، تشکیل میدهند، این کود شامل دو بخش مایع و جامد میباشد که از لحاظ وزنی، تولید کود اصطبلی جامد سه برابر مقدار مایع آن است. حدود نیمی از ازت و پتاسیم و تمام فسفر کود اصطبلی در قسمت جامد آن متمرکز شده است، ولی از آنجا که فضولات دامی دارای مقدار زیادی ازت قابل جذب است، این مواد دارای جنبه اقتصادی با ارزش میباشند و به همین دلیل کودهای حیوانی باید پیش از خشکیدن در کشتزار پخش و در خاک دفن شوند تا ازت آنها به صورت آمونیاک به هدر نرود.
کود مرغی از نظر عناصر N، P، Ca، Mg، Na و S از قویترین کودهاست. کود گوسفندی هم از نظر N مشابه کود مرغی ولی از نظر K غنیتر از آن میباشد در مجموع میتوان در میان کودهای دامی متداول ترتیب: کود مرغی < کود گوسفندی < کود گاوی را از نظر غنای عناصر مورد نیاز گیاهان قائل شد. طوری که از نظر ریزمغذیها هم عناصر Zn، Cu و Mn کود مرغی غنی بوده و عنصر آهن هم در کود اسبی بالاترین مقدار را دارد و در این میان کود گاوی حالت بینابین را داراست. بیشتر محققان این اختلافات را به نوع تغذیه حیوانات ربط میدهند و بر این باورند که علفخشک، سیلو، علف تازه و غدهها غنی از پتاسیم هستند و تغذیه با آنها موجب زیاد شدن K در کود دامی میشود، دانهها و بذرها هم محتوی ازت و فسفر زیادند، به همین دلیل هم کودهای مرغی (به علت تغذیه طیور از دانه) محتوی ازت و فسفر بالایی هستند. البته قابلیت جذب هر یک از عناصر غذایی در کودهای دامی را نباید از نظر دور داشت و علاوه بر مقدار مطلق آنها باید این عامل را نیز در بیلان غذایی دخیل دانست. بطوریکه مقدار P و K را تقریباً میتوان صددرصد در بیلان قرار داد. در صورتی که این مطلب برای ازت صادق نیست. در کودهای دامی سه فراکسیون مختلف ازت تمیز داده میشود:

ازتی که مستقیماً قابل جذب است مانند ازت معدنی و اوره.

ازتی که به آهستگی قابل جذب میشود مانند پروتئینها و اسیدهای آمینهو

ازتی که عملاً غیر قابل جذب است مانند ازتی که در ساختمان مواد آلی سخت تجزیه شونده وارد شدهاند.

فراکسیون ازتی که به آسانی قابل جذب است در کود دامی برابر 10درصد و در کود دامی مایع تقریباً برابر 50 درصد است و تاثیر آن تقریباً سریع و مشابه کودهای ازتی معدنی میباشد. اما ازت آلی کودهای دامی به سختی قابل جذب گیاه هستند و بیشتر در ساختمان اسیدهای فولویک، هومیک و هومینها یافت میشوند. در حالت کلی فقط 50 درصد ازت موجود در کود دامی را میتوان در بیلان کودی منظور کرد. در این رابطه باید زمان مصرف کود و سرعت به زیر خاک بردن آن نیز مورد توجه قرار گیرد. به طوریکه افت ازت در صورت به زیر خاک بردن کود دامی برابر 10 درصد و در صورتی که به زیر خاک برده نشوند برابر 90-40 درصد آمونیاک موجود است که این عمل از طریق متصاعد شدن آمونیاک حاصل میشود. بنابراین در یک مدیریت کودی صحیح باید تمام عوامل ذکر شده بالا را در نظر داشت و با توجه به نوع گیاه- تجزیه خاک و نوع کود دامی کم و کاستیهای کود دامی را از کودهای شیمیایی جبران کرد طوری که امروزه برای رسیدن به عملکردهای بالا مخصوصاً در واریتههای پر محصول چارهای جز مصرف تلفیقی کودهای آلی و شیمیایی نیست چرا که کودهای آلی با توجه به سرعت کم معدنی شدن نمیتوانند تمام نیاز غذایی گیاهان پرمحصول را تامین نمایند و استفاده مطلق هم از کودهای شیمیایی، خاک را در جهت تخریب و پسرفت حاصلخیزی سوق خواهد داد. بهتر است در مزارع از کودهای دامی پوسیده استفاده کرد چرا که استفاده از کودهای دامی تازه علاوه بر افزایش علفهای هرز و بیماریها، گیاهان را در اوایل رشد با کمبود ازت (زردی عمومی مزرعه) مواجه میسازند. لذا توصیه میشود حتیالامکان در این حالت همراه ماده آلی از کودهای ازتی استفاده نمایند و برای رهایی از خطر بیماریها و علفهای هرز بهتر است کودهای دامی را به مدت 6-3 ماه در شرایط مناسب نگه داشت تا در اثر تولید حرارت اکثریت این عوامل از بین بروند.

2- کود سبز : کشاورزان سالیان مدیدی است که با چگونگی تهیه کودهای سبز آشنایی دارند و معمولاً در سالهای گذشته که کشاورزی به این حد متمرکز نبود و بشر اینقدر خاک را تحت فشار قرار نداده بود با این مسئله و رعایت آیش، انس بیشتری داشت. در هر حال کود سبز از کشت گیاهان علوفهای با رشد سریع به ویژه از خانواده بقولات و زیر خاک کردن محصول سبز به دست میآید. به علت قابلیت زیاد تجزیه و تخریب این مواد، مقدار هوموس حاصله از کود سبز تا حدودی تحتالشعاع سایر محاسن قرار میگیرد. فواید بسیاری برای دادن کودهای سبز به خاک قایل شدهاند که مهمترین آنها افزایش مواد آلی، افزودن خاک، ازدیاد فعالیتهای زیستی و بالاخره نگهداری و قابل جذب نگهداشتن عناصر غذایی خاک میباشد. یک هکتار کود سبز معمولاً بین 50-25 تن شاخ و برگ و انساج گیاهی تازه را وارد خاک میکند که این خود برابر با 20-10 تن کود حیوانی بوده و میتواند بین 2-1 تن هوموس به خاک بیفزاید که در صورت کمبود کود دامی یکی از بهترین راههای جبران تلفات مواد آلی خاک دادن کود سبز میباشد. در بیشتر مواقع از گیاهان خانواده بقولات به عنوان کود سبز استفاده میشود که در این میان معمولاً نزدیک به 200 کیلوگرم ازت هوا به وسیله غدهها در ریشههای یونجه، 150-100 کیلوگرم در هکتار در ریشههای شبدر و نصف این مقدار در سویا تثبیت میشود. شبدر بین 5/2-2 درصد ازت در شاخ و برگ و غدهخود دارد بنابراین هنگامی که یک هکتار از این گیاه در خاک برگردانده شود نزدیک به 100-80 کیلوگرم ازت به خاک افزوده میشود. پیامد افزایش کود سبز تشدید فعالیتمیکروبهای مفید خاک میباشد که این خود تصعید گازکربنیک و آزاد شدن نیترات و دیگر ترکیبات غذایی را باعث میشود. میکروبهایی مانند ازتوباکتر که ازت خاک را زیاد میکند حساسیتی فوقالعاده به مقدار کربن خاک دارد، هر چه مقدار این ماده بیشتر باشد فعالیت آنها نیز فراوانتر خواهد بود. کودهای سبز به خاطر دارا بودن رویش فوقالعاده و ریشههای قوی میتوانند مقدار زیادی از عناصر محلول را که در شرایط عادی بر اثر شستشو به اعماق پایین خاک حرکت دادهاند جذب خود کنند و با تجزیه و تحلیل سریع خود در زیر خاک آنها را در افقهای سطحی در اختیار زراعت بعدی قرار دهند. همچنین این گیاهان قادرند از فسفاتهای غیر محلول پتاسیم تثبیت شده و عناصر کممصرف، تا حدی زیاد استفاده کنند. بنابراین برگرداندن این گیاهان به خاک علاوه بر بهبود خواص فیزیکوشیمیایی و زیستی سبب تسهیل آزاد شدن عناصر غذایی پرمصرف و کممصرف میشود. لازم به ذکر است در مناطقی که برای افزایش مواد آلی خاک از کاه و کلش استفاده میشود چرا که کربن بالای کلش موجب تثبیت شدید ازت معدنی میشود و قابلیت جذب ازت در خاک را شدیداً کاهش میدهد به همین دلیل توصیه میشود با استعمال کودهای کلشی همیشه مقداری ازت اضافی به خاک داده شود و در خاکهایی که از نظر ازت مخصوصاً نیترات فقیر هستند برای هر 100 کیلوگرم کلش یک کیلوگرم ازت توصیه میشود. تاثیر مثبت کوددهی با کلش در مقدار کربن آلی خاک بستگی زیادی به قابلیت ازت خاک دارد به طوریکه بوش و گوستر (1985) توانستند با آزمایشهای درازمدت خود نشاندهند که ازدیاد کربن آلی در خاک با استفاده از کودهای ازتی همراه کلش افزایش مییابد. بدینوسیله معلوم میگردد که ایجاد مواد آلی در خاک نه فقط به کربن آلی بلکه به ازت نیز نیازمند است. اما شدت تجزیه مواد آلی در خاک به مقدار لیگنین آنها بستگی دارد. به طوریکه 50 درصد کود دامی، 60 درصد کلش و 80 درصد مواد سبز گیاهی .

منبع : http://www.maximumtechnic.com/

                                                          خاک شناسی

خاک‌شناسی
خاکشناسی (Soil Science) دانش مطالعه و طبقه بندی خاک، بر اساس خصوصیات فیزیکی (مانند بافت یا ساختمان)، شیمیایی (مانند هدایت الکتریکی محلول خاک و میزان سدیم موجود) و زیستی آن است. دانش خاکشناسی خاک را به عنوان ترکیب طبیعی بسیار پیچیده، که از هوازدگی فیزیکی و بیوشیمیایی بوجود آمده مورد بررسی قرار می‌دهد. یک پدولوژیست خاک را به عنوان یک ترکیب مطالعه می‌کند و کاربردهای آن را مد نظر قرار نمی‌دهد. خاکشناسی به ما کمک می‌کند بهترین کاربرد ممکن را برای خاک‌های مناطق مختلف تعیین نماییم، از آن حفاظت کنیم و کیفیت آن را افزایش دهیم. علاوه بر این، خاکشناسی شیوه‌های کشت بدون خاک گیاهان (کشت هایدروپونیک) را نیز در بر می‌گیرد. پژوهشگران رشته خاکشناسی با بررسی مواد و شرایط مورد نیاز زندگی گیاهان، امکان رشد گیاه در محیط‌های بدون خاک را فراهم می‌کنند.
کارشناسان خاکشناس میزان مواد غذایی موجود در خاک‌های مناطق مختلف را بررسی می‌کنند و بهترین راه افزایش میزان مواد مورد نیاز و کاهش آثار سوء موادی که میزان آن از حد طبیعی بیشتر است را بیان می‌کنند و در صورتیکه خاک از لحاظ مواد غذایی متعدد دچار کمبود باشد، راه حل‌های ترکیبی (مانند کود فسفات آمونیوم) ارایه می‌دهند.
خاکشناسان می‌توانند با شیوه‌های غیر عادی، مثلاً با اضافه نمودن گچ به خاک سدیمی و شستشوی مداوم آن، ساختار شیمیایی و با شخم مناسب و اضافه نمودن کودهای گیاهی به خاک، ساختار فیزیکی آن را بهبود بخشند. آنها گیاهان و جاندرانی را که می‌توانند باعث بهبود کیفیت خاک از نظر شیمیایی یا فیزیکی شوند را براساس نوع خاک پیشنهاد می‌کنند. مثلاً برای خاک‌هایی که دارای کمبود نیتروژن هستند شبدر یا یونجه پیشنهاد می‌کنند و برای خاک‌هایی که به شدت فشرده شده‌اند ولی ساختار شیمیایی مناسبی دارند کرم خاکی پیشنهاد می‌کنند.

کود سبز

  تناوب زراعی و تنوع ژنتیکی از دیر باز به عنوان ارکان سیستمهای تولید کشاورزی سنتی و موفق به شمار می آمده اند . در نیمه اول قرن بیستم ، تناوب زراعی مورد توجه بسیار قرار داشت و تا چند دهه پیش نیز پژوهشهای مربوط به تناوب همچنان ادامه داشت با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم ، کودها ازته نسبتا ارزان قیمت به بازار معرفی شدند و بدین ترتیب جاذبه ای اقتصادی موجب جایگزینی کودها با تناوب زارعی گردید و تحقیقات و ترویج نیز بر همین مبنا متمرکز شدند . این امر تا بدین جا پیش رفت که امروزه بسیاری از زارعین ، حاصلخیزی خاک را با میزان مصرف کود برابر می دانند .قبل از معرفی کودهای شیمیایی ، استفاده از بقولات در تناوب برای بهبود حاصلخیزی خاک به عنوان یک شیوه مهم و رایج مدیریتی به شمار می آمد . به منظور افزایش ازت و در نتیجه بهبود حاصلخیزی خاک ، از دو نوع بقولات استفاده می شد : « بقولات یکساله دانه ای و بقولات علوفه ای چند ساله به عنوان کود سبز ».آنچه که اجرای تناوب زراعی را در حال حاضر پیچیده می سازد وجود برخی عوامل اقتصادی است که مزایای بیولوژیک این شیوه مدیریتی را تحت الشعاع قرار می دهند . یقینا هیچ کشاورزی رازی به جایگزین کردن محصول پر بازده خود مثل غلات با دیگر گیاهان به نسبت کم بازده نیست . البته در نظامهایی که تناوب اجرا می شود در مقایسه با نظامهای تک کشتی حتی اگر کود ازت در آنها به اندازه کافی مصرف شده باشد ، عملکرد محصولات غالبا ۱۰ تا ۴۰ درصد بیشتر است .حاصل خیزی پایدار خاک به مفهوم قابل دسترس بودن دائمی عناصر غذایی برای گیاه است . حاصل خیزی پایدار هنگامی تحقق می یابد که تمامی عناصر غذایی جذب شده توسط گیاهان به خاک برگردد ؛ به طوری که این عناصر بتوانند مجدداً مورد استفاده این گیاهان قرار گیرند . در چنین وضعیتی است که چرخه عناصر غذایی شکل می گیرد . تفاوت اساسی نظامهای طبیعی و زراعی در آن است که در نظامهای زراعی مقدار نسبتاً زیادی از عناصر غذایی از طریق برداشت محصول از سیستم خارج می شود . بنابراین در صورت استفاده مداوم از نظامهای مذکور لازم است . که عناصر غذایی مصرف شده در انها به طریقی جایگزین شوند .در سیستمهای فعلی چرخهٔ عناصر غذایی به طور کامل بسته نمی شوند ، زیرا این عناصر دائماً به چرخه یاد شده اضافه شده و یا از آن خارج می شوند . به حداقل رساندن تلفات عناصر غذایی در چرخه مذکور و تامین نهاده های ضروری برای گیاه رمز موفقیت حاصل خیزی خاک در نظامهای کشاورزی پایدار است .


فرسایش و آب شویی

مادامی که عوامل فرساینده خاک از قبیل رواناب و باد کنترل نشوند ، انسان شاهد هدر روی عناصر غذایی از این طریق خواهد بودحجم هدر روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تحت کنترل اقلیم ، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک ، نوع محصول ، و نوع عنصر غذایی و غلظت آن در خاک است . اثرات متقابل این عوامل موجب می شود که تلفات عناصر غذایی از راه آب شویی دارای دامنه ای وسیع باشد . از آن جا که عناصر غذایی به وسیله آب از محدوده ریشه و نهایتا از چرخه خارج می شوند لذا نوع نزولات جوی و نحوه توزیع آنها بر میزان هدر روی عناصر غذایی از طریق آب شویی تاثیر می گذارد یک روش کاستن از تلفات ناشی از آب شویی استفاده از کودهایی است که عناصر غذایی آنها به مرور در طی فصل رشد آزاد می شود . بارزترین نمونه این کودها ، کودهای دامی و کودسبز است که به موازات تجزیه در خاک عناصر آنها آزاد شده و در اختیار محصول قرار می گیرد . البته اگر مقدار ازت تولیدی توسط این کود ها بیش از حد نیاز محصول بعدی باشد ، مشکل آب شویی نیترات و خروج آن از محدوده ریشه وجود خواهد داشت .


بقولات و تثبیت بیولوژیکی ازت

 در فرآیند تثبیت ازت ، یک رابطه همزیستی ،‌ بین گیاه میزبان و باکتریهای ریزوبیوم در گرهکها برقرار می شود . در این همزیستی ، گیاه میزبان علاوه بر آن که انرژی مورد نیاز باکتریها را به صورت کربن تثبیت شده تامین می نماید انرژی لازم جهت توسعه گرهکها را نیز فراهم نموده. باکتریهای ریزوبیوم نیز به نوبه خود با واکنش تسریعی آنزیمهای نیتروژنازی که تولید می نمایند ازت اتمسفری (N) را به آمونیاک تبدیل نموده و آمونیاک تولیدی پس از تبدیل به اسیدهای آمینه ، از راه آوندهای چوبی به بافتهای در حال رشد انتقال می یابد .در فرآیند تثبیت ، به ازای هر مولکول ازتی که تثبیت می شود به جا به جایی شش الکترون نیاز است ، این نیاز موجب می شود که در شرایط ایده آل به ازای تثبیت هر مولکول ازت ، ۲۱ مولکول ATP به مصرف برسد به عبارت دیگر به ازای هر کیلوگرم ازتی که تثبیت می شود ، ۴ کیلوگرم هیدرات کربن به مصرف می رسد . البته در فرآیند تثبیت ازت ، گرهکها گاز هیدروژن (H) نیز تولید می نمایند که این خود موجب کاهش کارایی فرآیند انتقال الکترون می شود . اضافه شدن این مشکل به موازنه الکترونی فوق علاوه بر انرژی مورد نیاز جهت نگه داری باکتریها و گرهکها ، موجب می شود که به ازای تثبیت هر کیلوگرم ازت ۸ تا ۱۷ کیلوگرم هیدرات کربن به مصرف برسد . در نتیجه می توان چنین برآورد نمود که ۱۰ تا ۴۰ درصد از کربنی که طی فرآیند فتوسنتز در بقولات تثبیت می شود ، صرف تثبیت ازت می شود .


تعریف کود سبز

کود سبز شامل گیاهی است که آنرا قبل از کاشت محصول اصلی کشت کرده و بعد از مقداری رشد سبزینه ای آنرا به زمین بر می گردانند بدون اینکه از این گیاه محصولی برداشت کنند این گیاه می تواند شامل هر گیاهی باشد غیر از آنهایی که بخشهای خشوی دارند یا اثر آللوپاتی بر روی گیاه محصول دار بعدی می گذارند . در اصل کود سبز یک تناوب است که محصول ندارد و برای بهبود باروری و حاصلخیزی خاک و در صورت لگوم بودن تامین کل یا بخشی از ازت مورد استفاده محصول بعدی استفاده میشود به طوری که از نظر رطوبت با محصول اصلی در رقابت نباشد .

عيب يابي و رفع عيب ديسكها

 


عيب يابي كه در هنگام كار كار با ديسكها ممكن است رخ دهند، دلايل احتمالي و راه حلهاي احتمالي اين عيبها در جدولی که در ادامه مطلب آمده خلاصه شده است(لطفا مطالعه کنید).

عيب يابي كه در هنگام كار كار با ديسكها ممكن است رخ دهند، دلايل احتمالي و راه حلهاي احتمالي اين عيبها در جدول زير خلاصه شده است.

راه حل احتمالي دليل احتمالي مسئله

آن را به شيوه‌اي مناسب تراز كنيد.‌‌‌‌‌‌‌‌‌

ديسك تراز نيست.

1-كشش جانبي به تراكتور وارد مي‌شود.

زاويه گروههاي چپ و راست را با هم برابر كنيد.

زاويه گروهها يكسان نيست.

 

زاويه گروهها را كاهش دهيد يا چرخهاي حامل را پايين‌تر ببريد.

عمق كار زياد است.

2-چرخهاي تراكتور زياد بكسوات مي كنند.

 

وزن روي چرخهاي جلو كافي نيست.

 

زاويه گروهها را كم كنيد.

عمق كار گروههاي عقبي زياد است.

3-در وسط راه كار پشته ايجاد مي‌شود.

طول آن را كم كنيد تا دستگاه تراز شود.

بازوي مياني در انواع سوار درست تنظيم نشده است.


آن را به روشهايي كه شرح داده شد تراز كنيد.

دستگاه تراز طولي ندارد.

 
 

سرعت كار زياد است.

 

گروههاي عقبي را به سمت محور مركزي بكشيد و يا به انتهاي داخلي آنها پره‌هاي كوچك ببنديد.

دستگاه تنظيم عرضي ندارد.

 

زاويه گروههاي عقبي را زياد كنيد، تراز طولي برقرار كنيد، در انواع سوار طول بازوي مياني را زياد كنيد تا دستگاه تراز شود.

عمق كار گروههاي عقبي خيلي كم است.

4- در وسط راه كار جوي ايجاد مي‌شود.

 

سرعت كار كم است.

 

در اولين نوبت كار عمق را خيلي كم كنيد تا خشك شدن خاك تسريع  شود.

زمين خيلي مرطوب است.

5- گروهها گرفتگي پيدا مي‌كنند.

آن را تا حد مطلوب كاهش دهيد.

زاويه گروه در خاك مرطوب زياد است.

 
 

گل پاك‌كنها فرسوده شده يا درست تنظيم نشده‌اند.

 

كار را بي‌درنگ متوقف كنيد و تا گشتاور معين، آن را سفت كنيد.

مهره سر محور گروه با گشتاور كافي محكم نشده‌ است.

6- پره‌ها در ضمن كار صدا مي‌كنند.

آنها را روي پره‌هاي عقبي ببنديد.

از پره‌هاي شيار پر‌كن استفاده نشده است.

7- شيار‌هاي ايجاد شده جانبي خيلي عميق‌اند.

دستگاه را تراز كنيد.

عمق قسمت عقب دستگاه زياد است.

 

بين قاب و انتهاي داخلي گروهها فاصله ‌انداز قرار دهيد.

پره‌هاي انتهايي آنها عميق كار مي‌كنند.

8- گروههاي جلويي پشته ايجاد مي‌كنند.

آنها را از هم باز كنيد.

فاصله گروههاي عقبي از هم بسيار كم است.



زاويه گروههاي جلويي زياد است.

 
 

سرعت كار بسيار زياد است.

 
 

زاويه گروهها كم است.

9- عمق نفوذ كم است.

 

وزن دستگاه كم است.

 
 

عيبهاي خاص ديسكهاي يك زانويي

 
 

دستگاه بيش از حد به چپ انحراف دارد.

10- كشش جانبي

 

مالبند تراكتور بسيار كوتاه است.

 
 

زاويه گروه جلويي زياد است.

 
 

زاويه گروه عقبي كافي نيست.

 

در وضعيت چرخ روي زمين كار كنيد.

چرخ تراكتور شيار را بزرگ مي‌كند.

11- شيار راه قبل پر نمي‌شود.

تيغه جلويي سمت چپ را داخل شيار نگه داريد.

دستگاه نسبت به شيار بسيار فاصله دارد.

 

آن ر اطوري قرار دهيد كه اولين پره آن بين دو پره اولي گروه جلويي قرار گيرد.

وضعيت قرار گيري عرضي گروه عقبي درست نيست.


به سمت راست گروه عقبي اضافه كنيد.

از پره شيار پركن استفاده نشده است.

 

زاويه گروههاي جلويي و عقبي را زياد كنيد.

زمين بسيار سخت است.

12- نفوذ كافي نيست

 

زاويه گروهها بسيار زياد است.

13- دستگاه تعادل جانبي ندارد.

گاورنر

" گاورنر "

 : 

گاورنر دستگاهي است که ميزان سوخت ورودي به موتور را براي دستيابي به بهترين دور ممکن, تنظيم مي کند.

 گاورنر یک سوپاپ هوشمند است که به گیربکس در خودروی شما می گوید چقدر سریع برود. آن به شفت خروجی گیربکس وصل شده است، بنابراین موقعی که خودرو سریعتر حرکت می کند، گاورنر سریعتر می چرخد.در داخل گاورنر یک سوپاپ با فنر بار گذاری شده است،که آن را متناسب با اینکه گاورنر چقدر تند می چرخد،باز می کند. بنابراین موقعی که گاورنر تند می چرخد، سوپاپ زیاد باز می شود.پمپ، روغن برای گاورنر را از طریق شفت خروجی تغذیه می کند.

ادامه نوشته

  تنگناهاي مكانيزاسيون كشاورزي

تنگناهاي مكانيزاسيون كشاورزي

 
اصولاً مكانيزاسيون كشاورزي به دليل ارتباط تنگاتنگ آن با بخش هاي مختلف توليدي و اقتصادي از يك سو و شرايط اجتماعي و فرهنگي جامعه روستايي از سوي ديگر متأثر از عوامل و متغيرهاي متعددي بوده و بروز هرگونه كاستي و يا ناهماهنگي در اهداف، سياست ها و روند تحول آنها موجب اختلال در مسير توسعه مكانيزاسيون كشاورزي است.


ادامه نوشته

نسل جدید تراکتور ها



این تراکتوری که در تصویر مشاهده می کنید از لحاظ ایمنی و راحتی کار نسبت به دیگر تراکتور های ساخته شده از کارایی بهتری برخوردار است. تایر های این تراکتور برجستگی بیشتری نسبت به سایر تراکتور ها دارد که باعث محکم شدن آن در سطح زمین میشود. از لحاظ ظاهری نیز این تراکتور زیبایی خاصی دارد.

ادامه نوشته

 تنظیمات گاوآهنهای برگردان دار سوار

کیفیت و کمیت کار گاوآهنها به میزان دقت تنظیمهای آنها بستگی دارد. اصول تنظیم در تمام گاوآهنها یکسان است وفقط ممکن است نحوه دستیابی به وضعیت تنظیم تفاوت داشته باشد. تنظیمهای اصلی گاوآهنهای برگردان دار عبارت انداز:

تراز کردن گاوآهن.

تنظیم عرض کار.

تنظیم عمق کار.

  تراز کردن

یکی از مهمترین تنظیمها برای تمام ماشینهای کشاورزی، بخصوص ابزارهای خاک ورز، داشتن حالت تراز در حین کار است. تراز بودن گاوآهنهای برگردان دار باعث می شود که فشار یکنواختی از خیش بر لایه خاک وارد شود، بار وارد شده بر همه خیشها یکسان باشد و شخم با عمق یکسان و ثابتی انجام گیرد.

ادامه نوشته

عوامل موثر در  انتخاب ماشین کشاورزی مناسب از میان ماشینهای مشابه

            

عوامل موثر در  انتخاب ماشین کشاورزی مناسب از میان ماشینهای مشابه 

يكي از مهمترين مسايل براي كشاورز و يا يك سازمان كشاورزي، انتخاب ماشين مناسب براي امور مربوطه مي باشد تا در مراحل بعدي براي استفاده و نگهداري از آن مشكلات كمتري داشته باشد.

در شرايطي كه خريدار امكان انتخاب ماشيني كه انواع آن در بازار وجود دارد را داشته باشد توجه به نكات كلي زير مي توانند بسيار مفيد باشد:

در نظر گرفتن مارك تجاري ماشين ها

مارك يا علامت تجارتي عبارت است از علامت انحصاري، طرح يا علامت ثابت و مشخص به كار رفته توسط يك كارخانه يا تاجر و يا بازاري كه براي مشخص كردن كالاهايش از كالاها و محصولات مشابه ساير سازندگان يا فروشندگان، مورد استفاده قرار مي گيرد. اكثر كشورها موقعيت خاص چنين علامتي را پس از به ثبت رسيدن آن بر طبق قانون، محفوظ نگاه مي دارند. 

اهميت مارك تجاري در انتخاب ماشين هاي كشاورزي از اين جهت است كه مي تواند نشان دهنده ي موقعيت يك نوع ماشين در بازار باشد.

 
در صورتي كه ماشين از علامت تجارتي و سابقه ي خوبي برخوردار باشد، بهتر مي توان اطمينان حاصل كرد كه سازنده ي اين ماشين ها براي مدتي تمام ماشين يا بعضي از قطعات آن را تضمين مي نمايد. تضمين نمودن به اين معني است كه در صورتي كه در طول زمان مشخص پس از خريد، عيبي در ماشين پيدا شود، سازنده موظف به بر طرف نمودن آن عيب خواهد بود كه اين حالت ممكن است در بين تمام سازندگان عموميت نداشته باشد. بنابراين در هنگام انتخاب و خريد يا قضاوت در مورد ماشين، سازنده ي آن را نيز در نظر داشت، لذا علامت تجاري با توجه به سابقه، مي تواند تا حدودي راهنماي مناسبي باشد.


توجه به نام تجاری

 نام تجاري به طور كلي از مارك تجارتي متفاوت است و عبارت است از نام يا عنواني كه به وسيله ي كارخانه دار براي يك نوع محصول توليدي اش انتخاب مي شود تا اينكه آن ماشين يا محصول توليدي را از ساير ماشين هاي مشابه جدا و مشخص نمايد. يك نام تجارتي مشهور و شناخته شده براي يك ماشين از نظر ميزان فروش بسيار پر اهميت است و استفاده از نام هاي تجارتي در صنايع ماشين هاي كشاورزي به طور قابل ملاحظه اي در جهت انتخاب مدل هاي مختلف ماشين استفاده مي شود و مناسب نيز مي باشد. 

در نظر داشتن مدل هاي مختلف از يك مارك يا نام تجاري

مدل در ماشين هاي كشاورزي مي تواند نشان دهنده ي يك نوع ماشين، يك اندازه، يك طرح اصلاحي يا جديد از يك ماشين قديمي يا يك ماشين جديدي براي هدفي بخصوص يا تركيبي از چند فرم مخصوص ماشين باشد. مشخصه هاي مدل مي تواند به وسيله ي يك سري اعداد يا حروف يا تركيبي از هر كدام تعيين گردد. به عنوان مثال يك كمباين با مدل SP-12 مي تواند نشان دهنده ي اين باشد كه اين ماشين self propelled يا خودگردان و عرض برش آن 12 فوت است. بنابراين در هنگام انتخاب ماشين هاي كشاورزي، معروفيت مدل هاي موجود نيز مي تواند كمكي جهت انتخاب بهتر باشد.

 
توجه به مساله تعميرات و خدمات پس از فروش

 قبل از خريد هر ماشين بايد به در دسترس بودن مراكز تعميراتي آن و نحوه ي خدمات پس از فروش توسط فروشنده توجه ويژه اي داشت. در غير اين صورت ممكن است در انجام كار وقفه هاي طولاني ايجاد شود، بخصوص در امر كشاورزي كه فاكتور زمان براي انجام عمليات بسيار محدود و مهم مي باشد. بنابراين يكي از موارد بسيار ضروري در هنگام خريد ماشين، در نظر داشتن اين مساله است كه آيا قطعات يدكي مختلف ماشين براي انجام تعميرات وجود دارد و به طور كلي خدمات پس از فروش ماشين مورد نظر مناسب است يا خير؟ و با در نظر گرفتن اين مسايل بايد اقدام به خريد ماشين كرد. 
 
طرح ماشين

سازندگان و كارخانه داران مختلف، سري مشابه از ادوات و ماشين هاي كشاورزي را روانه ي بازار مي نمايند ولي اين ماشين ها كاملا مشابه همديگر نيستند و اين همان اختلافي است از ترتيب قطعات متشكله كه طرح هر ماشين را مي سازد.  
در بررسي ساختمان كلي ماشين بايد به شماره ي دنده ها، نقاط در معرض شكستگي يا پارگي، ياتاقان ها، سهولت روغن كاري، تنظيمات ماشين، وسايل و محافظت هاي ايمني، سهولت عملكرد و... توجه ويژه نمود و به طور كلي بايد دقت كرد آيا فرم و وضع ظاهري يك ماشين بدون اينكه راندمان و درجه مقاومتش كاسته شده باشد، جالب توجه است يا خير؟

راحتي كار و استفاده از ماشين و آساني انجام تنظيمات 

سهولت كار با ماشين هاي كشاورزي يكي از موارد بسيار مهمي است كه در هنگام خريد ماشين بايد مد نظر باشد. ماشين هاي كشاورزي زيادي وجود دارد كه ظاهرا مطلوب به نظر مي رسند ولي يك مقدار قدرت و نيروي انساني غير ضروري براي اين كار و استفاده موفقيت آميز از آنها مورد نياز است كه در هنگام انجام كار در چندين ساعت مداوم باعث خستگي بيشتر راننده يا اپراتور مي شود و ممكن است در هنگامي كه ماشين در حال كار است به راحتي قابل تشخيص نباشد. گاهي نيز برخي از ماشين هاي كشاورزي تنظيمات پيچيده و زيادي دارند كه اين مساله هم ممكن است براي كشاورز مشكلاتي را به وجود بياورد. يك ماشين كشاورزي خوب بايد علاوه بر راندمان، استحكام و توان اجرايي بالا، داراي سادگي در تنظيمات و سهولت عملكرد براي كاربر باشد. 
از آنجا كه برخي از اپراتورهاي ماشين هاي كشاورزي وقت كافي صرف تنظيمات ضروري ماشين نمي كنند، اين مساله باعث معيوب شدن و فرسودگي زودهنگام ماشين مي شود. يكي از مهمترين مسايل براي رفع چنين مشكلاتي، آموزش اصولي و راه اندازي ماشين توسط فروشنده به خريدار مي باشد كه بسيار مهم و ضروري است.


ايمني كار

تحقيقات انجام شده و آمارهاي موجود در خصوص تعدادي از حوادث مهلك در هر 100 هزار كارگر نشان داده است كه زراعت معمولا از بسياري از شغل هاي موجود در كارخانه ها خطرناك تر است، بنابراين لزوم توجه بيشتر به رعايت موارد ايمني چه در طراحي و ساخت ماشين هاي كشاورزي و چه در هنگام استفاده از آنها بسيار مهم و حايز اهميت است.
ايمني مي تواند توسط طراحي يا مهندسي تجهيزاتي كه از ايمني كاري بيشتري برخوردارند، افزايش داده شود. از طرف ديگر وقتي كارگران و كاربران ماشين ها نسبت به كاربرد صحيح تجهيزات آموزش يافته اند، احتمال صدمه ديدنشان كمتر است و سرانجام ايمني مي تواند با اعمال مقررات حفاظتي افزايش داده شود. 
قسمت هاي محرك، شافت هاي انتقال نيرو، تيغه هاي برش و امثالهم بايد داراي حفاظ هاي ايمني براي جلوگيري از ايجاد سوانح باشند. در هنگام خريد، وجود و رعايت همه و يا بيشتر موارد فوق در ماشين هاي موجود را بايد مورد توجه قرار داد و بايد ماشيني خريداري شود كه از نظر ايمني در حد قابل قبولي باشد.

 
ارگونوميك

 پيشرفت هاي ماشيني در كشاورزي، بسياري از مشكلات و سختي هاي كارهاي زراعي را بر طرف و يا كاهش داده، ولي در معدودي از امور مكانيزه از طرفي ايجاد فشارهايي بر روي كاربران ماشين هاي كشاورزي نموده است. به عنوان مثال مي توان كار در شرايط گرد و خاك، محيط هاي آلوده و دودي، سوار شدن بر تراكتور به مدت زياد و مداوم و نشستن بر روي صندلي هاي نامناسب و يا كار با دستگاه هاي نامناسب شيردوشي را نام برد. 

ارگونوميك واژه اي است كه در مطالعه و بررسي عواملي كه بر روي كاربر ماشين تاثير دارد به كار مي رود. يافتن اشكالات در اين مورد ممكن است احتياج به آزمايشات و بررسي هاي پزشكي داشته باشد. ولي آنچه مسلم است حل اين نوع اشكالات بستگي كامل به مهندسي طراحي بهتر و مناسبت تر خواهد داشت. 
اين بخش به علت بالا رفتن مدام سطح زندگي بايد بيشتر مورد نظر قرار گيرد و وظيفه ي هر مسوول كشاورزي است كه اين مساله را قبل از اقدام به خريد و يا به كار بردن وسايل مكانيكي كشاورزي مورد مطالعه و بررسي قرار دهد. به طور كلي ارگونوميك مسايلي را كه در رابطه انسان مشغول به كار مكانيكي و در تماس با محيط و وسيله كارش موثر هستند، مطرح مي سازد (رابطه انسان، ماشين و محيط). 
اين روابط و اثراتي كه آنها بر روي كاربر خواهند داشت، مسلما در بالا بردن يا كاهش بازده كار او موثر هستند. 
با توجه به موارد مذكور و انتخاب ماشين از لحاظ اندازه ي مناسب جهت ميزان فعاليت سالانه مي توان يك انتخاب و خريد بهينه انجام داد و باعث پيشرفت امور و سهولت انجام عمليات شد.

ماشینهای خاک ورزي اوليه

خاک ورزي اوليه

خاک کشاورزي چه در آن کشت شده يا نکاشته رها شده باشد، سفت مي شود. براي کاشت مجدد بنابراين بايد آن را فرو نمود طوري که آماده پذيرش بذر گردد. مجموعه عملياتي را که با آن خاک را مناسب کاشت بذر مي نمايند و به عبارت ديگر عمليات قبل از کاشت را خاک ورزي مي نامند. در خاک سفت شده، مجراها يا دالان هاي عمقي ريزي به وجود مي آيند که رطوبت درون آن از اين مسير به سطح خاک آمده و تبخير مي شود. براي جلوگيري از اين کار بايد چند سانتي متر اول سطح خاک خود شوند که اين راهها قطع شوند. در ايران که جزو مناطق نيمه خشک محسوب مي گردد، حفظ رطوبت خاک از اهميت به سزايي برخوردار است.
در زمين پس از کشت معمولاً بقاياي گياهي در دو ريشه در زير هستند. قبل از کشت بعدي بايد اين بقايا را زير و رو نمود تا کار ماشين هاي بعدي با مشکل مواجه نگردد. پس اهداف عمليات خاک ورزي به شرح زيرند:
1) شکستن و خرد کردن به منظور حفظ رطوبت و آماده سازي آن براي پذيرش بذر و تهويه خاک
2) تماس بهتر بذر با خاک – با ريز شدن خاک، بذر تماس بهتري با آن يافته که به جذب رطوبت و مواد غذايي کمک مي نمايد
3) دفن بقاياي گياهي – اين بقايا در خاک پوسيده و همانند کودآلي به حاصلخيزي خاک کمک مي نمايند. مضافاً که با زايل شد اين بقايا، ماشين هاي بعدي به راحتي مي توانند کار کنند.
عمليات خاک ورزي در دو مرحله و حتي گاهي 3 مرحله صورت مي گيرد. مرحله اول را خاک ورزي اوليه نامند که خاک را به قطعات نسبتاً درشت خود، و آن را به طور کامل يا جزيي زير و رو مي نمايند. دفن يا بريدن بقاياي گياهي نيز در اين مرحله انجام مي گيرد. قطعات خاک در اين مرحله انجام مي گيرد. قطعات خاک در اين مرحله هنوز بزرگ است و بايد ريزتر شوند. اين عمل دوم را خاک ورزي ثانويه نامند. در حالي که خاک ورزي اوليه ممکن است تا عمق 40 سانتي متري و بيشتر صورت گيرد، خاک ورزي ثانويه سطحي و معمولاً در 10-15cm سطح خاک انجام مي شود. براي بعضي از بذرهاي ريز مانند بذر پلي رژم چغندر قند، بذر علف و از اين قبيل لازم مي شود که خاک بسيار خرد شود. اين کار را ممکن است مرحله سوم خاک ورزي ناميد که با ماشيني به نام تيلر انجام مي گيرد.
 



  به معناي زير توجه فرمائيد :
کشت ديم :

کاشت محصول بدون نياز به آبياري

کشت آبي :
کاشت محصول با آبياري

عملکرد:
مقدار محصول در هکتار که معمولاً به تن يا کيلوگرم بر هکتار سنجيده مي شود.

زراعت حفاظتي :
اعمال کمترين عمليات خاک ورزي ممکن و حفظ هر چه بيشتر خاک و حاصلخيزي آن

آيش :
نکاشته رها کردن خاک در بعضي از مناطق بخصوص مانطق ديم کم آب يک سال زراعي، خاک را بدون کاشت رها مي نمايند تا قوت کافي براي کاشت سال بعد جذب نمايند.

تناوب زراعي :
کاشت محصولات متفاوت در يک قطعه خاک يا مزرعه در سال هاي مختلف

فصل زراعي :
طول زمان توليد محصول از خاک ورزي تا برداشت

کشت پاييزه :
بذر در پاييز کاشته مي شود

کشت بهاره :
بذر در ماه هاي اسفند يا اوايل بهار کاشته مي شود.

کشت دو محصولي :
دو محصول در يک سال يا فصل زراعي

گياه چند ساله :
محصول چدين سال روي زمين مانده و بر مي دهد. يونجه يکي از اين نوع گياهان است که پس از خاک ورزي و کاشت اوليه، تا چندين سال و هر سال چندين چين مي توان محصول را برداشت نمود.
 



  گاو آهن برگردان :
داراي انواع زير است :

الف) سوار، نيمه سوار، دنباله بند
ب) يک طرفه، دو طرفه
ج) يک خيش، چند خيش



در ايران بيشتر از گاو آهن هاي يک طرفه 3 خيش استفاده مي شود درحالي که نوع دو طرفه آن ارجح است. خاک هاي زراعي ايران معمولاً سخت و خشک است. شخم زدن چنين خاکي، توان زيادي را طلب مي نمايد. بنابر اين با تراکتورهاي 3140 يا 3350 جاندير و يا تراکتورهاي 65-75 اسب بخار، بيش از 3 خيش نمي توان کشيد. گاو آهن هاي دو طرفه سنگين تر و قيمت اوليه آن بيشتر است ولي مزاياي آن بيش از مخارج است.  



  انتخاب نوع گاو آهن :

نوع گاو آهن بايد متناسب با خاک، وسعت مزرعه و توان تراکتور موجود انتخاب گردد. براي خاک هاي سخت ايران براي پوشاندن يا دفن کردن بهتر بقاياي گياهي و برگرداندن خاک به منظور آوردن تخم و لارو حشرات، بهتر است اثر گاوآهن بر گرداندار استفاده نمود. براي مزارع کوچک، گاو آهن هاي برگرداندار و يا سه خيش سوار ولي براي مزارع متوسط يا بزرگ، گاو آهن هاي نيمه سوار و دنباله بند توصيه مي شود. در هر صورت گاو آهن دو طرفه بهتر از يکطرفه است.
شناسايي گاو آهن ساده است . گاو آهن هاي سوار، بر اتصال 3 نقطه تراکتور سوار مي شوند. گاو آهن هاي نيمه سوار داراي يک چرخ حاصل در عقب بوده و در جلو فقط به بازوهاي پاييني تراکتور متصل مي شوند. يعني ماشين فقط دو نقطه اتصال به تراکتور دارد. گاو آهن دنباله بند فقط يک نقطه اتصال دارد يعني از جلو فقط به مالبند ثابت يا گردان تراکتور متصل شده ولي تمام ماشين روي 3 چرخ حامل با دو چرخ در جلو و يک چرخ در عقب حمل مي گردد. گاو آهن هاي نيمه سوار و دنباله بند عمدتاً از جک هيدروليکي براي درآوردن و به خاک انداختن خيشها بهره مي گيرند.
اين جک ها از نوع يک طرفه و شيلنگ آنها به خروجي هيدروليکي تراکتور متصل مي شوند. گاو آهن نيمه سوار ممکن است به چرخ هاي ديگري سواي چرخ حامل مجهز باشد ولي آنها براي حفظ تعادل ماشين در حال کار بوده که هميشه در درون شيار شخم قرار مي گيرند. گاو آهن هاي بش از 4-5 خيش را از نوع نيمه سوار مي سازند چون بلند کردن آن با دستگاه هيدروليک تراکتور مشکل آفرين است. گاو آهن هاي 7 خيش يا بيشتر معمولاً به صورت دنباله بند طراحي مي گردند. گاو آهن هاي با خيش زيادتر براي مزارع بزرگتر مناسب مي باشند که زمان اجراي شخم را کم کرده يا بازده زماني زياد شود. مضافاً که اين نوع گاو آهن ها نياز به توان بسيار داشته و تراکتورهاي کشنده آنها بايد از قدرتي زياد و kw150 به بالا برخوردار باشند. تراکتورهاي امروزي اروپايي با توان 300-250k ساخته مي شوند.
 



  آماده کردن گاوآهن براي خاک:

1) تراز بودن گاو آهن در هنگام اجراي شخم – اين تراز شامل تراز افقي و تراز عرضي مي باشد.
2) سرعت حرکت تراکتور و ماشين
3) تنظيم عمق کار
براي اتصال گاو آهن سوار ونيمه سوار، به تراکتور لازم است که بازوي پاييني اتصال 3 نقطه را پايين بود. اين کار همانطور که گفته شد با پيچندن پيچ سر بازوي رابط طرف راست راننده انجام مي گيرد. پس از اتصال دو بازوي پاييني بايد ساق وسط را طويل نمود تا به گاو آهن برسد. اين مراتب را مي توان به شرح زير فهرست کرد:
الف) راننده تراکتور را به عقب رانده تا در موقعيت مناسب نسبت به گاو آهن قرار گيرد
ب) بازوي پاييني تراکتور با اهرم اصلي هيدروليک آن قدر پايين برده مي شود. تا مطابق بين اتصال طرف چپ ( چپ راننده) گاو آهن قرار گيرد
پ) بين طرف چپ گاو آهن را در قرقره بازوي طرف چپ تراکتور مستقر نموده و پايين قفلي، قفل شود. اين عمل را کمک راننده يا خود راننده پس از پياده شدن از تراکتور مي تواند انجام دهد.
اگر راننده بايد اين کار را انجام دهد، نبايد فراموش نمايد که ترمز دستي تراکتور را بکشد
ت) بازوي پاييني سمت راست تراکتور با باز کردن پيچ سر بازوي رابط آن قدر پايين برده مي شود تا مطابق بين طرف راست گاو آهن قرار گيرد.
ث) اين پين را در قرقره طرف راست بازوي پاييني تراکتور انداخته و با پين مخصوص قفل مي شود.
ج) ساق وسط را که از يک سر به تراکتور متصل مي شود، با پيچاندن مهره وسط دو سر رزوه آن طويل نموده تا سر ديگر اين ساق به محل اتصال خود به گاو آهن برسد. اين محل اتصال را فيل گوش مي ناميم
چ) پين اتصال فيل گوش را انداخته و با پين قفلي ، قفل مي کنيم
ح) گاو آ]ن را با اهرم اصلي هيدروليک بلند کرده، به محل اجراي شخم مي بريم.
خ) بازوي پاييني طرف راست تراکتور با طويل کردن طول بازوي رابط آن قدر پايين برده تا خيش ها به طرف راست متمايل شوند
د) طول ساقه وسط را کوتاه نموده تا گاو آهن کسي به جلو متمايل گردد.
 



  اجراي شخم و تنظيمات گاو آهن

شخم زدن بر حسب شکل زميني و توپوگرافي (دشت ، تپه ماهور) و نوع گاو آهن به اشکال گوناگون مي توان انجام داد. معمول ترين الگوي شخم، روش معروف به سرزميني است. در اين روش ابتدا خطي را در سرزمين و ته زمين مي کشيم. اين خط با شخم زدن با نوک خيش ها انجام مي گيرد. پهناي سرزمين و ته زمين بايد آن قدر باشد که تراکتور روي آن به راحتي دور بزند. يک پهناي 6 متري مي تواند کافي باشد.


براي شخم با گاو آهن برگرداند از يک طرفه بايد زمين را قطعه بندي نمود. طول اين قطعات برابر همان عرض مزرعه مي باشد ولي پهناي آن را چنان گرفت که بيشترين بازده را داشته باشد. ولي به طور تخمين 12-15 متر مناسب است.  



  اندام هاي يک گاو آهن برگرداندر:

اندام هاي اصلي يک گاو آهن برگرداندر شامل خيش، دسته اتصال، قاب، کارد، خيش ، پيش برد(خيشک)، چرخ تثبيت و يا چرخ حامل، لنگي وسيله ايمني و اتصالات ماشين به تراکتور:  

الف) خيش :
از فولاد 3 نقطه و به اشکال گوناگون ساخته مي شود. تفاوت عمده اين خيش ها در شکل و انحناء صفحه برگردان آنهاست که هر يک براي نوع خاصي از خاک ساخته شده است. به عنوان مثال، صفحه برگردان استوانه ي (خيش وسط طرف چپ) براي خاک هاي شني ولي از آن شکافدار (طرف راست پايين) براي خاک هاي رسي چسبنده طراحي شده اند.

ب) تيغه :
قطعه اي فولادي و لبه تيز است. سرتاسر لبه تيغه تيز بوده و وظيفه بريدن خاک را به عهده دارد. اين لبه بايد هميشه تيز بماند.

ج) صفحه برگردان :
انواع بسيار متفاوتي دارد. صفحه انحناء و از فولاد 3 لايه است. انحناء صفحه بايد متناسب با جنس خاک انتخاب گردد

د) پيشاني :
قطعه جلو صفحه برگردان است که بيش از بقيه قسمت هاي صفحه برگردان سائيده مي شود. لذا در بعضي از خيش ها آن را به صورت جدا شدني روي تنه پيچ مي کند.

ذ) سرخيش :
براي دفن بهتر بقاياي گياهي سطح خاک به کار رفته و ضمناً عمق بيشتر شخم را اجازه مي دهد.

س) دنباله :
براي بهتر خرد کردن خاک هاي رسي و چسبنده به کار مي رود

ش) کفش :
اتکايي براي خيش روي کف شيار شخم مي باشد. تنظيم درست گاو آهن زماني است که انتهاي کفش اثري جزيي بر ته شيار شخم بر جاي گذارد.

5) پاشنه :
در انتهاي بعضي از انواع کفش ها ي در انتهاي کفش آخرين خيش، قطعه اي جدا شدني و گاهي قابل تنظيم تعبيه مي شود که کفش را از سايش حفاظت مي نمايد.

تنه :
قطعه ايست که ساير اجزاء خيش که تاکنون گفته شد مستقيماً يا به طور غيرمستقيم بر آن سوار مي شوند. دسته اتصال خيش به قاب گاو آهن نيز از يک سر به اين قطعه متصل است.

دسته اتصال :
هر تنه و خيش گاو آهن توسط دسته اي به قاب گاو آهن متصل مي شود. در اين محل اتصال، نوعي وسيله حفاظتي تعبيه مي گردد که در صورت برخورد خيش به مانع، خيش را آزاد مي کند. انواع متفاوتي از اين نوع وجود دارند. ضامن فنري يک نوع از آن است و پين برشي نوع ديگري در نوع پين برشي، خيس را پس از ازاد شدن بايد به جاي اول خود برگردانده، يک پين نو جايگزين نمود.

قاب :
قطعه اي است که همه اجزاء متشکله گاو آهن را به يکديگر پيوند مي دهد. بيشتر آنها را چون از بالا نگاه کنيم به شکل A مي بينيم.

کارد :
براي برش عمودي خاک به کار مي رود. در انواع قديمي به شکل کارد آشپزخانه بود ولي امروزه اکثراً از نوع بشقابي يا ادوار است.

خيشک :
به مان شکل گاو آهن برگرداندار بوده و همان کار را انجام مي دهد ولي کوچکتر است. وظيفه آن برگردان لايه نازکي از خاک سطحي قبل از برگردان خاک توسط خيش اصلي است. با اين ترتيب بقاياي گياهي در عمق خاک مدفون گشته تا بهتر پوسيده گردند و نيز همچون يک کود آلي عمل نمايند.

لنگي :
ميله دو سر لنگي در جلو گاو آهن مستقر گشته است که دو نقطه اتصال پاييني گاو آهن به تراکتور را تأمين مي نمايد. وظيفه اصلي اين ميله، چرخاندن قاب در سطح افق است طوري که عرض کار خيش اول تنظيم گردد. براي انجام اين کار بايد ميله را حول محور خود گرداند.

وسيله ايمني :
روي گاو آهن هاي مختلف، وسايل ايمني متفاوتي براي آزاد سازي خيش در برخورد با موانع مختلف تعبيه شده است. همانطور که در بند مربوط به دسته اتصال گفته شد، پين برشي يکي از آنهاست. در بعضي از گاو آهن ها، از فنر تحت فشار استفاده شده است که خيش را پس از رفع مانع به طور خودکار به جاي خود برمي گرداند.

گاو آهن بشقابي :
تعدادي بشقاب با قطر نسبتاً بزرگي هستند که توسط دسته اي به قاب متصل مي شوند. اين گاو آهن نيز همانند گاو آهن هاي برگرداندار ممکن است يک طرفه، دو طرفه و يک خيش يا چند خيش باشد. اين گاوآهن خاک را برگردان نمي کند بلکه بقاياي گياهي و خاک را بريده و با يکديگر مخلوط مي نمايد کار گاو آهن برگرداندار در خاک هايي که ريشه گياه در آن زياد و سخت باشد ممکن است با مشکل روبرو گرديد. لبه بشقابها تيز و ممکن است صاف يا کنگره دار باشند. فرو رفتن بشقاب ها تابع وزن روي آنها و زاويه تمايل عمودي است. بنابراين هر چه گاو آهن سنگين تر بوده يا وزنه روي قاب اضافه گردد، بهتر بيشتر در خاک نفوذ مي کند. اين گاو آهن ها فقط دو تنظيم دارند.
اين گاو آهن ها فقط دو تنظيم دارند يکي تنظيم زاويه تمايل عمودي که ذکر شد و ديگري تنظيم زاويه تمايل جانبي. با تنظيم اول، عمق شخم ولي با تنظيم دوم عرض کار خيش ها تعيين مي شود. مناسب ترين تنظيم عرضي آن است که خاک بين دو بشقاب شخم نخورده نماند يعني خط برش طرف راست خيش دوم روي خط برش طرف چپ خيش اول بيفتد. هر بشقاب در وسط خود داراي بلبرينگي است که دسته اتصال به قاب سوار مي شود.اين بلبرينگ به بشقاب اجازه مي دهد که حول محور خود بگردد. عمق خود بشقاب نبايد از حدود يک سوم قطر آن تجاوز نمايد تا بتواند اين حرکت دوراني را حفظ کند.
 



  گاو آهن قلمي ( چيزل) :

اين گاو آهن به هيچ وجه خاک را برگردان نمي کند بلکه خاک را پس از نفوذ در آن فقط خرد مي کند. همانند دو نوع ديگر، اين گاو آهن نيز ممکن است سوار، نيمه سوار يا دنباله بند باشد. گاو آهن هاي برگرداندار و بشقابي و به خصوص اولي به سبب زير و رو کردن خاک باعث از دست رفتن رطوبت خاک مي شوند . گاو آهن قلمي به اين دليل که خاک را واژگون ننموده ولي لايه روي خاک را خرد مي نمايد، در حفظ رطوبت بسيار مؤثر بوده و لذا براي مناطق ديم توصيه مي شود.  



  گاو آهن زير شکن (ساب سويلر) :

اغلب نياز به خرد کردن اعمال خاک پيش مي آيد. خاک در عمق خود به دلايل مختلف ممکن است آن قدر سفت شود که نفوذ آب و تهويه آن با مشکل روبه رو گردد. در چنين مواردي از گاو آهن زير شکن بهره گرفته مي شود که شبيه گاو آهن قلمي است با اين تفاوت که به سبب عمق کار زياد آنها ساختاري بسيار محکم داشته، توان زيادي نيز مي طلبند. دسته خيش اين گاو آهن ها ممکن است راست يا انحناء دار باشند. در انتهاي هر دسته يک تيغه قلمي يا پنجه غازي نصب مي گردد. عمق کار اين گاو آهن ها ممکن است به 90 سانتي برسد. معمولاً بايد از تراکتورهاي 100 اسب بخار به بالا بهره گرفت.  



  تيلر:
(خاک شکن):

اين وسيله را نيز چون براي خرد کردن خاک به کار مي رود مي توان نوعي گاو آهن به حساب آورده تفاوت اين ماشين با ساير گاوه آهن ها در اين است که عمل خرد کردن خاک را در اثر حرکت دوراني انجام مي دهد. حرکت دوراني تيغه هاي اين دستگاه از محور تواندهي تأمين مي شود. تيلر متشکل از استوانه اي دوار است که در پيرامون آن دو به طور زيگزاگ، تيغه هاي L شکلي نصب شده اند سرپوشي قابل تنظيم، روي تيغه ها را مي پوشاند. با بالا و پايين بردن اين سرپوش، شدت عمل خرد کردن ماشين تنظيم مي شود. هرچه سرپوش بالاتر قرار گيرد، خاک کمتر خرد شده بلکه قطعات نسبتاً درشت کلوخه در سطح خاک باقي مي گذارد. براي زياد خرد شدن خاک، بايد سرپوش را پايين آورد. چنين خاکي براي کاشت بذرهاي ريز همچون بذر پلي رژم چغندر گاهي مورد نياز است.
از اين وسيله بيشتر درباغات و براي خرد کردن خاک و از بين بردن علف هرز بين رديف هاي درختان استفاده مي شود. انواعي از آن به جاي پشت تراکتور درکنار آن قرار مي گيرد که براي شخم زدن زير درختان مناسب است عمق کار تيغه ها کم و معمولاً از 10-15 سانتي متر تجاوز نمي نمايد.


 

ماشینهای خاک ورزي ثانويه

                                       خاک ورزي ثانويه

خاک شخم شده داراي کلوخ هايي است که براي کار ماشين هاي بعدي يعني کارنده ايجاد اشکال مي نمايند. مضافاً بذري که در اين شرايط کاشته شود تماس کاملي با خاک نداشته و لذا جذب آب و مواد غذايي براي آن مشکل خواهد بود. ماشين هايي وجو دارند که کلوخ هاي حاصل از شخم را خرد نموده و سطح خاک را نيز کاملاً هموار مي نمايند. اين ماشين ها را که نسبت به ماشين هاي خاک ورزي اوليه سبک تر بوده و در عمق کمتري نيز کار مي کنند. پيام ماشين هاي خاک ورزي ثانويه نامگذاري کرده اند و عبارتند از :
1) هرسها
2) بشقابي (ديسک)
3) دندانه ميخي
4) دندانه فنري
5) ماله
6) کولتيواتور مزرعه اي
7) غلتک
8) جوي کن
9) نمد کن
10)چاله کن
يک ماشين خاک ورز ثانويه ممکن است از نظر شکل شبيه يک خاک ورز اوليه باشد. تميز اين دو بر اساس عمق کار آنها استوار است .



  A)هرس ها :

يکي از معمولي ترين ادوات شخم ثانويه هستند که در 3 نوع ديده مي شوند.
1) بشقابي
2) دندانه اي ميخي
3) دندانه هاي فنري
 



  الف) هرس بشقابي (ديسک):

يکي از معمولي ترين ادوات و شايد تنها ماشين خاک ورزي ثانويه در ايران است.دو نوع هرس بشقابي يا ديسک وجود دارند. دو زانويي (تندم) و يک زانويي (آفست). هر يک از اين دو نوع ممکن است سوار يا دنباله بند باشند. يک هرس بشقابي دو زانويي سواز 20 پره در زير مشخص است.


دو گروه بشقاب طرف راست و يا چپ شکل يک زانو را تداعي مي کنند و به اين سبب آن را دو زانوعي مي ناميم، در برابر، هرس هاي يک زانويي نيز وجود دارند که فقط از دو گروه بشقابي ترکيب يافته است واژه خارجي اين نوع هرس آفست (offset) مي باشد. اين هرس هاي اخير را معمولاً سنگين تر مي سازند و لذا شدت عمل بيشتري در خرد کردن کلوخ هاي پس از شخم دارند. تعداد بشقابها بسيار متفاوت و از 16 تا 72 و بيشتر يافت مي شوند. قطر و وزن بشقابها نيز مي توانند بسيار متغير باشند. قطر دايره يا بشقاب تا 60 سانتي متر و وزن روي هر يک تا 100 کيلوگرم مي رسد. تنها تنظيم لازم براي اين ماشين ها, زاويه استقرار گروهها روي هر بشقاب دارد به اين سبب در زمين هاي سخت ممکن است وزنه هايي روي بشقاب ها يا روي قاب ماشين سوار نمود.
در ايران به سبب سفتي خاک، پس از شخم اوليه، معمولاً دو بار ديسک چپ و راست مي زنند. فاصله بشقابها در ماشين هاي مختلف مي تواند متفاوت باشد. فاصله 5/17 سانتي متري براي نرم کردن زياد خاک و 5/22 سانتي متري براي بريدن ؟؟ و اختلاط کود شيميايي با خاک و 5/28 سانتي متر براي عمق کار بيشتر در خاک هاي با بقاياي گياهي سنگين.
 



  ب) هرس دندانه ميخي :

ماشين هاي نسبتاً ساده اي هستند که قاب آنها صلب يا قابل انعطاف ساخته مي شود. اين ماشين ها عموماً از نوع سوار هستند. از اين ماشين براي بيشتر خرد کردن کلوخه پس از شخم اوليه يا پس از ديسک زدن و نيز در بهار، قبل از کشت، براي از بين بردن علوفه هاي هرز جوان استفاده مي شود.  



  ج) هرس دندانه فنري :

اين ماشين همان کار دندانه ميخي را انجام مي دهد با اين تفاوت که به سبب فنريت دسته تيغه خاک را بهتر خرد مي کند. از نظر ظاهر شبيه گاو آهن قلمي (چيزل) است ولي عمق کار آنها کمتر از آن گاو آهن است.  



  B) ماله ها :

پس از هرس زدن ، سطح خاک هنوز ناصاف است براي همواري بيشتر، ماله مي زنند. ماله وسيله اي ساده و معمولاً يک سطح صاف و سنگين همچون الوار ولي فولادي است.  



  c) کولتيواتور مزرعه اي :

براي کشت بهاره، خاک را معمولاً در پاييز آماده مي کنند ولي در بهار و قبل از کشت ممکن است در اثر بارندگي زمستاني سفت شده و نيز علف هرز جوان روئيده باشد. براي شکستن سله (لايه نازک سخت شده روي خاک) و از بين بردن اين علف ها از کولتيواتور مزرعه بهره گرفته مي شود. اين ماشين يکي از وسايلي است که براي بستر سازي به کار مي رود. ملاحظه مي گردد که کولتيواتور مزرعه اي شبيه هرس دندانه فنري در حقيقت يکي است. دو نوع تيغه کوچک و بزرگ پنجه کلاغي براي وجين علف هاي هرز به کار مي روند که در اين صورت ماشين را کولتيواتور رديفي يا وجين کن مي خوانند.  



  غلتک :

خاک ورزي را سمي مي کنند در پاييز انجام دهند تا برف و باران زمستاني بهتر در آن نفوذ نموده و در نتيجه تخم و لارو حشرات از بين بروند ولي بستر آماده شده براي کشت بهاره ممکن است در اثر يخ زدگي باد کند (پف نمايد) اين وضعيت مطلوبي براي کشت بذر نيست. بدين سبب به عنوان آخرين مرحله خاک ورزي ثانويه آن را غلتک مي زنند. غلتک زدن به همين دليل است که حتي پس از کاشت بذر ممکن است ضروري افتد. در زمين ناصاف ديم ، از غلتک قابل انعطاف استفاده مي شود که شکل پستي و بلندي را به خود مي گيرد. در بعضي از کشت و کارها همچون چمن و يونجه که بذرها بسيار ريزند غلتک را به تنهايي روي بذرها مي دوانند تا تماس بذر و خاک به منظور جذب بهتر رطوبت و مواد غذايي بهتر شود ولي در خاک ورزي ثانويه به عنوان جزيي از يک ماشين ديگر به کار مي رود. اين ماشين مرکب (combinator) خوانده مي شود. اين ماشين ها را در ايران به نام کمبينات ناميده اند.  



  E) حاوي کن (Furrower)

براي کشت گياهان آبي نياز به جوي هاي آبياري است. در نقاط پر باران نيازي به اين وسيله نيست ولي در ممالک خشکي مثل ايران يکي از الزامات است. رديف کارها که جلوتر به آنها مي رسيم به جوي کن ها رسيم به جوي کن ها نيز مجهزند ولي خطي کارها يعني ماشين هايي که کشت گندم و جو کاربرد دارند معمولاً فاقد اين قطعات هستند.  



  f) نهر کن ها :

در کشت آبي، جويها در هر قطعه از مزرعه به فاصله هاي 15 تا 25 سانتي متري درآورده مي شوند ولي اطراف هر قطعه را نيز براي ورود و خروج آب به آن قطعه هردر مي آورد. نهرکن ها دقيقاً شبيه جوي کن ها بوده ولي بزرگترند و عقبه آنها قابل تنظيم مي باشند. طوري که بتوان نهرهاي با سطوح متفاوت به وجود آورد.  



  G) چاله کن :

براي گودکني هاي درختان يا نصب تيرهاي چراغ برق و از اين قبيل به کار مي رود. وسيله ساده اي است که به اتصال سه نقطه تراکتور بسته شده و مته آن توسط محور تواندهي به دوران در مي آيد. چاله کن ها بيشتر در باغ ها يا براي کشت درختان در اطراف مزارع به کار مي رود.  

ماشینهای کاشت

                                          کاشت

تا اينجا مزرعه را آماده کشت گياه نموده ايم. چگونگي کاشت بذر :
1) بذرافشاني
2) خطي کاري
3) رديفکاري
4) تک دانه کاري
5) کپه کاري



 

  ب) اندامي از گياه که بايد کاشته شود:

1) بذر
2) غده
3) نشاء
4) قلمه
 



 

  ج) از نظر آبياري :

1) جوي پشته اي
2) غلام گردشي
3) غرقابي
4) ديم
 



 

  الف) بذرکاري :

عملي است که با آن ، بذر گياه کاشته مي شود. بعضي از بذرها بسيار ريزند. يونجه و چمن از اين نوع اند. براي اين بذرهاي ريز بايد تجهيزات خاصي به ماشين بذر کار اضافه گردد.  



 

  ب) بذر افشاني :

بذرها در سطح مزرعه پراکنده شده، سپس با وسيله اي همچون هرس بشقابي (ديسک) پوشانده مي شوند.  



 

  ج) خطي کاري :

بذر در رديف هاي موازي يعني روي خطوط ريخته مي شود. فاصله بين رديف ها کم و تا 15 سانتي متر بيشتر نيست بذر گندم وجود و بعضي ديگر از غلات به اين طريق کاشته مي شوند. بذرهاي هر رديف به طور اتفاقي پايين ريخته مي شوند و فاصله اي بين آنها نيست.  



 

  د) رديف کاري :

بذرها روي خطوط يا رديف هايي کشت مي شوند که فاصله از 40 تا 100 سانتي متر و بيشتر ممکن است داشته باشند. چغندرقند و يونجه را به عنوان مثال در فاصله رديف هاي 50 تا 60 سانتي متري ولي ذرت علوفه اي 75 سانتي متر و ذرت دانه اي در فاصله 105 سانتي متري کشت مي شوند. اين نوع گياهان را وجيني نيز مي نامند. وجين يعني از بين بردن علف هاي هرز بين رديف ها، گياهاني که خطي کاري مي شوند نيازي به وجين کاري ندارند لذا فقط آنهايي رديف کاري مي شوند که بايد وجين شوند. به اين سبب فاصله رديف هاي کشت بايد دست کم 40 سانتي متر باشد تا ماشين هاي وجين بتوانند در اين فاصله کار کنند.
علت اصلي فاصله دار نمودن رديف هاي کشت آن است که هر گياه نياز به فضاي نسبتاً زيادتري (نسبت به آنهايي که خطي کاريي مي شوند براي رشد خود دارند ولي همين موضوع به علف هاي هرز اجازه رشد مي دهد که اگر از بين نروند با محصول اصلي به رقابت مي پردازند.
 



 

  تکه دانه کاري :

بذرهاي روي هر رديف از رديف کاري ممکن است بدون فاصله يا با فاصله کشت شوند. روش اول را رديف خطي کاري و دومي را تک دانه کاري نامند. فاصله بين بذرهاي روي هر رديف ممکن است تا 20 سانتي متر هم برسد. گاهي سعي مي شود که بذرها روي رديف ها طوري قرار گيرند که چهار گوشه يک مستطيل را تداعي نمايند. اين روش را بذرکاري دقيق نامند و در قديم مرسوم بود تا بتوان عمل وجين را در جهت عمود بر رديف ها نيز انجام داد. بذر چغندر قند پلي ژوم است. يعني به ظاهر بذري خود متشکل از چندين بذر است اين بذر بايد رديف کاري شود و بين بذرهاي روي هر رديف نيز فاصله باشد ولي چون از هر بذر ممکن است بيش از يک جوانه رشد نموده و به رقابت با يکديگر بپردازند، بايد بعضي از آنها را از بين برد. به اين منظور از ماشين هاي استفاده مي شود که تنک کن خوانده مي شوند. اين ماشين ها بعضي از جوانه ها را قطع مي نمايند.  



 

  کپه کاري :

قدرت ناميه بعضي از بذرهاي يک گياه ممکن است با يکديگر متفاوت باشد. براي اطمينان از رشد دست کم يک جوانه ضمن رديف کاري، در هر نقطه بيش از يک بذر ريخته مي شود. در اين حالت نيز ممکن است نياز به تنک کردن باشد چون احتمالاً بيش از يک جوانه در هر نقطه رشد مي کند.  



 

  غده کاري :

سيب زميني را کمتر با بذر بلکه با غده کاري ازدياد مي نمايند. هر دانه سيب زميني يا قطعه اي از آن را که دست کم يک چشم روي آن باشد مي کارند. اين عمل را غده کاري مي گويند. کشت پياز، سير و گل هاي پياز دار را نيز غده کاري مي نامند.  



 

  نشا کاري :

بذر بعضي از گياهان را نمي توان مستقيماً در مزرعه کاشت بلکه بايد در شرايط کنترل شده گلخانه سبز نموده و سپس جوانه ها را درمحل اصلي کشت نمود. محل کشت اوليه اين بذرها را خزانه و جوانه ها را نشاء نامند. برنج، گوجه فرنگي، بادمجان نمونه هايي از گياهاني هستند که بايد نشا کاري شوند.  



 

  قلمه کاري :

نيشکر يکي از محصولاتي است که بايد قطعه اي از ساقه حاوي دست کم يک چشم را کشت نمود. اين تکه ساقه ها را قلمه گويند.  



 

  آبياري جوي پشته اي :

آب در جوي هايي روان مي شود که با جوي کن درآورده شده اند. اين روش آبياري بيش از ساير روش ها در دنيا معمول گشته شايد به اين دليل که عمليات بعدي داشت و برداشت در آن راحت تر است. ولي آب نسبتاً زيادي نيز تلف مي گردد يعني بازده آبياري آن پايين است.  



 

  آبياري غلام گردشي :

همانند روش جوي پشته اي است با اين تفاوت که سر هر جوي به جوي مجاور يکطرف و ته جوي به جوي مجاور طرف ديگر باز است. صيفي جات را معمولاً به اين روش مي کارند. بازده آبياري آن بيش از روش جوي پشته اي است ولي اجراي ماشيني آن مشکل تر مي باشد. آبياري غرقابي : مزرعه به قطعات نسبتاً کوچکي تقسيم بندي شده که چهار طرف آن را پشته سازند. هر قطعه را يک کوت نامند. آب را در کوت رها نموده تا به مرور در خاک فرو رود. اين روش، بيشترين بازده آبياري را داشته ولي درآوردن کرتها با ماشين بسيار مشکل است. در ايران سبزيجات را به اين روش مي کارند. برنج يکي از محصولات عمده اي است که بايد آن را به اين طريق آبياري نمود. . کشت بذر در هر کرت مي تواند به صورت بذرافشاني يا رديف کاري باشد. نشاء برنج را رديف کاري مي کنند.  



 

  ديم کاري :

با آب باران آبياري مي شود و لذا نيازي به درآوردن جوي و پشته نيست. ساير روش هاي آبياري معمول مذکور نيز اعمال نمي گردد.

بذر افشان :
بذر در مخزني ريخته مي شود که از ته آن به روي صفحه اي دوار مي ريزد. اين صفحه با حرکت دوراني خود که از محور تواندهي يا چرخ هاي حامل ماشين تأمين مي شود با سرعت مي گردد و بذر تا شعاع 8 متر و بيشتر پرتاب مي نمايد. اين ماشين ها در انواع يک پره اي و دو پره اي وجود دارند. نوع دوم داراي شعاع پرتاب دو برابر و مخزني با گنجايش بيشتر مي باشد. در ابتدا اين ادوات براي پخش بذر اختراع شدند ولي با پديدار شدن خطي کارها از آنها فقط براي پخش کود شيميايي استفاده شود و مي وشد. خطي کارها از طرفي براي کشت آبي گندم و جو مناسب نيستند چون فاقد جوي کن هستند. همپوشاني نيز يکي ديگر از معايب بذرافشاني مي باشد. فاصله رديف هاي پاشش بايد طوري باشد که هر سفر، تقريباً يک سوم شعاع پا شش سفر قبلي را بپوشند. به عبارت ديگر شعاع کل پاشش بذر افشان را بايد دو سوم شعاع فيزيکي پرتاب در نظر گرفت. براي او کاري علف مراتع و چمن کاري بهرحال، اين ماشين يک وسيله سريع و مناسبي است.

خطي کارها :
معمول ترين ماشين هاي کاشت بذر در دنيا براي کشت ديم مي باشند. هر ماشين از قطعات زير ترکيب مي يابد :
1) مخزن بذر و معمولاً مخزن کود
2) موزع
3) لوله سقوط
4) شيار بازکن
5) پوشاننده بذر
6) وسايل تنظيم ميزان پاشش بذر
7) خظ کش ها
8) چرخ هاي حامل

مخزن :
معمولاً از دو مخزن مکعب مستطيلي به هم چسبيده تشکيل شده اند.

موزع :
بذر و کود توسط دستگاهي از ته مخزن گرفته شده، به لوله سقوط مي ريزند اين دستگاه را موزع مي نامند. حرکت دوراني موزع معمولاً از چرخ بذر کار تأمين مي شود. موزع بذر و کود معمولاً با يکديگر متفاوتند. موزع ها قابل تنظيم هستند طوري که ميزان معيني بذر يا کود را از مخزن خارج مي کند. اين ميزان بر حسب کيلوگرم در هکتار تعيين مي شود.